Sunday, 3rd Dec 2023
یکشنبه, ۱۲ ام آذر ۱۴۰۲
گنجینـه؛  راهنمای ایرانیان کانـادا

کتاب شهروندی کانادا

The Oath of Citizenship

I swear (or affirm)
That I will be faithful
And bear true allegiance
To Her Majesty Queen Elizabeth the Second
Queen of Canada
Her Heirs and Successors
And that I will faithfully observe
The laws of Canada
And fulfil my duties as a Canadian citizen.

سوگند شهروندی

من قسم می‌خورم که به ملکه الیزابت دوم،ملکه کانادا و وارثان و جانشینانش متعهد باشم و در وفاداری باقی بمانم و با وفاداری، قوانین کانادا را رعایت کنم و تمام وظایفم را به عنوان یک شهروند کانادایی اجرا کنم.

Understanding the Oath

In Canada, we profess our loyalty to a person who represents all Canadians and not to a document such as a constitution, a banner such as a flag, or a geopolitical entity such as a country. In our constitutional monarchy, these elements are encompassed by the Sovereign (Queen or King). It is a remarkably simple yet powerful principle: Canada is personified by the Sovereign just as the Sovereign is personified by Canada.

درک و فهم قسم

در کانادا ما وفاداری خود را نه تنها به قانون اساسی، پرچم و یا قلمروهای جغرافیایی همچون کشور، بلکه نسبت به کسی که نماینده‌ی تمام کانادایی‌ها بوده، اعلام می‌داریم. در قانون سلطنتی این موارد همگی توسط عالی‌ترین مقام سلطنتی ( ملکه یا پادشاه) تعیین می‌شود. این امر قابل درک و ساده که به عنوان یک اصل اساسی و مهم مطرح می‌شود، این است که کانادا توسط پادشاه و پادشاه نیز توسط کانادا معرفی و شناخته می‌شود!

Notice – Third-party citizenship study guides, tests and questions

The only official study guide for the citizenship test is Discover Canada: The Rights and Responsibilities of Citizenship, available from Citizenship and Immigration Canada at no cost. If you have applied for citizenship and are preparing for the citizenship test, your primary resource should be the official study guide. If you use any other material to prepare for the citizenship test, you do so at your own risk.

نکته: تنها کتاب راهنمای شهروندی رسمی برای سوالات و آزمون‌ها، همین کتاب پیش رو یعنی کتاب

»همه چیز درباره‌ی کانادا؛ حقوق و مسئولیت‌های شهروندی «است که به صورت رایگان در اختیار شهروندان و مهاجران کانادا قرار گرفته است. اگر برای آزمون شهروندی آماده می‌شوید و یا درخواست شهروندی داده‌اید، منبع اصلی شما برای سوالات، همین راهنما است. اگر شما از هر منبع دیگری برای سوالات استفاده کنید، مسئوليت آن با خود شما خواهد بود.

Message to Our Readers

Welcome! It took courage to move to a new country. Your decision to apply for citizenship is another big step. You are becoming part of a great tradition that was built by generations of pioneers before you. Once you have met all the legal requirements, we hope to welcome you as a new citizen with all the rights and responsibilities of citizenship.

پیغامی به خوانندگان

خوش آمدید !مهاجرت به کشور جدید اراده قوی می‌طلبد. تصمیم شما در مهاجرت به کانادا گام بزرگی در زندگی شما است. شما به بخشی از یک ملت بزرگ تبدیل می‌شوید که توسط پیشینیان بنا نهاده شده است. زمانی که تمامی اقدامات قانونی را انجام دادید، ما نیز به شما به عنوان یک شهروند جدید که به حقوق و مسئوليت‌های خود آگاه است، تبریک خواهیم گفت.

Canada has welcomed generations of newcomers to our shores to help us build a free, law-abiding and prosperous society. For 400 years, settlers and immigrants have contributed to the diversity and richness of our country, which is built on a proud history and a strong identity.

کانادا میزبان نسلی از مهاجران و تازه واردهایی است که در کنار سواحل ما و به هدف ساخت یک جامعه‌ی آزاد پای‌بند به قانون و موفقیت، گرد هم آمده‌اند. در ۴۰‌۰ سال گذشته، ساکنین و مهاجران، تنوع و غنا را به جامعه هدیه کرده‌اند که این خود تاریخ پرشکوه و هویت برتری را برای این ملت به دنبال داشته است.

Canada is a constitutional monarchy, a parliamentary democracy and a federal state. Canadians are bound together by a shared commitment to the rule of law and to the institutions of parliamentary government.
Canadians take pride in their identity and have made sacrifices to defend their way of life. By coming to Canada and taking this important step toward Canadian citizenship, you are helping to write the continuing story of Canada.
Immigrants between the ages of 18 and 54 must have adequate knowledge of English or French in order to become Canadian citizens. You must also learn about voting procedures, Canada’s history, symbols, democratic institutions, geography, and the rights and responsibilities of citizenship.
Canadian citizens enjoy many rights, but Canadians also have responsibilities. They must obey Canada’s laws and respect the rights and freedoms of others.
This guide will help you prepare to become a Canadian citizen. Good luck!
For information about Citizenship and Immigration Canada, visit our website at

کانادا کشوری سلطنتی است که پارلمان دموکرات و ایالت‌های فدرال، آن را اداره می‌کنند.
کانادایی‌ها به هویت خود افتخار می‌کنند و در راه دفاع از شیوه‌ی زندگی‌شان، حاضر به از خود گذشتگی هستند. با آمدن به کانادا و برداشتن گامی مهم در جهت پذیرش حقوق شهروندی، شما نیز به نوشتن تاریخ کانادا کمک خواهید کرد.
مهاجرت برای افراد دارای سن ۱۸ تا ۵۴ سال که دانش کافی از زبان فرانسوی یا انگلیسی داشته باشند، مقدور خواهد بود. همچنین نیاز است که شما در مورد روند رأی دادن، تاریخ کانادا، نمادها، قوانین دموکراتیک، جغرافیا و حقوق و مسئولیت‌های شهروندی، اطلاعاتی را کسب کنید.

شهروندان در کانادا از حقوق خود استفاده کرده اما در قبال آن مسئولیت‌هایی نیز دارند. آن‌ها می‌بایست ازقوانین کانادایی اطاعت کنند و به حقوق و آزادی دیگران احترام بگذارند.
این راهنما به شما کمک خواهد کرد تا برای شهروندی کانادا آماده بشوید. موفق باشید!
برای کسب اطلاعات در مورد شهروندی و مهاجرت به کانادا، به وبسایت ما به آدرس مراجعه کنید.

Applying for Citizenship

When you apply for citizenship, officials will check your status, verify that you are not prohibited from applying, and ensure that you meet the requirements.

Your application may take several months. Please ensure that the Call Centre always has your correct address while your application is being processed.
See page 54 for telephone numbers.

دریافــــت شهـرونـــدی

زمانی که شما برای دریافت شهروندی اقدام می کنید، مأمورین دولتی شرایط شما را بررسی کرده و تصدیق می کنند که شما ممنوعیتی برای پذیرش ندارید و اطمینان حاصل می کنند که شما شرایط مورد نیاز شهروندی را دارید.

پذیرش شما ممکن است تا چند ماه زمان ببرد. مطمئن شوید که مرکز تماس در طول روند پذیرش، آدرس دقیق شما را دارد.
برای مشاهده تمام شماره ها به بخش انتهایی این راهنما مراجعه کنید.

hOW TO USe ThiS bOOkleT TO pRepARe fOR The CiTizeNShip TeST

This booklet will help you prepare for thecitizenship test. You should:

  • Study this guide;
  • Ask a friend or family member to help you practise answering questions about Canada;
  • Call a local school or school board, a college, a community centre or a local organization that provides services to immigrants and ask for information on citizenship classes;
  • Take English or French language classes, which the Government of Canada offers free of charge.

چگونه از این دفترچه برای آمادگی آزمون شهروندی استفاده کنیم؟

این راهنما به شما کمک خواهد کرد تا برای آزمون شهروندی آماده شوید. برای این کار شما باید:

  • این راهنما را مطالعه کنید.
  • از دوستان و اعضای خانواده بخواهید که در هنگام پاسخ به سوالات، در مورد کانادا، به شما کمک کنند.
  • با مدرسه، دانشگاه، مراکز اجتماعی و یا سازمان ها و دفاتر مهاجرتی در محل سکونت خود تماس گرفته و از آن ها در مورد کلاس های آموزش شهروندی سوال کنید.
  • کلاس های فرانسوی و انگلیسی را برای یادیگری زبان، دنبال کنید؛ البته دولت کانادا این کلاس ها را به صورت رایگان برگزار می کند.

AbOUT The CiTizeNShip TeSt

The citizenship test is usually a written test, butit could be an interview. You will be tested on two basic requirements for citizenship:

۱) knowledge of Canada and of the rights and responsibilities of citizenship, and
2) adequate knowledge of English or French.
Adult applicants 55 years of age and over do not need to write the citizenship test. The Citizenship Regulations provide information on how your ability to meet the knowledge of Canada requirement is determined. Information about this requirement can be found on page 64 of the study guide.
All the citizenship test questions are based on the subject areas noted in the Citizenship Regulations, and all required information is provided in this study guide.

نکــاتی در مــورد آزمــون شهرونـــدی

آزمون شهروندی معمولاً یک آزمون کتبی است، اما ممکن است به صورت مصاحبه نیز برگزار شود. شما برای این آزمون دو دسته از سوالات را در پیش دارید:

۱- سوالاتی در مورد کانادا، حقوق و مسئولیت های شهروندی خود
۲- دانش کافی در مورد زبان فرانسه و یا انگلیسی
افراد بالای ۵۵ سال سن نیازی به آزمون شهروندی ندارند. «مقررات شهروندی» نیز اطلاعاتی را در مورد کانادا، به شما خواهد داد. تمامی سوالات آزمون شهروندی براساس منطقه ی موردنظر خواهد بود که در «قوانین شهروندی» و در این دفترچه درج شده است. کلیه سوالات آزمون تابعیت، بر اساس مباحث موضوعی ذکر شده در آیین نامه شهروندی است و کلیه اطلاعات مورد نیاز در این راهنمای مطالعه آورده شده است.

AfTeR The TeST

If you pass the test and meet all the other requirements, you will receive a Notice to Appear to Take the Oath of Citizenship. This document tells you the date, time and place of your citizenship ceremony.At the ceremony, you will:

Take the Oath of Citizenship;

Sign the oath form; and

Receive your Canadian Citizenship Certificate.

If you do not pass the test, you will receive a notification indicating the next steps. You are encouraged to bring your family and friends to celebrate this occasion.

At the ceremony, you will:
Take the Oath of Citizenship;
Sign the oath form; and
Receive your Canadian Citizenship Certificate.
If you do not pass the test, you will receive a notification indicating the next steps. You are encouraged to bring your family and friends to celebrate this occasion.

بعــد از این آزمـــون

اگر شما این آزمون را قبول شوید و تمامی موارد مورد نیاز را فراهم کرده باشید، به شما گفته خواهد شد که برای سوگند شهروندی مراجعه کنید. همچنین تاریخ، زمان و محل برگزاری جشن شهروندی نیز به شما اعلام خواهد شد.

در این جشن شما:
سوگند شهروندی را یاد می کنید.
فرم سوگند را امضا می کنید.
و در نهایت تأییدیه مربوط به شهروندی کانادا را دیافت می کنید.
اگر شما این آزمون را قبول نشوید، متنی به دست شما خواهد رسید که اقدامات بعدی را به شما خواهد گفت.
شما نیز می توانید خانواده و دوستان را برای جشن گرفتن چنین لحظه ای ترغیب کنید.

Rights and Responsibilities of Citizenship

Canadian citizens have rights and responsibilities. These come to us from our history, are secured by Canadian law, and reflect our shared traditions, identity and values.
Canadian law has several sources, including laws passed by Parliament and the provincial legislatures, English common law, the civil code of France and the unwritten constitution that we have inherited from Great Britain.

حقــوق و مسئولیـــت های شهـرونــدی

شهروندان کانادایی حقوق و مسئولیت هایی دارند که تحت نظارت قانون کانادا است و منعکس کننده سنت ها، هویت و ارزش های مشترک مردم این کشور است.
قانون کانادا برگرفته از منابع مختلفی از جمله قوانین تصویب شده توسط مجلس و پارلمان ایالتی کانادا، نظام رویه قضایی انگلیس، قانون مدنی فرانسه و قانون اساسی نانوشته ای است.

ملکه الیزابت دم در حال اصلاح قانون اساسی شهر اتاوا در سال ۱۹۸۲ میلادی.

Together, these secure for Canadians an 800- year old tradition of ordered liberty, which dates back to the signing of Magna Carta in 1215 in England (also known as the Great Charter of Freedoms), including:

  • Freedom of conscience and religion;
  • Freedom of thought, belief, opinion and expression, including freedom of speech and of the press;
  • Freedom of peaceful assembly; and
  • Freedom of association.

Habeas corpus, the right to challenge unlawful detention by the state, comes from English common law.
The Constitution of Canada was amended in 1982 to entrench the Canadian Charter of Rights and Freedoms, which begins with the words, “Whereas Canada is founded upon principles that recognize the supremacy of God and the rule of law.” This phrase underlines the importance of religious traditions to Canadian society and the dignity and worth of the human person.
The Charter attempts to summarize fundamental freedoms while also setting out additional rights. The most important of these include:

  • Mobility Rights — Canadians can live and work anywhere they choose in Canada, enter and leave the country freely, and apply for a passport.
  • Aboriginal Peoples’ Rights — The rights guaranteed in the Charter will not adversely affect any treaty or other rights or freedoms of Aboriginal peoples.
  • Official Language Rights and Minority Language Educational Rights — French and English have equal status in Parliament and throughout the government.
  • Multiculturalism — A fundamental characteristic of the Canadian heritage and identity. Canadians celebrate the gift of one another’s presence and work hard to respect pluralism and live in harmony.

حقوق و آزادی های تصویب شده در کانادا حاصل تاریخی ۸۰۰ ساله است که این تاریخ آن به امضای منشور مگنا کارتا یا منشور بزرگ آزادی ها در سال ۱۲۱۵ میلادی در انگلستان باز می گردد و شامل موارد زیر است:

  • آزادی مذهب و باور
  • آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی مطبوعات
  • آزادی تجمع صلح آمیز
  • آزادی انجمن

قانون هیبیس کورپس که در آن بازداشت کردن کسی بدون انجام جرم را ممنوع می داند، ریشه در قانون های موجود در رویه قضایی انگلیس است.
قانون اساسی کانادا به منظور تحکیم منشور حقوق و آزادی ها، در سال ۱۹۸۲ میلادی مورد بازبینی قرار گرفت. این منشور با این کلمات شروع می شود: «کانادا بر اصولی پایه گذاری شده است که خداوند متعال و اصل حاکمیت قانون را به رسمیت می شناسد». این کلمات اهمیت سنت های مذهبی، عزت و ارزش انسانی را در جامعه کانادا مورد تأکید قرار می دهد.

  • این منشور قصد دارد ضمن وضع چندین اصل حقوق شهروندی، خلاصه ای بنیادی از آزادی در این کشور ارائه دهد.
  • مهم ترین قوانین این منشور به شرح زیر است:
  • حقوق تحرک و جابه جایی: کانادایی ها می توانند در کشور خود هرجایی که می خواهند کار و زندگی کنند و همچنین می توانند به طور رایگان به کشور وارد و یا از آن خارج شوند و اینکه تقاضای پاسپورت دهند.
  • حقوق مردم بومی: حقوقی که در منشور وضع شده است، آزادی و حقوق دیگر مردم کانادا را تحت تأثیر قررا نمی دهد.
  • حقوق زبان های رسمی و حق اقلیت ها برای آموزش دیدن به زبان مادری خود: زبان انگلیسی و فرانسوی در مجلس و دولت برابرند.
  • اصل چند فرهنگی: این اصل، ویژگی بنیادین از هویت مردم کانادا است. کانادایی ها حضور افراد دیگر در جامعه خود را یک نعمت می دانند و به شیوه زندگی و عقاید یکدیگر احترام می گذارند.

The equality of Women and Men

In Canada, men and women are equal under the law. Canada’s openness and generosity do not extend to barbaric cultural practices that tolerate spousal abuse, “honour killings,” female genital mutilation, forced marriage or other gender-based violence. Those guilty of these crimes are severely punished under Canada’s criminal laws.

برابـــری حقــوق زن و مــرد

در کانادا مردان و زنان از حقوق و قوانین یکسانی برخوردار هستند و این ویژگی کشور کانادا مانع برخی اقدامات فرهنگی وحشیانه مثل تحقیر همسر، قتل های ناموسی، ناقص کردن اندام تناسلی زنان، ازدواج اجباری و خشونت جنسی می شود. افرادی که مرتکب چنین اعمالی شوند، تحت مجازات شدید قوانین جزایی کانادا قرار می گیرند.

Citizenship Responsibilities

In Canada, rights come with responsibilities. These include:

  • Obeying the law — One of Canada’s founding principles is the rule of law. Individuals and governments are regulated by laws and not by arbitrary actions. No person or group is above the law.
  • Taking responsibility for oneself and one’s family — Getting a job, taking care of one’s family and working hard in keeping with one’s abilities are important Canadian values. Work contributes to personal dignity and selfrespect, and to Canada’s prosperity.
  • Serving on a jury — When called to do so, you are legally required to serve. Serving on a jury is a privilege that makes the justice system work as it depends on impartial juries made up of citizens.
  • Voting in elections — The right to vote comes with a responsibility to vote in federal, provincial or territorial and local elections.
  • helping others in the community — Millions of volunteers freely donate their time to help others without pay—helping people in need, assisting at your child’s school, volunteering at a food bank or other charity, or encouraging newcomers to integrate. Volunteering is an excellent way to gain useful skills and develop friends and contacts.
  • protecting and enjoying our heritage and environment — Every citizen has a role to play in avoiding waste and pollution while protecting Canada’s natural, cultural and architectural heritage for future generations

مسئولیـــت های شهـرونـــدان

در کانادا، حقوق همراه با مسئولیت است و این مسئولیت ها به شرح زیر است:

  • پیروی از قانون: یکی از مهم ترین اصول اساسی کانادا حاکمیت قانون است. کلیه افراد و دولت ها باید براساس مقررات قانونی انجام وظیفه کرده و به صورت خودسرانه عمل نکنند.
  • احساس مسئولیت نسبت به خود و خانواده: اشتغال به کار، احساس مسئولیت و تلاش در جهت تأمین معاش خود و خانواده از جمله ارزش های جامعه کانادایی به حساب می آید. اشتعال و کار موجب عزت و احترام فرد و مشارکت در موفقیت های کوشر خواهد شد.
  • حضور در دادگاه: هنگامی که از فردی برای حضور در دادگاه دعوت به عمل می آید، از نظر قانونی موظف به مشارکت و همکاران خواهد بود. حضور در دادگاه امری مهم است؛ چرا که نظام قضایی کانادا به داشتن دادگاه هایی متشکل از شهروندان بی طرف نیازمند است.
  • شرکت در انتخابات: حق شرکت در انتخابات و رأی دادن در تمام سطوح فدرال و انتخابات استانی، منطقه ای و محلی یکسان است.
  • کمک به دیگران در جامعه: میلیون ها نفر از شهروندان کانادایی به طور داوطلبانه و رایگان با شرکت در برنامه های خیریه مثل گردآوری و توزیع غذا برای نیازمندان، کمک کردن به مدرسه فرزندان و نیز یاری رساندن به مهاجران، بخشی از زمان خود را صرف کمک به دیگران می کنند. این فعالیت های داوطلبانه یک روش عالی برای یادگیری مهارت های امدادی و پیدا کردن دوستان جدید است.
  • حفاظت از میراث فرهنگی و محیط زیست: هر شهروند کانادایی نسبت به جلوگیری از آلودگی محیط زیست، حفاظت از منابع طبیعی و میراث تاریخی فرهنگی کانادا و انتقال آن به انسل های آینده موظف است و مسئولیت دارد.

Defending Canada

There is no compulsory military service in Canada. However, serving in the regular Canadian forces (navy, army and air force) is a noble way to contribute to Canada and an excellent career choice ( You can serve in your local part-time navy, militia and air reserves and gain valuable experience, skills and contacts. Young people can learn discipline, responsibility and skills by getting involved in the cadets ( You may also serve in the Coast Guard or emergency services in your community such as a police force or fire department. By helping to protect your community, you follow in the footsteps of Canadians before you who made sacrifices in the service of our country.

دفــــاع از کانـــــادا

هیچ گونه خدمت سریازی اجباری در کانادا وجود ندارد؛ ولی با این حال خدمت در ارتش کانادا (نیروی دریایی، زمینی و نیروی هوای) یک شغل پرافتخار محسوب می شود. خدمت در ارتش و شرکت در دوره های دانشکده افسری، نیروی دریایی زمینی و هوایی، تجارب و مهارت های با ارزشی را به شما می آموزد.
پیوستن به گارد ساحلی، نیروی پلیس، آتش نشانی و سایر خدمات اضطراری نیز از این جهت که با وظیفه خطیر حفاظت از مردم ارتباط دارد، از دیگر مشاغل پراهمیت در خدمت به جامعه کانادا است.

Who We Are

Canada is known around the world as a strong and free country. Canadians are proud of their unique identity. We have inherited the oldest continuous constitutional tradition in the world. We are the only constitutional monarchy in North America. Our institutions uphold a commitment to Peace, Order and Good Government, a key phrase in Canada’s original constitutional document in 1867, the British North America Act. A belief in ordered liberty, enterprise, hard work and fair play has enabled Canadians to build a prosperous society in a rugged environment from our Atlantic shores to the Pacific Ocean and to the Arctic Circle—so much so that poets and songwriters have hailed Canada as the “Great Dominion.”
To understand what it means to be Canadian, it is important to know about our three founding peoples— Aboriginal, french and british.

ما چــه کســـانی هستیــــم؟

کانادا به عنوان یک کشور قوی و آزاد در جهان شناخته شده است. مردم کانادا به هویت منحصر به فرد و قانون اساسی دیرینه خود افتخار می کنند. این کشور تنها سلطنت مشروطه در امریکای شمالی است و مؤسسات و نهادهای آن به نظم و صلح تعهد دارند. «دولت خوب» یک کلمه کلیدی در سند اصلی قانون اساسی کانادا از سال ۱۸۶۷ میلادی است. اعتقاد به آزادی، سخت گوشی و تلاش و عدالت باعث شده مردم کانادا، جامعه ای موفق و قدرتمند بسازند؛ به طوری که شاعران و ترانه سرایان، از کانادا به عنوان حکومتی بزرگ در اشعار خود یاد می کنند.
برای درک بهتر از کانادایی بودن، باید در مورد سه قشر کانادایی، فرانسوی و انگلیسی که در کانادا زندگی می کنند بیشتر اطلاعات کسب کنید.

AbORiGiNAl peOpleS

The ancestors of Aboriginal peoples are believed to have migrated from Asia many thousands of years ago. They were well established here long before explorers from Europe first came to North America. Diverse, vibrant First Nations cultures were rooted in religious beliefs about their relationship to the Creator, the natural environment and each other.
Aboriginal and treaty rights are in the Canadian Constitution. Territorial rights were first guaranteed through the Royal Proclamation of 1763 by King George III, and established the basis for negotiating treaties with the newcomers— treaties that were not always fully respected.
From the 1800s until the 1980s, the federal government placed many Aboriginal children in residential schools to educate and assimilate them into mainstream Canadian culture. The schools were poorly funded and inflicted hardship on the students;
some were physically abused. Aboriginal languages and cultural practices were mostly prohibited. In 2008, Ottawa formally apologized to the former students. In today’s Canada, Aboriginal peoples enjoy renewed pride and confidence, and have made significant achievements in agriculture, the environment, business and the arts.
Today, the term Aboriginal peoples refers to three distinct groups: indian refers to all Aboriginal people who are not Inuit or Métis. In the 1970s, the term First Nations began to be used. Today, about half of First Nations people live on reserve land in about 600 communities while the other half live off-reserve, mainly in urban centres.

مــردم بومـــی کانـــادا

اعتقاد بر این است که هزاران سال پیش، اجداد بومیان کانادا از آسیا به این مکان مهاجرت کرده اند؛ خیلی قبل تر از اینکه کاشفان اروپایی به آمریکای شمالی بیایند، اجداد بومیان کانادا با اعتقادات مذهبی راسخ، در این مکان مستقر بودند.
حقوق بومیان و توافقات بین مردم کانادا در قانون اساسی این کشور شناخته شده و دارای اهمیت است. حقوق منطقه ای اولین بار به واسطه بیانیه ۱۷۶۳ میلادی که توسط جرح سوم، پادشاه بریتانیا صادر شده وضع گردید.
بین سال های ۱۸۰۰ تا ۱۹۸۰ میلادی دولت فدرال بسیاری از کودکان بومی را برای یادگیری فرهنگ کانادایی به مدارس شبانه روزی فرستاد. این مدارس بودجه بسیار کمی داشتند و به همین دلیل دانش آموزان روزهای سختی را تحمل می کردند.
در کانادای امروزی مردم بومی زندگی بسیار خوبی داشته و دستاوردهای قابل توجهی در زمینه های کشاورزی، محیط زیست، تجارت و هنر دارند.
مردم بومی این کشور به سه گروه مجزا تقسیم می شوند:
هندی ها (سرخپوست ها) افرادی هستند که اهل قبایل اینویت یا متیس نیستند. در سال ۱۹۷۰ از اصطلاح اقوام نخستین برای خطاب قرار دادن سرخپوست ها استفاده شد. امروزه حدوداً نیمی از سرخپوستان در اراضی که توسط دولت فدرال برای آن ها تعیین شده است و نیمی دیگر در شهرها زندگی می کنند.

از سمت چپ فردی از نوادگان قوم متیس از شهر آلبرتا و فردی از نوادگان قوم کری و کودکانی از نوادگان اینویت در شهر ایکالویت
بیل رید هنرمندی از نوادگان هایدا در حالی حکاکی روی تیر توتم

Unity in Diversity

John Buchan, the 1st Baron Tweedsmuir, was a popular Governor General of Canada (1935–۴۰). Immigrant groups, he said, “should retain their individuality and each make its contribution to the national character.” Each could learn “from the other, and … while they cherish their own special loyalties and traditions, they cherish not less that new loyalty and tradition which springs from their union.” (Canadian Club of Halifax, 1937). The 15th Governor General is shown here in Blood (Kainai First Nation) headdress.

وحــــدت در عیــن تنـــوع

به گفته جان بوپان فرماندار محبوب کانادا، مردم بومی باید فردیت و شخصیت خود را حفظ و هر یک در شکل دادن به جامعه خود تلاش کنند و از یکدیگر درس بگیرند.

The inuit, which means “the people” in the Inuktitut language, live in small, scattered communities across the Arctic. Their knowledge of the land, sea and wildlife enabled them to adapt to one of the harshest environments on earth. The Métis are a distinct people of mixed Aboriginal and European ancestry, the majority of whom live in the Prairie provinces. They come from both French- and English-speaking backgrounds and speak their own dialect, Michif. About 65% of the Aboriginal people are first Nations, while 30% are Métis and 4% inuit.

اینویت در زبان اهالی اینوکتیتوت به معنای مردم است. ساکنین اینویت در جوامع کوچک و پراکنده در قطب شمال زندگی می کنند و دانش آن ها نسبت به زمین، دریا و حیات وحش، آن ها را قادر به زندگی در سخت ترین محیط های موجود در جهان کرده است. متیس ها نیز اقوامی هستند که اجداد آن ها بومی و اروپایی بوده و اکثریت آن ها در شهرستان پریری زندگی می کنند. زبان آن ها ریشه در فرانسوی و انگلیسی دارد و با لهجه مخصوصی به اسم میشیف صحبت می کنند. حدود ۶۵ درصد مردم بومی سرخپوست و ۳۰ درصد آن ها متیس و ۴ درصد آن ها اینویت هستند.

eNGliSh AND fReNCh

Canadian society today stems largely from the English-speaking and French-speaking Christian civilizations that were brought here from Europe by settlers. English and French define the reality of day-to-day life for most people and are the country’s official languages. The federal government is required by law to provide services throughout Canada in English and French.
Today, there are 18 million Anglophones—people who speak English as a first language—and seven million Francophones—people who speak French as their first language. While the majority of Francophones live in the province of Quebec, one million Francophones live in Ontario, New Brunswick and Manitoba, with a smaller presence in other provinces. New Brunswick is the only officially bilingual province.
The Acadians are the descendants of French colonists who began settling in what are now the Maritime provinces in 1604. Between 1755 and 1763, during the war between Britain and France, more than two-thirds of the Acadians were deported from their homeland. Despite this ordeal, known as the “Great Upheaval,” the Acadians survived and maintained their unique identity. Today, Acadian culture is flourishing and is a lively part of French-speaking Canada.
Quebecers are the people of Quebec, the vast majority French-speaking. Most are descendants of 8,500 French settlers from the 1600s and 1700s and maintain a unique identity, culture and language. The House of Commons recognized in 2006 that the Quebecois form a nation within a united Canada. One million Anglo-Quebecers have a heritage of 250 years and form a vibrant part of the Quebec fabric.

انگلیسی و فرانسوی

عمده جمعیت امروز کانادا از افرادی تشکیل شده است که به زبان انگلیسی و فرانسوی صحبت می کنند و دین آن ها مسیحیت است. زبان های رسمی این کشور انگلیسی و فرانسه است و مردم به این زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. دولت فدرال طبق قانون ملزم به ارائه خدمات در سراسر کانادا و برای تمام اقشار است.
امروزه ۱۸ میلیون آنگلوفون و هفت میلیون فرانکفون در این کشور زندگی می کنند. اکثر فرانکفون ها در استان کبک زندگی می کنند؛ ولی حدود یک میلیون نفر آن ها در شهرهای انتاریو، نیوبرانزویک و مانیتوبا پراکنده شده اند. نیوبرانزویک تنها استانی است که دو زبان رسمی در آن صحبت می شود.
آکاداها نوادگان مهاجران فرانسوی هستند که در سال ۱۶۰۴ در استان ماریتایم اسکان یافتند. بین سال های ۱۷۵۵ و ۱۷۶۳ در طول جنگ میان بریتانیا و فرانسه، بیش از دو سوم آکاداها از سرزمین های خود تبعید شدند.
با این حال بعد از این اتفاق، آکادانی ها توانستند از این واقعه جان سالم به در ببرند. امروزه در بخش هایی از کانادا که زبان فرانسوی مورداستفاده قرار می گیرد، فرهنگ آکادانی در حال شکوفایی و رشد است.
اکثر بخش های فرانسوی زبان کانادا را اقوام کبک تشکیل داده اند. اکثر کبک ها، نوادگان ۸۵۰۰ مهاجر فرانسوی هستند که بین سال های ۱۶۰۰ و ۱۷۰۰ میلادی به این کشور مهاجرت کردند. در سال ۲۰۰۶ مجلس عوام کانادا، کبک را به عنوان یک ملت متحد در داخل کانادا به رسمیت شناخت.

becoming Canadian

Some Canadians immigrate from places where they have experienced warfare or conflict. Such experiences do not justify bringing to Canada violent, extreme or hateful prejudices. In becoming Canadian, newcomers are expected to embrace democratic principles such as the rule of law.

The basic way of life in English-speaking areas was established by hundreds of thousands of english, Welsh, Scottish and irish settlers, soldiers and migrants from the 1600s to the 20th century. Generations of pioneers and builders of British origins, as well as other groups, invested and endured hardship in laying the foundations of our country. This helps explain why Anglophones (English speakers) are generally referred to as English Canadians.

کانادایی شدن

برخی از کانادایی ها از کشورهای جنگ زده و یا ناامن به این کشور مهاجرت کرده اند. لذا کسانی که تجربه چنین مواردی را دارند نباید تعصبات خشونت آمیز، عقاید افراطی و نفرت را با خود به این کشور بیاورند. مهاجران برای دریافت حق شهروندی کانادا باید از اصول دموکراتیک و قانون حاکمیت پیروی کنند.

از سال ۱۶۰۰ تا قرن بیستم، شیوه زندگی در بخش های انگلیسی زبان کانادا توسط صدها هزار انگلیسی، ولزی، اسکاتلندی، ایرالندی، سربازان و مهاجران دستخوش تغییراتی شده است. پیشگامان و سازندگان بریتانیایی نسل های متمادی را در کانادا سرمایه گذاری کرده اند و سختی های بسیاری را متحمل شده اند تا پایه های این کشور را مستحکم کنند. به همین دلیل است که از آنگلوفون ها (انگلیسی زبان ها) به عنوان مردم کانادایی انگلیسی نیز یاد می شود.

تصویر بالا جشن فرهنگ ها، ادمونتون، آلبرتا
تصویر پاین ازسمت چپ به راست: مسلمانان اسماعیلی در جشنواره کلگری استمپید در شهر
جشنواره فرهنگی کارائیب، تورنتو، اونتاریو؛ جشنواره پیسکانکا اوکراین، وگورویل، آلبرتا؛ جوانان لهستانی در الیور، بریتیش کلمبیا.


The majority of Canadians were born in this country and this has been true since the 1800s. However, Canada is often referred to as a land of immigrants because, over the past 200 years, millions of newcomers have helped to build and defend our way of life.
Many ethnic and religious groups live and work in peace as proud Canadians. The largest groups are the English, French, Scottish, Irish, German, Italian, Chinese, Aboriginal, Ukrainian, Dutch, South Asian and Scandinavian. Since the 1970s, most immigrants have come from Asian countries.
Non-official languages are widely spoken in Canadian homes. Chinese languages are the second most-spoken at home, after English, in two of Canada’s biggest cities. In Vancouver, 13% of the population speak Chinese languages at home; in Toronto, the number is 7%.
The great majority of Canadians identify as Christians. The largest religious affiliation is Catholic, followed by various Protestant churches. The numbers of Muslims, Jews, Hindus, Sikhs and members of other religions, as well as people who state “no religion” are also growing.
In Canada the state has traditionally partnered with faith communities to promote social welfare, harmony and mutual respect; to provide schools and health care; to resettle refugees; and to uphold religious freedom, religious expression and freedom of conscience.
Canada’s diversity includes gay and lesbian Canadians, who enjoy the full protection of and equal treatment under the law, including access to civil marriage.
Together, these diverse groups, sharing a common Canadian identity, make up today’s multicultural society.

تنوع در کانادا

اکثر کسانی که در کانادا زندگی می کنند در همین کشور به دنیا آمده اند. با این حال اغلب از کانادا به عنوان سرزمین مهاجران یاد می شود و علت آن این است که در طی ۲۰۰ سال گذشته میلیون ها مهاجر در پیشرفت و دفاع از این کشور کمک کرده اند.
در این کشور بسیاری از گروه های قومی و مذهبی در کنار یکدیگر کار و زندگی می کنند. مهاجران اغلب انگلیسی، فرانسوی، اسکاتلندی، ایرلندی، آلمانی، ایتالیایی، چینی، بومی، اوکراینی، هلندی و یا مردمانی از آسیای جنوبی وآسکاندیناوی هستند. از سال ۱۹۷۰ میلادی اکثر مهاجران از کشورهای آسیایی بوده اند.
مردم از زبان های غیررسمی گسترده ای در کانادا استفاده می کنند. در دو شهر بزرگ کانادا، زبان چینی دومین زبانی است که بعد از زبان انگلیسی در منازل مورد استفاده قرار می گیرد. در ونکوور ۱۳ درصد و در تورنتو ۷ درصد جمعیت، در منازل خود به زبان چینی صحبت می کنند.
اکثر کانادایی ها مسیحی و بیشترین آن ها دارای مذهب کاتولیک هستند. تعداد مسلمانان، یهودیان، هندوها، سیک ها، مذاهب دیگر و افراد بدون دین مشخص نیز در این کشور در حال رشد است.
کانادا با مشارکت جوامع مذهبی باعث ارتقاء رفاه اجتماعی، نظم و احترام متقابل شده و همچنین در ساخت مدارس، مراقبت های بهداشتی و مکان هایی برای اسکان پناهندگان، فعالیت هایی داشته است. در این کشور آزادی مذهب و بیان نیز وجود دارد.
تمام گروه هایی که در کانادا زندگی می کنند با یکدیگر یک جامعه چند فرهنگی تشکیل داده اند.

تصاویر از بالا سمت چپ به راست:
کریسمس در گاتینه/ کهنه سربازان جنگ چین و کانادا/ نوتردام دو ویکتور، شهر کبک/ جشن سال نو چینی در شهر ونکوور
ماریجوری تانربیلی از نوا اسکوشیا یکی از نوادگان لویالیست های سیاه پوست است. لویالیست ها برده های فراری و مردان و زنان آزاد آفریقایی بودند که در سال ۱۷۸۰ میلادی از آمریکا به کانادا فرار کردند؛ همچنین برده داری تا سال ۱۸۶۳ در این قانونی بود.

Canada’s History

AbORiGiNAl peOpleS

When Europeans explored Canada they found all regions occupied by native peoples they called Indians, because the first explorers thought they had reached the East Indies. The native people lived off the land, some by hunting and gathering, others by raising crops. The Huron-Wendat of the Great Lakes region, like the Iroquois, were farmers and hunters. The Cree and Dene of the Northwest were hunter-gatherers. The Sioux were nomadic, following the bison (buffalo) herd. The Inuit lived off Arctic wildlife. West Coast natives preserved fish by drying and smoking. Warfare was common among Aboriginal groups as they competed for land, resources and prestige.
The arrival of European traders, missionaries, soldiers and colonists changed the native way of life forever. Large numbers of Aboriginals died of European diseases to which they lacked immunity. However, Aboriginals and Europeans formed strong economic, religious and military bonds in the first 200 years of coexistence which laid the foundations of Canada.

تاریخچه کانادا

مردم بومی

زمانی که اروپایی ها کانادا را کشف کردند، متوجه شدند که تمامی نواحی توسط مردم بومی اشغال شده است، افرادی که به آن ها هندی (سرخپوست) گفته می شد؛ تصور بر این بود که این افرد از هند شرقی یا همان شبه قاره هند به این مکان آمده اند. افراد بومی در این سرزمین ها پراکنده شده و شکار و کشاورزی می کردند. سرخپوست های هیورون رنداتی نیز در منطقه ی دریاچه های بزرگ پنج گانه آب شیرین (سوپریور، میشیگان، هوران، ایری، اونتاریو) ساکن بودند. سرخپوستان ایرکوا نیز دامپروری و شکار می کردند سرخپوست های «کری» و «دنه» نیز در بخش شمال غرب به شکار و زندگی اجتماعی و سرخپوست های «سو» نیز اغلب کوچ نشین بوده و به پرورش گله های بوفاری بایسون۱ مشغول بودند. سرخپوست های اینویت نیز در منطقه ی قطب شمال و بخش های اطراف آن زندگی می کردند. بومی های بخش سواحل غربی یا همان «وست کوستم نیز ماهیگری، خشک کردن و دودی کردن آن ها را انجام می دادند. جنگ نیز بین گروه های بومی امری متداول بود و انگیزه ی بیشتر این جنگ ها فتح سرزمین، منابع و البته شهرت بود.
با رسیدن تاجران اروپایی، مبلغان دینی، سربازان و مهاجران، طبیعتاً سبک زندگی این بومیان برای همیشه تغییر کرد. تعداد زیادی از بومیان به دلیل انتقال بیماری از جانب اروپایی ها کشته شدند؛ زیرا بدن آن ها ایمنی کافی در برابر بیماری را نداشت. با این حال اروپایی ها و بومی های باقی مانده، یک اقتصاد قوی با مذهب و ارتشی قدرتمند را در ۲۰۰ سال اول زندگی مشترک خود ایجاد کردند و کانادای امروزی را شکل دادند.

اردوگاه هندی ها (سرخپوستان) در دوران تجارت پوست و خز
تصویری از جان کابوت، مهاجر ایتالیایی که در سفر به انگلستان، به عنوان اولین فرد، نقشه سواحل آتلانتیک کانادا را ترسیم کرد و در سال ۱۴۹۷ میلادی پای خود را بر سرزمین های اکتشافی (جزیره کیپ بریتون) گذشت و آن ها را سرزمین های کشف شده برای انگلستان نام نهاد. البته توافق انگلیس تا سال ۱۶۱۰ افتاق نیفتاد.


The Vikings from Iceland who colonized Greenland 1,000 years ago also reached Labrador and the island of Newfoundland. The remains of their settlement, l’Anse aux Meadows, are a World Heritage site.
European exploration began in earnest in 1497 with the expedition of John Cabot, who was the first to draw a map of Canada’s East Coast.

اولین اروپایی

یک وایکینگ از کشور ایسلند، برگرینلند را در ۱۰۰۰ سال پیش به استعمار خود درآورد و همچنین لابرادو (بخشی از استان تیوفوندلاند کانادا) و جزیره نیوفاندلند (در ساحل خاوری کانادا ۱۱۰۶۸۰ کیلومترمربع) را نیز فتح کرد. آثار باقی مانده از دوران او با نام «لانکس اوکس مادو» یکی از میراث های باستانی جهان محسوب می شود.
فتوحات اروپایی ها از همان سال ۱۴۹۷ میلادی و به دنبال اکتشافات جان کابوت آغاز شد؛ کسی که اولین نقشه از سواحل شرقی کانادا را ترسیم کرد.


Between 1534 and 1542, Jacques Cartier made three voyages across the Atlantic, claiming the land for King Francis I of France. Cartier heard two captured guides speak the Iroquoian word kanata, meaning “village.” By the 1550s, the name of Canada began appearing on maps.

جست وجوی رودخانه ای به نام کانادا

بین سال های ۱۵۳۴ تا ۱۵۴۲ فردی به نام جاکوس کارتیر سه سفر دریایی به منظقه ی آتلانیتک انجام داد و ادعا کرد که این سرزمین ها متعلق به فرانیس اول، پادشاه فرانسه است. کارتیر با الهام از زبان ایرکویان۳ کلمه «کاناتا» را که در زبان محلی به معنای «روستا» بود، برای این منطقه برگزید و بدین ترتیب از دهه ۱۵۵۰ میلادی به مرور نام کانادا بر روی نقشه های پدیدار شد.

از بالا ۱– کنت فرانتناک در حالی که از تحویل کبک به انگلستان در سال ۱۶۹۰ امتناع می کند و می گوید «تنها پاسخ من به شما از دهانه توپ های جنگی شینده خواهد شد».از چپ به راست ۲– جناب پیرلی موین، قهرمان بزرگ فرانسه جدید که در بسیاری از فتوحات انجام شده در انگلستان حضور داشته است؛ از فتح «جمیز بی» در شمال گرفته تا فتح «تویس» در دریای کارائیب در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ میلادی. ۳– جناب گای کارلتون «لُرد دورچستر» به عنوان فرماندار کبک و مدافع حقوق کانادایی ها و کسی که در سال ۱۷۷۵ به کبک لشکرکشی نظامی کرده و سرپرستی مهاجران وفادار در استان های نووسکوشیا و کبک در طی سال های ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۳ میلادی را برعهده داشته است.


In 1604, the first European settlement north of Florida was established by French explorers Pierre de Monts and Samuel de Champlain, first on St. Croix Island (in present-day Maine), then at Port-Royal, in Acadia (present-day Nova Scotia). In 1608 Champlain built a fortress at what is now Québec City. The colonists struggled against a harsh climate. Champlain allied the colony with the Algonquin, Montagnais and Huron, historic enemies of the Iroquois, a confederation of five (later six) First Nations who battled with the French settlements for a century. The French and the Iroquois made peace in 1701. The French and Aboriginal people collaborated in the vast fur-trade economy, driven by the demand for beaver pelts in Europe. Outstanding leaders like Jean Talon, Bishop Laval, and Count Frontenac built a French Empire in North America that reached from Hudson Bay to the Gulf of Mexico.

پادشاهی جدید فرانسه

در سال ۱۶۰۴ میلادی، اولین اروپایی ها به شمال فلوریدا رسیدند. آنان کسانی نبودند جز پیر دی مونث و ساموئل دی چامپلین، دو مکتشف فرانسوی که برای اولین بار جزیره ی کرویکس که امروزه بانام «مین» شناخته می شود و در ادامه پورت رویال در آکادیا (که امروزه با نام نووسکوشیا) شناخته می شود را کشف کردند. در سال ۱۶۰۸ میلادی نیز ساموئل دی چامپلین قلعه ای را در این محل ساخت که امروزه به آن شهر کبک می گوییم. مهاجران همواره نزاع هایی را بر سر اقلیم خود داشته اند. چامپلین در ابتدا با سرخپوست های قبیله آلگون کوین قبیله مونتاگنیاس و هیورون ها متحد شده و بعد با دشمن قدیمی یعنی ایرکواها هم پیمان گشت؛ این اتحاد ۵ گانه (که بعدها ۶ گانه نیز شد) اولین ملتی را پدید آورد که به جنگ فرانسوی رفتند و این نزاع یک قرن طول کشید. در نهایت فرانسوی ها و ایرکواها در سال ۱۷۰۱ با یکدیگر صلح کردند.
فرانسوی ها و مردم بومی، تجارت وسیعی را بر پای خرید و فروش «خز و کرک» بنا کردند که دلیل این تجارت گسترده، تمایل به پوست حیوانات جهت تولید کلاه برای اورپاییان بود. برخی از رهبران برجسته همچون جان تالون، بیشاپ لاوال و کنت فرانتناک اقدام به ساخت عمارت های فرانسوی در شمال آمریکا کردند و بدین ترتیب از رود هادسون تا خلیج مکزیک در دسترس آن ها بود.


In 1670, King Charles II of England granted the Hudson’s Bay Company exclusive trading rights over the watershed draining into Hudson Bay. For the next 100 years the Company competed with Montreal-based traders. The skilled and courageous men who travelled by canoe were called voyageurs and coureurs des bois, and formed strong alliances with First Nations.
English colonies along the Atlantic seaboard, dating from the early 1600s, eventually became richer and more populous than New France. In the 1700s France and Great Britain battled for control of North America. In 1759, the British defeated the French in the Battle of the Plains of Abraham at Québec City — marking the end of France’s empire in America. The commanders of both armies, Brigadier James Wolfe and the Marquis de Montcalm, were killed leading their troops in battle.

نزاع بر سر قاره

در سال ۱۶۷۰ میلادی، پادشاه چارلز دوم، به شرکت «هادسون بی» تضمین داد که حق تجارت انحصاری در سرتاسر جلگه ی رودخانه هادسون مختص این شرکت خواهد بود. تا ۱۰۰ سال بعد نیز با این شرکت و تاجران شهر مونترال به رقابت می پرداخت؛ تا اینکه مردانی ماهر و دلاور به کانو۱ شروع به تجارت کردند؛ به این افراد وویاگر و یا «کورسه دیس بویس» گفته می شد و بدین ترتیب اتحاد قوی بین آن ها و بومیان نخستین به وجود آمد.
مستعمره های انگلستانی در سرتاسر دریای آتلانتیک، از اوایل قرن ۱۶۰۰ میلادی، رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و در نهایت پرجمعیت تر و پولدارتر از «فرانسه ی جدید» شدند. در قرن ۱۷۰۰ میلادی، فرانسه و برتیانیای کبیر بر سر کنترل مناطق آمریکای شمالی نزاع کردند. در سال ۱۷۵۹ بریتانیا موفق شد فرانسه را در نبردی به نام آبراهام شکست داده و کبک را در اختیار بگیرد و بدین ترتیب سلطنت فرانسه در آمریکا به پایان رسید. فرماندهان هر دو ارتش با نام های «بریگادیر جیمز وولف» و نمارکوس دی مونتکالم» در این نبرد کشته شدند.

The pROViNCe Of QUebeC

Following the war, Great Britain renamed the colony the “Province of Quebec.” The Frenchspeaking Catholic people, known as habitants or Canadiens, strove to preserve their way of life in the English-speaking, Protestant-ruled British Empire.

ایالت کبک

با ادامه پیدا کردن جنگ، بریتانیای کبیر این مستعمره را «ایالت کبک» نامید. کاتولیک هایی که به زبان فرانسه صحبت می کردند و به آن ها هابیت ها یا کانادایی گفته می شد، این افراد همواره سعی داشته اند از صحبت کردن به انگلیسی خودداری کرده و از قوانین مسیحیت پروتستان مربوط به سلطنت بریتانیا نیز برحذر باشند.


To better govern the French Roman Catholic majority, the British Parliament passed the Quebec Act of 1774. One of the constitutional foundations of Canada, the Quebec Act accommodated the principles of British institutions to the reality of the province. It allowed religious freedom for Catholics and permitted them to hold public office, a practice not then allowed in Britain. The Quebec Act restored French civil law while maintaining British criminal law.

رسم آشتی و سازگاری

برای اداره بهتر اکثریت کاتولیک های فرانسوی باستانی، پارلمان انگلیسی لایحه ی کبک ۱۷۷۴ را تصویب کرد. یکی از قوانین اساسی در کانادا لایحه ی کبک است که توسط بنیاد انگلیسی وضع شده است. این لایحه آزادی مذهب کاتولیک ها را مورد تأیید قرار داده و به آن ها اجازه می دهد که در انظار عمومی نیز با این سنت ها وارد شوند؛ چیزی که در خود بریتانیا بعدها مجاز شناخته نشد. لایحه ی کبک قوانین شهروندی فرانسوی را مورد بازنگری قرار داده و قوانین مربوط به جرم و جنایت بریتانیایی را نیز حفظ کرده است.

UNiTeD eMpiRe lOyAliSTS

In 1776, the 13 British colonies to the south of Quebec declared independence and formed the United States. North America was again divided by war. More than 40,000 people loyal to the Crown, called “Loyalists,” fled the oppressionof the American Revolution to settle in Nova Scotia and Quebec. Joseph Brant led thousands of Loyalist Mohawk Indians into Canada. The Loyalists came from Dutch, German, British, Scandinavian, Aboriginal and other origins and from Presbyterian, Anglican, Baptist, Methodist, Jewish, Quaker and Catholic religious backgrounds. About 3,000 black Loyalists, freedmen and slaves came north seeking a better life. In turn, in 1792, some black Nova Scotians, who were given poor land, moved on to establish Freetown, Sierra Leone (West Africa), a new British colony for freed slaves.

هواداران امپراتوری واحد

در سال ۱۷۷۶، ۱۳ مستعمره بریتانیا تا بخش های جنوبی کبک، اعلام استقلال کرده و ایالات متحده را شکل دادند. شمال آمریکا بعدها توسط یک جنگ به دو نیم تقسیم شد. بیش از ۴۰ هزار نفر از افراد وفادار به سلطنت، با نام «لویالیست ها» از زیر بار ستم انقلاب آمریکا فراری شده و به کبک و نووسکوشیا پناه آوردند. جوزف برنت نیز هزاران وفادار از سرخپوستان موهاک را به کانادا آورد. این وفادارها از کشورهای هلند، آلمان، بریتانیا، اسکاندیناوی، بومیان کانادا و سایر مذاهب از جمله پرزبیتاری ها، انگلیکان ها، باپتیست ها، متدیستها، یهودی ها، کویکرها و کاتولیک ها بودند.
بیش از ۳ هزار وفادار سیاه پوست برده و آزاد نیز به امید زندگی بهتر به مناطق شمالی آمدند. در نتیجه این حوادث در سال ۱۷۹۲، برخی از سیاه پوستان نوا اسکوشیا که در مناطق ضعیف تر زندگی می کردند، مجدداً مهاجرت کرده تا شهری آزاد را در سیرالئون (در غرب آفریقا) به وجود آورند و بدین ترتیب مستعمره جدید بریتانیا برای بردگان آزاد شده، ساخته شد.

اولین گردهمایی انتخاباتی کانادای بدوی، در شهر کبک و بحث در مورد استفاده هم زمان از زبان انگیسی و فرانسه در ۲۱ ژوئن ۱۷۹۳٫

The beginnings of Democracy

Democratic institutions developed gradually and peacefully. The first representative assembly was elected in Halifax, Nova Scotia, in 1758. Prince Edward Island followed in 1773, New Brunswick in 1785.The Constitutional Act of 1791 divided the Province of Quebec into Upper Canada (later Ontario), which was mainly Loyalist, Protestant and English-speaking, and Lower Canada (later Quebec), heavily Catholic and French-speaking.
The Act also granted to the Canadas, for the first time, legislative assemblies elected by the people. The name Canada also became official at this time and has been used ever since.The Atlantic colonies and the two Canadas were known collectively as British North America.

آغاز دموکراسی

نهادهای دموکراتیک به تدریج و مسالمت آمیز توسعه یافتند. اولین مجمع نمایندگان در هالیفاکس، نوا اسکوشیا و در سال ۱۷۵۸ شروع به کار کرد. در ادامه جزیره پرنس ادوارد در ۱۷۷۳ و نیوبرانزویک در سال ۱۷۸۵ این روند را ادامه دادند. بر طبق لایحه ی قانون اساسی ۱۷۹۱، استان کبک به دو بخش کانادای بالادست (بعدها با نام انتاریو شناخته شد) که افراد در آن به طور عمده وفادار به سلطنت، پروتستان و انگلیسی زبان بودند و کانادای پایین دست (بعدها با نام کبک شناخته شد) که در آن افراد به شدت کاتولیک و فرانسوی زبان تقسیم شد.
این لایحه که به نام «دو کانادا» نیز شناخته می شود، برای اولین بار، توسط مجلس قانون گذار منتخب مردم به تصویب رسید. نام «کانادا» نیز در این زمان برای اولین بار به صورت رسمی بیان شده و از آن زمان تاکنون استفاده شده است. مستعمرات آتلانتیک و دو کانادا در کنار هم با نام «بریتانیای شمال آمریکا» شناخته می شدند.

AbOliTiON Of SlAVeRy

Slavery has existed all over the world, from Asia, Africa and the Middle East to the Americas. The first movement to abolish the transatlantic slave trade emerged in the British Parliament in the late 1700s. In 1793, Upper Canada, led by Lieutenant Governor John Graves Simcoe, a Loyalist military officer, became the first province in the Empire to move toward abolition. In 1807, the British Parliament prohibited the buying and selling of slaves, and in 1833 abolished slavery throughout the Empire. Thousands of slaves escaped from the United States, followed “the North Star” and settled in Canada via the Underground Railroad, a Christian anti-slavery network.

لغو برده داری

در آن زمان برده داری در سراسر جهان از آسیا، آفریقا و خاورمیانه گرفته تا خود آمریکا وجود داشت. اولین جنبش ها برای لغو تجارت برده ها، در حوزه ی اقیانوس اطلس و در پارلمان بریتانیا در اواخر قرن ۱۷۰۰ پدید آمد. در سال ۱۷۹۳ میلادی کانادای بالادست، توسط ناوبان یکم فرماندار «جان گریوز سیمکو» که یک افسر ارتش وفادار به سلطنت بود، به عنوان اولین ایالت در امپراتوری که برده داری را لغو کرد شناخته شد. در سال ۱۸۰۷ میلادی نیز پارلمان بریتانیا ممنوعیت خرید و فروش برده را اعلام کرد. در ادامه نیز این پارلمان در سال ۱۸۳۳ میلادی، برده داری را در سراسر امپراتوری لغو کرد. هزاران نفر از بردگان ایالات متحده از این کشور فرار کرده و با دنبال کردن «ستاره شمالی» به کانادا گریختند؛ آن ها برای این کار از شبکه ضد برده داری مسیحی بهره بردند.

این تصویر ناوبان یکم فرماندار «جان گریوز سیمکو» که اولین حاکم کانادای بالادست و بینان گذار شهر یورک (تورنتوی امروزی) است را نشان می دهد. سیمکو همچنین موجب شد که اولین استان در سلطنت بریتانیا که برده داری را آزاد اعلام کرد، کانادای بالادست باشد.
این تصویر «شادکری» سخنگوی جنبش آزادسازی برده ها در ایالات متحده را نشان می دهد. در سال ۱۸۵۳ او اولین زنی بود که در کانادا به آزادی ایالتی انسان ها، چاپ هفته نامه در زمینه آزادی برده ها، مهاجرت ضد برده داری سیاه پوستان به کانادا، میانه ری در صرف مشروبات الکلی (که افراد را به مصرف کمتر الکل مجاب می کرد) و نیز رعایت قوانین بریتانیا کمک بسیار زیادی کرد.


The first companies in Canada were formed during the French and British regimes and competed for the fur trade. The Hudson’s Bay Company, with French, British and Aboriginal employees, came to dominate the trade in the northwest from Fort Garry (Winnipeg) and Fort Edmonton to Fort Langley (near Vancouver) and Fort Victoria—trading posts that later became cities.
The first financial institutions opened in the late 18th and early 19th centuries. The Montreal Stock Exchange opened in 1832. For centuries Canada’s economy was based mainly on farming and on exporting natural resources such as fur, fish and timber, transported by roads, lakes, rivers and canals.

اقتصاد رو به رشد

اولین شرکت در کانادا در طول حکومت فرانسه و بریتانیا تشکیل و در رقابت با دیگران به تجارت پوست و خز پرداخت. شرکت «هادستونی بی» یا همان خلیج هادسون، با داشتن کارمندانی از فرانسه، انگلیس و افراد بومی، تسلط خود بر تجارت در شمال غرب از فورت گری (وینیپگ) گرفته تا فورت لنگلی (نزدیک به ونکور) و فورت ویکتوریا را افزایش داد.
اولین موسسه اقتصادی نیز در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ میلادی و بورس اوراق بهادار مونترال نیز در سال ۱۸۳۲ میلادی آغاز به کار کرد. قرن ها اقتصاد کانادا عمدتاً مبتنی بر کشاورزی و صادرات منابع طبیعی مانند پوست و خز، ماهی و چوب، بوده که از طریق جاده ها، دریاچه ها، رودخانه ها و کانال ها صادرات منتقل شده است.

The War of 1812: The fight for Canada

After the defeat of Napoleon Bonaparte’s fleet in the Battle of Trafalgar (1805), the Royal Navy ruled the waves. The British Empire, which included Canada, fought to resist Bonaparte’s bid to dominate Europe. This led to American resentment at British interference with their shipping. Believing it would be easy to conquer Canada, the United States launched an invasion in June 1812. The Americans were mistaken. Canadian volunteers and First Nations, including Shawnee led by Chief Tecumseh, supported British soldiers in Canada’s defence. In July, Major-General Sir Isaac Brock captured Detroit but was killed while defending against an American attack at Queenston Heights, near Niagara Falls, a battle the Americans lost. In 1813, Lieutenant-Colonel Charles de Salaberry and 460 soldiers, mostly French Canadiens, turned back 4,000 American invaders at Châteauguay, south of Montreal. In 1813 the Americans burned Government House and the Parliament Buildings in York (now Toronto). In retaliation in 1814, Major-General Robert Ross led an expedition from Nova Scotia that burned down the White House and other public buildings in Washington, D.C. Ross died in battle soon afterwards and was buried in Halifax with full military honours.

جنگ سال ۱۸۲۱ میلادی، مبارزه برای کانادا

پس از شکست ناوگان ناپلئون بناپارت در نبرد ترافالگار (۱۸۰۵ میلادی)، نیروی دریایی سلطنتی جنبش را به دست گرفت. امپراتوری بریتانیا که شامل کانادا نیز می شد، مبارزه و مقاومت در برابر خواسته بناپارت که تسلط بر اروپا بود را پیش گرفت. این امر با خشم آمریکایی ها به دلیل دخالت انگلستان در کشتیرانی آن ها مواجه شد. لذا با این عقیده که تسخیر کانادا امری آسان است، ایالات متحده در ماه ژوئن سال ۱۸۱۲ میلادی به این کشور حمله کرد؛ اما آمریکایی ها اشتباه کردند و داوطلبان کانادا و ملل نخستین، از جمله شونی رئیس قبیله در دفاع از کانادا به سربازان انگلیسی کمک کردند. در ماه ژانویه، سرلشکر ایساک براک دیترویت در حالی که در برابر حمله آمریکا در ارتفاعات کوینستون (در نزدیکی آبشار نیاگارا) دفاع می کرد، کشته شد و بدین ترتیب آمریکایی ها در این جنگ شکست خوردند. در سال ۱۸۱۳ میلادی، سرهنگ دوم چارلز دی سالابری همراه با ۴۶۰ سرباز که عمدتاً فرانسوی – کانادایی بودند، به ۴۰۰۰ سرباز اشغالگر آمریکایی در چاتااوگای، واقع در جنوب مونترال حمله کردند. در سال ۱۸۱۳ میلادی نیز آمریکایی ها دفتر دولت و ساختمان پارلمان را در یورک (در حال حاضر تورنتو) به آتش کشیدند. در اقدامی تلافی جویانه در سال ۱۸۱۴ میلادی، سرلشکر رابرت راس رهبری یک لشکر را از نوا اسکوشیا برعهده گرفت که این لشکرکشی منجر به سوختن کاخ سفید و دیگر ساختمان های عمومی در واشنگتن دی سی شد. راس در این جنگ کشته و در هالیفاکس با احترام کامل نظامی به خاک سپرده شد.

سرلشکر براک و رئیس تکومسه را همراه با سربازان بریتانیایی، به عنوان نمایندگان ملل و داوطلبان کانادایی را نشان می دهد که باعث شکست حمله به آمریکا در سال های ۱۸۱۲-۱۸۱۴ میلادی شدند.
ناوچه نیروی دریایی سلطنتی با نام «شانون HMS» که منجر به اسارت یواساس چساپیک در بندر هالیفاکس و در سال ۱۸۱۳ میلادی شد. در این زمان نبردهای دریایی متعددی نیز در دریاچه های بزرگ دیگر وجود داشت.

By 1814, the American attempt to conquer Canada had failed. The British paid for a costly Canadian defence system, including the Citadels at Halifax and Québec City, the naval drydock at Halifax and Fort Henry at Kingston—today popular historic sites. The present-day Canada-U.S.A. border is partly an outcome of the War of 1812, which ensured that Canada would remain independent of the United States.

در سال ۱۸۱۴، تلاش آمریکا برای تسخیر کانادا شکست خورد؛ بریتانیا هزینه دفاع از کانادا، از جمله ساخت قلعه ای در هالیفاکس و شهر کبک، ساخت حوضچه خشک برای تعمیر کشتی های نیروی دریایی در هالیفاکس و نیز قلعه ی نظامی هنری در کینگستون که امروزه از جمله سایت های محبوب تاریخی این کشور مرز بین کانادا و ایالات متحده امروزه تا حدودی پیامد جنگ سال ۱۸۱۲ میلادی بوده که کانادا را برای همیشه از ایالات متحده، مستقل کرده است.

از سمت راست ۱- شبه نظامیان فرانسوی کانادایی که به دفاع از کانادا در جنگ سال ۱۸۱۲ کمک کردند.۲- در سال ۱۸۱۳، لورا سکورد، همسر یکی از مهاجرین و مادر پنج فرزند، یک سفر خطرناک ۱۹ مایلی (۳۰ کلیومتری) را با پای پیاده انجام داد تا به ستوان جیمز فیتزگیبون در مورد حمله برنامه ریزی شده آمریکایی ها هشدار دهد. شجاعت او به پیروزی در نبرد «بیور دام» کمک فراوانی کرده است. از آن زمان تا به امروز او به عنوان یک قهرمان و شیرزن شناخته می شود. ۳- دوک ولینگتون که برخی از بهترین سربازان خود را به دفاع از کانادا در سال ۱۸۱۴ میلادی اعزام کرد. او سپس بایتون (اتاوا) را به عنوان نقطه پایانی کانال رادئو انتخاب کرد، این کانال بخشی از شبکه ای بوده است که برای جلوگیری از حمله به کانادا توسط آمریکایی ها مسدود شد. ولینگتون، ناپلئون را نیز در سال ۱۸۱۵ شکست داد و بدین ترتیب نقش مستقیمی در تأسیس دولت ملی داشته است.

RebelliONS Of 1837–۳۸

In the 1830s, reformers in Upper and Lower Canada believed that progress toward full democracy was too slow. Some believed Canada should adopt American republican values or even try to join the United States. When armed rebellions occurred in 1837–۳۸ in the area outside Montreal and in Toronto, the rebels did not have enough public support to succeed. They were defeated by British troops and Canadian volunteers. A number of rebels were hanged or exiled; some exiles later returned to Canada.
Lord Durham, an English reformer sent to report on the rebellions, recommended that Upper and Lower Canada be merged and given responsible government. This meant that the ministers of the Crown must have the support of a majority of the elected representatives in order to govern. Controversially, Lord Durham also said that the quickest way for the Canadiens to achieve progress was to assimilate into English-speaking Protestant culture. This recommendation demonstrated a complete lack of understanding of French Canadians, who sought to uphold the distinct identity of French Canada.
Some reformers, including Sir Étienne-Paschal Taché and Sir George-Étienne Cartier, later became Fathers of Confederation, as did a former member of the voluntary government militia in Upper Canada, Sir John A. Macdonald.

کودتای سال های ۱۸۳۷ – ۱۸۳۸ میلادی

در دهه ۱۸۳۰ میلادی، اصلاح طلبانی از بالادست و پایین دست کانادا اعتقاد داشتند که روند دموکراسی کامل، به کندی پیش می رود. برخی اعتقاد داشتند که کانادا می بایست با ارزش های جمهوری خواهی در آمریکا همخوانی داشته باشد و برخی نیز معتقد بودند می بایست به ایالات متحده ملحق شود. زمانی که کودتای نظامی در سال های ۱۸۳۷ و ۱۸۳۳ در منطقه های اطراف مونترال و شکست خوردند. تعدادی از این شورشی ها اعدام و یا تبعید شده و برخی از این تعیدی ها بعدها به کانادا باز گشتند.
لُرد دارهام، یک انگلیسی اصلاح طلب بود که به تهیه گزارش از شورشی ها پرداخت و پیشنهاد داد که کانادای بالادست و پایین دست با یکدیگر متحد شده و دولتی متعهد را به وجود آورند. این بدان معنی است که وزرای سلطنتی می بایست از نمایندگان منتخب در اداره کشور حمایت و
و پشتیبانی کنند. در نهایت با بحث و بررسی فراوان، لرد دارهام بیان کرد که سریع ترین راه کانادایی ها برای رسیدن به پیشرفت کافی، این است که به زبان انگلیسی و فرهنگ پروتستان روی بیاورند. این توصیه نشان از فقدان درک کامل از فرهنگ فرانسوی – کانادایی ها داشت که سعی در متمایز نگه داشتن فرهنگ فرانسوی – کانادایی خود از دیگران داشتند.
برخی اصلاح طلبان، از جمله «سراتین پسپارد تاچه» و نیز «سرجورج اتین کارتیر» بعدها به عنوان بزرگان کنفدراسیون درآمدند.
همین طور یکی از اعضای دولت خودمختار ملیشیا در کانادای بالادست با نام «سرجان ملک دونالد» نیز به آن ها پیوست.


In 1840, Upper and Lower Canada were united as the Province of Canada. Reformers such as Sir Louis-Hippolyte La Fontaine and Robert Baldwin, in parallel with Joseph Howe in Nova Scotia, worked with British governors toward responsible government.
The first British North American colony to attain full responsible government was Nova Scotia in 1847–۴۸٫ In 1848–۴۹ the governor of United Canada, Lord Elgin, with encouragement from London, introduced responsible government. This is the system that we have today: if the government loses a confidence vote in the assembly it must resign. La Fontaine, a champion of democracy and French language rights, became the first leader of a responsible government in the Canadas.

دولت مسئول

در سال ۱۸۴۰ میلادی، کانادای بالادست و پایین دست به عنوان کشور واحد با نام کانادا شناخته و متحد شد. اصلاح طلبان مانند سرلویی هیپولیت لافونتن و رابرت بالدوین، به صورت موازی با جوزف هاو در نوا اسکوشیا، به عنوان مسئولین دولتی با فرمانداران بریتانیایی همکاری می کردند.
اولین مستعمره بریتانیا در آمریکای شمالی که برای رسیدن به دولت کامل مسئول تلاش کرد، نوا اسکوشیادر سال های ۱۸۴۷– ۱۸۴۸ میلادی بود. در ۱۸۴۸– ۱۸۴۹ میلادی نیز فرماندار کانادای متحده، لّردالگین، ترغیب و حمایت لندن، دولت مسئول خود را معرفی کرد.
این سیستمی است که ما امروز داریم: اگر دولت رأی اعتماد مجلس را از دست بدهد می بایست استعفا بدهد. بدین ترتیب لافونتن، قهرمان دفاع از حقوق دموکراسی و دفاع از زبان فرانسه، اولین تشکیل دهنده دولت در کل کانادا شد.

تصویر فوق بزرگان کنفدراسیون تشکیل شده در قلمروی کانادا و در تاریخ ۱ ژوئیه ۱۸۶۷ را نشان می دهد که به تشکیل کشوری که امروزه می شناسیم منجر شد.


From 1864 to 1867, representatives of Nova Scotia, New Brunswick and the Province of Canada, with British support, worked together to establish a new country. These men are known as the Fathers of Confederation. They created two levels of government: federal and provincial. The old Province of Canada was split into two new provinces: Ontario and Quebec, which, together with New Brunswick and Nova Scotia, formed the new country called the Dominion of Canada. Each province would elect its own legislature and have control of such areas as education and health.
The British Parliament passed the British North America Act in 1867. The Dominion of Canada was officially born on July 1, 1867. Until 1982, July 1 was celebrated as “Dominion Day” to commemorate the day that Canada became a self-governing Dominion. Today it is officially known as Canada Day.


از ۱۸۶۴ – ۱۸۶۷ میلادی، نمایندگان نوا اسکوشیا، نیوبرانزویک و استان های کانادا، با حمایت بریتانیا، باهم همکاری کرده تا کشوری جدید را بنا کنند. این مردان به عنوان پدران (بزرگان) کنفدراسیون شناخته می شوند. آن ها دو سطح را در دولت ایجاد کردند: فدرال و استانی. بدین ترتیب سرزمین قدیمی کانادا به بخش انتاریو و کبک تقسیم شد که همراه با نیوبرانزویک و نوااسکوشیا، مجموعاً کشور جدیدی به نام سرزمین کانادا را تشکیل داد. بدین ترتیب هر ایالت پارلمان خود را دارد و کنترل حوزه های مختلف از قبیل آموزش و پرورش و سلامت را در آن ایالت برعهده دارد.
پارلمان بریتانیا نیز لایحه ی آمریکای شمالی را در سال ۱۸۶۷ به تصویب رساند. حاکمیت کانادا رسماً در تاریخ ۱ ژوئیه سال ۱۸۶۸ به رسیمت شناخته شد و تا سال ۱۹۸۲ یک جولای به عنوان «روز حاکمیت» جشن گرفته می شد. امروزه نیز این روز را رسماً «روز کانادا» می نامند.

تصویر فوق، اسکناس ۱ دلاری کانادا را نشان می دهد که بر روی آن تصویر پادشاه جرج پنجم را نشان می دهد. وی در سال ۱۹۲۱ رنگ های ملی کانادا (سفید و قرمز) را تعیین کرد که امروزه رنگ های مورد استفاده در پرچم ملی ما است.

Dominion from Sea to Sea

Sir Leonard Tilley, an elected official and Father of Confederation from New Brunswick, suggested the term Dominion of Canada in 1864. He was inspired by Psalm 72 in the Bible which refers to “dominion from sea to sea and from the river to the ends of the earth.” This phrase embodied the vision of building a powerful, united, wealthy and free country that spanned a continent. The title was written into the Constitution, was used officially for about 100 years, and remains part of our heritage today.

سرزمینی از دریا تا دریا

سرلئونارد تلی، یکی از پدران کنفدراسیون از بخش نیوبرانزویک بود که پیشنهاد واژه ی «سرزمین کانادا» را در سال ۱۸۶۴ میلادی مطرح کرد. او با الهام از سرود مذهبی شماره ۷۲ در کتاب مقدس انجیل، با مضمون «سرزمینی از دریا تا دریا و از رودخانه تا پایان زمین»، جهت ترسیم چشم اندازی برای ساخت یک کشور متحد، قدرتمند، ثروتمند و آزاد که در کل قاره گسترش یافته است، این نام را برگزید. این عنوان در قانون اساسی کشور نیز نوشته شده بود و برای حدود ۱۰۰ سال است که به صورت رسمی مورد استفاده قرار گرفته و امروزه به عنوان بخشی از میراث باقی مانده است.

expansion of the Dominion

۱۸۶۷ – Ontario, Quebec, Nova Scotia, New Brunswick
1870 – Manitoba, Northwest Territories
1871 – British Columbia
1873 – Prince Edward Island
1880 – Transfer of the Arctic Islands (to N.W.T.)
1898 – Yukon Territory
1905 – Alberta, Saskatchewan
1949 – Newfoundland and Labrador
1999 – Nunavut
Did you know? In the 1920s, some believed that the British West Indies (British territories in the Caribbean Sea) should become part of Canada. This did not occur, though Canada and Commonwealth Caribbean countries and territories enjoy close ties today.

گسترش قلمرو

۱۸۶۷ – انتاریو، کبک، نوا اسکوشیا، نیوبرانزویک
۱۸۷۰ – مانیتوبا، سرزمین های شمال غربی
۱۸۷۱ – بریتیش کلمبیا
۱۸۷۳ – جزیره پرنس ادوارد
۱۸۸۰ – انتقال جزایر قطب شمال به (N.W.T)
1898 – یوکان
۱۹۰۵ – آلیرتاف ساسکاجوان
۱۹۴۹ نیوفاندلند و لابرادور
۱۹۹۹ – نوناووت
آیا می دانستید در دهه ۱۹۲۰ میلادی، برخی معتقد بودند که انگلیسی های هند غربی (سرزمین های بریتانیا در دریای کارائیب) باید به بخشی از سرزمین کانادا ملحق شوند؟ البته این اتفاق در آن زمان رخ نداد، هرچند کانادا و کشورهای مشترک المنافع حوزه ی کارائیب امروزه ارتباطات تنگاتنگی دارد.

Canada’s first prime Minister

In 1867, Sir John Alexander Macdonald, a Father of Confederation, became Canada’s first Prime Minister. Born in Scotland on January 11, 1815, he came to Upper Canada as a child. He was a lawyer in Kingston, Ontario, a gifted politician and a colourful personality. Parliament has recognized January 11 as Sir John A. Macdonald Day. His portrait is on the $10 bill.
Sir George-Étienne Cartier was the key architect of Confederation from Quebec. A railway lawyer, Montrealer, close ally of Macdonald and patriotic Canadien, Cartier led Quebec into Confederation and helped negotiate the entry of the Northwest Territories, Manitoba and British Columbia into Canada.

اولین نخست وزیر کانادا

در سال ۱۸۶۷، سرجان الکساندر مک دونالد، یکی از بزرگان کنفدراسیون، به عنوان اولین نخست وزیر کانادا برگزیده شد. وی در تاریخ ۱۱ ژانویه ۱۸۱۵ میلادی در اسکاتلند به دنیا آمد و در کودکی به کانادای بالادست مهاجرت کرده است. او یک وکیل در کینگستون، انتاریو و یک سیاستمدار با استعداد، با شخصیتی منحصربه فرد بود. پارلمان، روز ۱۱ ژانویه را به عنوان روز «سرجان الکاسندر مک دونالد» می شناسد. تصویر وی بر روی اسکناس های ۱۰ دلاری کانادا نیز قابل مشاهده است.
سرجورج اتین کاریته نیز از معماران کلیدی کنفدراسیون، از بخش کبک بود. او مشاور حقوقی راه آهن و شهروندی از مونترال بود. او از متحدان مک دونالد و وطن پرستان کانادا بود؛ کارتیه اولین کسی بود که شهر کبک را به کنفدراسیون ملحق کرد و مذاکره بر سر ورود سرزمین های شمال غربی، مانیتوبا و بریتیش کلمبیا به کانادا را نیز او به سرانجام رساند.

ChAlleNGe iN The WeST

When Canada took over the vast northwest region from the Hudson’s Bay Company in 1869, the 12,000 Métis of the Red River were not consulted. In response, Louis Riel led an armed uprising and seized Fort Garry, the territorial capital. Canada’s future was in jeopardy. How could the Dominion reach from sea to sea if it could not control the interior?
Ottawa sent soldiers to retake Fort Garry in 1870. Riel fled to the United States and Canada established a new province: Manitoba. Riel was elected to Parliament but never took his seat. Later, as Métis and Indian rights were again threatened by westward settlement, a second rebellion in 1885 in present-day Saskatchewan led to Riel’s trial and execution for high treason, a decision that was strongly opposed in Quebec. Riel is seen by many as a hero, a defender of Métis rights and the father of Manitoba.
After the first Métis uprising, Prime Minister Macdonald established the North West Mounted Police (NWMP) in 1873 to pacify the West and assist in negotiations with the Indians. The NWMP founded Fort Calgary, Fort MacLeod and other centres that today are cities and towns. Regina became its headquarters. Today, the Royal Canadian Mounted Police (RCMP or “the Mounties”) are the national police force and one of Canada’s best-known symbols. Some of Canada’s most colourful heroes, such as MajorGeneral Sir Sam Steele, came from the ranks of the Mounties.

چالش در غرب

هنگامی که کانادا بر منطقه عظیمی از شمال غرب چیره شد، شرکت «هادسونی بی» در سال ۱۸۶۹ میلادی بیش از ۱۲۰۰۰ نفر از اهالی «متیس» که در حاشیه دریای سرخ زندگی می کردند را در نظر نگرفت و جزو قلمروی کانادا محاسبه نکرد. به همین دلیل، «لوئیس ریل»، لشکری را راهی این منطقه کرد و قلعه «گری» را به تصرف درآورد. با این اتفاق امنیت و آینده کانادا در معرض خطر قرار گرفت. چگونه می توان رسیدن به شعار «از دریا تا دریا» را بدون کنترل بر این منطقه محقق نمود؟
بدین ترتیب در سال ۱۸۷۰ میلادی اتاوا سربازان خود را برای پس گرفتن قلعه ی گری به این منطقه اعزام کرد. با این کار «ریل»، به ایالات متحده گریخت و کانادا استانی جدید به نام مونیتابا تأسیس کرد. هرچند ریل به عنوان نماینده پارلمان انتخاب شده بود، اما هرگز بر صندلی خود تکیه نزد. این اتفاق باعث شد که مردم متیس و سرخپوستان این منطقه متوجه تهدیدهایی از جانب نمایندگان شرق شوند که همین مسئله زمینه ساز شورش دوم در سال ۱۸۸۵ میلادی شد؛ بدین
ترتیب ساسکاچوان، ریل را مقصر حادثه شناخت و در نهایت او را به دلیل خیانت به میهن اعدام کردند؛ تصمیمی که در کبک به شدت با مخالفت همراه شد چرا که ریل توسط بسیاری به عنوان قهرمان ملی و مدافع حقوق متیس ها و نیز پدر مونتیوبا شناخته می شد.
پس از اولین قیام تیس، نخست وزیر مک دونالد در سال ۱۸۷۳ میلادی، برای صلح با غرب و انجام مذاکرات با سرخپوستان، اقدام به تأسیس پلیس سواره نظام شمال غرب (NWMP) کرد. پلیس سواره نظام شمال غرب، قلعه شهر کلگری را بنا کرد. قلعه مک لود و سایر مراکز، امروزه هر کدام یکی از شهرها و شهرستان های کوچک کانادا را تشکیل می دهند. در آن زمان رجینا مرکز فرماندهی تمام این مراکز بود. امروزه، پلیس سواره نظام سلطنتی کانادا (RCMP یا ”Mounties”) نیروی پلیس ملی محسوب می شود و یکی از مهم ترین و شناخته ترین نمادها در کاناداست. برخی از برترین قهرمانان کانادا، مانند سرلشکر سرسام استیل، از همین گروه نظامی بوده اند.

(ازچپ به راست) ۱ – قلعه ی گری، سال ۱۸۶۳ میلادی که در آن پرچم شرکت هادسون بی بر فراز غرب کانادا به مدت ۲۰۰ سال و قبل از تشکیل کنفدراسیون افراشته می شد ۲ – سر سام استیل مرزبان قهرمان بزرگ ملی کانادا ۳– از نیروی مقاومت متیس: گابریل دومونت بزرگ ترین رهبر نظامیان متیس بود.
ژست گرفتن کارکنان و خدمه قطار غرب اقیانوس آرام اکسپرس، در اولین عبور از گذرگاه رودخانه الیسیلوایت نزدیک به یخچال های طبیعی (قبل از سال ۱۸۸۶ میلادی).

A Railway from Sea to Sea

British Columbia joined Canada in 1871 after Ottawa promised to build a railway to the West Coast. On November 7, 1885, a powerful symbol of unity was completed when Donald Smith (Lord Strathcona), the Scottish-born director of the Canadian Pacific Railway (CPR), drove the last spike. The project was financed by British and American investors and built by both European and Chinese labour. Afterwards the Chinese were subject to discrimination, including the Head Tax, a race-based entry fee. The Government of Canada apologized in 2006 for this discriminatory policy. After many years of heroic work, the CPR’s “ribbons of steel” fulfilled a national dream.

راه آهن از دریا به دریا

بریتیش کلمبیا در سال ۱۸۷۱ میلادی، به کانادا پیوست؛ این رویداد، پس از این رخ داد که اتاوا وعده داد برای ساخت راه آهن تا سواحل غرب اقدام خواهد کرد. بدین ترتیب در ۷ نوامبر، ۱۸۸۵ میلادی، یک نماد قدرتمند برای اتحاد به وجود آمد؛ درست بعد از آن که دونالد اسمیت (لُرد استراتکونا)، سرپرست اسکاتلندی، آخرین میخ راه آهن کانادا به سمت اقیانوس آرام (CPR) را نصب و این مسیر را افتتاح کرد. این پروژه توسط سرمایه گذاران بریتانیایی و آمریکایی تأمین هزینه و توسط کارگران اروپایی و چینی ساخته شد. دولت کانادا در سال ۲۰۰۶ میلادی از چینی ها که در طول این پروژه تبعیض فاحشی را تحمل کرده بودند، (از جمله پرداخت بیشتر مالیات، هزینه ورودی بیشتر متنی بر نژاد و…) برای این سیاست تبعیض آمیز، عذرخواهی کرد. پس از سال ها کار قهرمانانه، خط راه آهن CPR یا همان «نوار فولادی» رویای ملی کانادایی ها را محقق کرد.


Canada’s economy grew and became more industrialized during the economic boom of the 1890s and early 1900s. One million British and one million Americans immigrated to Canada at this time.
Sir Wilfrid Laurier became the first FrenchCanadian prime minister since Confederation and encouraged immigration to the West. His portrait is on the $5 bill. The railway made it possible for immigrants, including 170,000 Ukrainians, 115,000 Poles and tens of thousands from Germany, France, Norway and Sweden to settle in the West before 1914 and develop a thriving agricultural sector.

حرکت به سمت غرب

اقتصاد کانادا به مرور بزرگ شد؛ در طول رونق اقتصادی، پیشرفت سریع و بزرگی در دهم ۱۸۹۰ میلادی و اوایل قرن ۱۹ میلادی متوجه این کشور گردید. در این دوره یک میلیون بریتانیایی و یک میلیون آمریکایی به کانادا مهاجرت کردند.
سرویلفرید لوریر اولین نخست وزیر کانادایی – فرانسوی در کنفدراسیون بود که مهاجرت به غرب را تشویق و ترغیب می کرد. تصویر او بر روی اسکناس های ۵ دلاری کانادا مشاهده می شود. راه آهن، مهاجرت را تسیهل کرد و بدین ترتیب، ۱۷۰ هزار اوکراینی، ۱۱۵ هزار لهستانی و ده ها هزار نفر از آلمان، فرانسه، نروژ و سوئد تا قبل از سال ۱۹۱۴ میلادی خود را به این مناطق رسانده و به توسعه بخش کشاورزی کمک فراوانی کردند.

سرآرتورکری، افسر جانشینی که به یکی از بزرگ ترین سربازان کانادا تبدیل شد.
گروهبان اسب سواری از قلعه گری، نیروی اعزامی کانادا، در سال ۱۹۱۶ میلادی


Most Canadians were proud to be part of the British Empire. Over 7,000 volunteered to fight in the South African War (1899–۱۹۰۲), popularly known as the Boer War, and over 260 died. In 1900, Canadians took part in the battles of Paardeberg (“Horse Mountain”) and Lillefontein, victories that strengthened national pride in Canada.
When Germany attacked Belgium and France in 1914 and Britain declared war, Ottawa formed the Canadian Expeditionary Force (later the Canadian Corps). More than 600,000 Canadians served in the war, most of them volunteers, out of a total population of eight million.
On the battlefield, the Canadians proved to be tough, innovative soldiers. Canada shared in the tragedy and triumph of the Western Front. The Canadian Corps captured Vimy Ridge in April 1917, with 10,000 killed or wounded, securing the Canadians’ reputation for valour as the “shock troops of the British Empire.” One Canadian officer said: “It was Canada from the Atlantic to the Pacific on parade… In those few minutes I witnessed the birth of a nation.” April 9 is celebrated as Vimy Day.
Regrettably, from 1914 to 1920, Ottawa interned over 8,000 former Austro-Hungarian subjects, mainly Ukrainian men, as “enemy aliens” in 24 labour camps across Canada, even though Britain advised against the policy.
In 1918, under the command of General Sir Arthur Currie, Canada’s greatest soldier, the Canadian Corps advanced alongside the French and British Empire troops in the last hundred days. These included the victorious Battle of Amiens on August 8, 1918–which the Germans called “the black day of the German Army”–followed by Arras, Canal du Nord, Cambrai and Mons. With Germany and Austria’s surrender, the war ended in the Armistice on November 11, 1918. In total 60,000 Canadians were killed and 170,000 wounded. The war strengthened both national and imperial pride, particularly in English Canada.

جنگ جهانی اول

بیشتر کانادایی ها به اینکه بخشی از امپراتوری بریتانیا بوده اند افتخار می کنند. بیش از ۷۰۰۰ نفر برای مبارزه در جنگ آفریقای جنوبی (۱۹۰۲-۱۸۹۹) داوطلب شدند، این جنگ به نام جنگ بوئر نیز شناخته می شود و در آن بیش از ۲۶۰ نفر کشته شدند. در سال ۱۹۰۰، کانادایی ها در جنگی به نام پارادبرگ «اسب کوهستان» و در جنگ دیگری به نام لایلفونتن نیز شرکت داشتند؛ پیروزی هایی که غرور ملی در کانادا را تقویت کرده است.
هنگامی که آلمان به بلژیک و فرانسه در سال ۱۹۱۴ میلادی حمله کرد و بریتانیا به آلمان اعلان جنگ داد، اتاوا تشکیل نیروی اعزامی کانادا (بعدها ارتش کانادا) را در دستور کار خود گذاشت. بیش از ۶۰۰ هزار کانادایی در این جنگ خدمت کردند؛ این در حالی است که بسیاری از آن ها داوطلب بوده و جمعیت کل مردم کانادا در آن زمان تنها هشت میلیون نفر بوده است.
کانادایی ها، در میدان جنگ افرادی سخت کوش و اصیل هستند. کانادا در این تراژدی و پیروزی جبهه غربی شریک و سهیم بود. ارتش کانادا در آوریل ۱۹۱۷ از ستیغ شهر ویمی (در شمال فرانسه) عبور کردند؛ در این فتح، ده هزار نفر کشته یا زخمی شدند و آوازه شجاعت کانادایی ها، ارتش بریتانیا را هم شوکه کرد. یک افسر کانادایی در این باره می گوید: «این کانادایی ها بودند که از آتلانتیک تا اقیانوس آرام رژه می رفتند؛ در آن لحظات من خوش نامی یک ملت را به چشم دیدم». به همین مناسبت روز ۹ آوریل را به نام «روز ویم» نامیده اند.
متأسفانه، اتاوا از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ میلادی، بیش از ۸۰۰۰ نفر از شهروندان اتریش – مجارستان که عمدتاً مردانی اوکراینی بودند را به ۲۴ اردوگاه کار اجباری در سراسر کانادا تبعید کرد و آن ها را «دشمن بیگانه» خواند؛ هرچند بریتانیا با این سیاست موافق نبود.
در سال ۱۹۱۸ میلادی، ژنرال سر آرتور کری، یکی از بزرگ ترین سربازان کانادا، ارتش کانادا را فرماندهی کرد و در کنار نیروهای فرانسوی و امپراتوری بریتانیا، لشکرکشی بزرگی را در صد روز آخر انجام داد. این لشکرکشی در تاریخ ۸ آگوست ۱۹۱۸ اتفاق افتاد که آلمانی ها آن را با نام «روز سیاه ارتش آلمان» می شناسند.
با تسلیم آلمان و اتریش، جنگ با اعلام آتش بس موقت در ۱۱ نوامبر سال ۱۹۱۸ به پایان رسید. در مجموع ۶۰ هزار کانادایی در طول جنگ جهانی اول کشته و ۱۷۰ هزار نفر دیگر زخمی شدند. جنگ باعث تقویت غرور ملی و امپریالیستی، به ویژه در بخش های انگلیسی نشین کانادا شد.

یادبود ویمی به افتخار فرانسوی هایی که در ستیغ ویمی در تاریخ ۹ آوریل ۱۹۱۷ جنگیده و کشته شده و بدین گونه نخستین پیروزی بریتانیا در اولین جنگ جهانی را رقم زدند.


At the time of Confederation, the vote was limited to property-owning adult white males. This was common in most democratic countries at the time. The effort by women to achieve the right to vote is known as the women’s suffrage movement. Its founder in Canada was Dr. Emily Stowe, the first Canadian woman to practise medicine in Canada. In 1916, Manitoba became the first province to grant voting rights to women.
In 1917, thanks to the leadership of women such as Dr. Stowe and other suffragettes, the federal government of Sir Robert Borden gave women the right to vote in federal elections — first to nurses at the battle front, then to women who were related to men in active wartime service. In 1918, most Canadian female citizens aged 21 and over were granted the right to vote in federal elections. In 1921 Agnes Macphail, a farmer and teacher, became the first woman MP. Due to the work of Thérèse Casgrain and others, Quebec granted women the vote in 1940.

زنان و گرفتن حق رأی

در زمانی که کنفدراسیون وجود داشت، حق رأی تنها برای مردان بالغ سفیدپوست در نظر گرفته می شد. این امر در بیشتر کشورهای دموکرات امری معمول بود و تلاش های زنان برای دستیابی به حق رأی، با نام جنبش حق رأی زنان شناخته می شد. بنیان گذار این جنبش در کانادا دکتر امیلی استوا، اولین زن پزشک کانادایی بود که انجام عمل جراحی را در رزومة خود داشت. در سال ۱۹۱۶، مانتیوبا اولین ایالتی بود که اعطای حق رأی به زنان را رسمی کرد. در سال ۱۹۱۷ میلادی، به لطف زنانی همچون دکتر استوو و سایر طرفداران حق رأی زنان، دولت فدرال به رهبری «سر رابرت بودن» حق رأی در انتخابات فدرال را به زنان حاضر در جنگ و سپس به همسران مردان حاضر در زمان جنگ داد. در سال ۱۹۱۸، بیشتر شهروندان زن کانادایی با سن بالای ۲۱ سال، حق رأی در انتخابات فدرال را به دست آوردند. در سال ۱۹۲۱ میلادی اگنس مکفال که یک کشاورز و معلم بود، به نام اولین نماینده مجلس زن، شناخته شد. با توجه به کارهایی که ترزا کاسگراین و دیگران انجام دادند، کبک نیز حق رأی زنان را از ۱۹۴۰ به رسمیت شناخت.
بیش از ۳۰۰۰ نفر پرستار، با نام متسعار «پرنده آبی» در بخش پزشکی ارتش سلطنتی کانادا خدمت کردند که از این تعداد، ۲۵۰۰ نفر از آن ها در خارج از کشور مشغول به کار شدند.

اگنس مکفال، کشاورز و معلم کانادایی که در سال ۱۹۲۱ میلادی، اولین زن نماینده مجلس شد.
(از چپ به راست) ۱ – سربازان کانادایی در روز یادبود ۲ – روز یادبود قربانیان جنگ کانادا با نماد گل شقایق.

Canadians remember the sacrifices of our veterans and brave fallen in all wars up to the present day in which Canadians took part, each year on November 11: Remembrance Day. Canadians wear the red poppy and observe a moment of silence at the 11th hour of the 11th day of the 11th month to honour the sacrifices of over a million brave men and women who have served, and the 110,000 who have given their lives. Canadian medical officer LieutenantColonel John McCrae composed the poem “In Flanders Fields” in 1915; it is often recited on
Remembrance Day:
In Flanders fields the poppies blow Between the crosses, row on row, That mark our place; and in the sky The larks, still bravely singing, fly Scarce heard amid the guns below. We are the dead. Short days ago We lived, felt dawn, saw sunset glow, Loved, and were loved, and now we lie In Flanders fields. Take up our quarrel with the foe: To you from failing hands we throw The torch; be yours to hold it high. If ye break faith with us who die We shall not sleep, though poppies grow In Flanders fields.

کانادایی ها همواره فداکاری کهنه سربازان و شجاعت آن ها در تمامی جنگ هایی که تا به امروز رخ داده را به یاد دارند تا، هر سال در تاریخ ۱۱ نوامبر گرامی بدارند. کانادایی ها با نصب نمادی به شکل شقایق قرمز و نیز با سپری کردن لحظاتی در سکوت کامل، در ساعت یازده روز یازدهم از ماه یازدهم هر سال، فداکاری بیش از یک میلیون از مردان و زنان شجاعی که به کشور خدمت کرده و ۱۱۰ هزار نفری که در این جنگ ها جان خود را از دست داده اند را گرامی می دارند. افسر پزشکی کانادا سرهنگ جان مکرا در سال ۱۹۱۵ شعری به نام «در دشت پرچم ها» سرود؛ این شعر در روز یادبود توسط مردم بازخوان می شود:
در دشت پرچم ها گل های شقایق به هر سو می وزند،
در میان صلیب هایی که ردیف به ردیف چیده شده اند،
این اقلیم ما را علامت گذاری می کند و در آسمان،
چکاوک ها که همچنان شجاعانه آواز می خوانند و پرواز می کنند،
در میان صدای سلاح هایی که در پایین شلیک می شوند، صدایشان به سختی شنیده می شود.
ما مرده ایم! چند روز پیش،
ما زنده بودیم،
طلوع آفتاب را احساس می کردیم،
غروب خورشید را می نگریستیم
عشق می ورزیدیم و به ما عشق ورزیده می شد و حالا خوابیده ایم،
در دشت پرچم ها
مبارزه ما را با دشمن ادامه بده،
از دست های قطع شده ما به سمت تو پرتاب می شود، مشعل!
آن را همواره افراشته نگاه دار
اگر ایمان خود را به ما که مرده ایم از دست دهی؛
ما آرامش نخواهیم یافت، هرچند شقایق ها با زهم می رویند،
در دشت پرچم ها…

beTWeeN The WARS

After the First World War, the British Empire evolved into a free association of states known as the British Commonwealth of Nations. Canada remains a leading member of the Commonwealth to this day, together with other successor states of the Empire such as India, Australia, New Zealand, and several African and Caribbean countries.
The “Roaring Twenties” were boom times, with prosperity for businesses and low unemployment. The stock market crash of 1929, however, led to the Great Depression or the “Dirty Thirties.” Unemployment reached 27% in 1933 and many businesses were wiped out. Farmers in Western Canada were hit hardest by low grain prices and a terrible drought.
There was growing demand for the government to create a social safety net with minimum wages, a standard work week and programs such as unemployment insurance. The Bank of Canada, a central bank to manage the money supply
and bring stability to the financial system, was created in 1934. Immigration dropped and many refugees were turned away, including Jews trying to flee Nazi Germany in 1939.

بین جنگ

پس از جنگ جهانی اول، امپراتوری بریتانیا، دستخوش تغییرات زیادی شد و اجازه برقراری انجمن های آزاد در هر ایالت را داد؛ انجمن هایی که به آن ها اتحادیه کشورهای مشترک المنافع بریتانیا می گفتند. کانادا تا به امروز یکی از اعضای برجسته اتحادیه کشورهای مشترک المنافع باقی مانده است. در این بین نام دیگر کشورهای سلطنتی مانند هند، استرالیا، نیوزیلند، چند کشور آفریقایی و کشورهایی از حوزه کارائیب نیز دیده می شود.
«سال های پرهیاهو» فرصتی برای رونق در کسب وکار، رفاه اجتماعی و پایین بودن نرخ بیکاری پدید آورده بود؛ اما قبل از آن، سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹ میلادی با رکوردی بزرگ به نام «سی کثیف» همراه بود؛ درسال ۱۹۳۳، بیکاری به ۲۷ درصد رسید و بسیاری از کسب وکارها ورشکست شدند. کشاورزان در غرب کانادا سخت ترین شرایط را تحمل کردند! قیمت کمِ غلات که با خشک سالی وحشتناکی همراه شده بود، آن ها را به چالش کشید.
مطالبات از دولت رو به فزونی گذاشته بود و درخواست های زیادی چون ساخت اجتماعی امن تر با صرف کمترین هزینه، ساعت کار هفتگی استاندارد و برنامه هایی مانند بیمه بیکاری مطرح می شد. در سال ۱۹۳۴ میلادی، بانک مرکزی کانادا، منابع پولی را مدیریت کرده و ثبات را به سیستم مالی بازگرداند. در این دوره نرخ پذیرش مهاجر کاهش یافت و بسیاری از پناهجویان، از جمله یهودیانی که در سال ۱۹۳۹ از آلمان نازی فرار کرده بودند، بازگردانده شدند.

فیل ادواردز قهرمان دورومیدانی کار کانادا بود. او در گیانا بریتانیا متولد و در المپیک های ۱۹۲۸، ۱۹۳۲ و ۱۹۳۶ میلادی مدال برنز را برای کانادا به دست آورد. ادواردز پس از ورزش حرفه ای از دانشکده پزشکی دانشگاه مک گیل فارغ التحصیل شد. او با درجه سروانی در طول جنگ جهانی دوم، در ارتش کانادا خدمت کرد و به عنوان یک پزشک مونترالی، در زمینه بیماری های مناطق گرمسیری متخصص شد.

The D-Day invasion, June 6, 1944

In order to defeat Nazism and Fascism, the Allies invaded Nazi-occupied Europe. Canadians took part in the liberation of Italy in 1943–۴۴٫ In the epic invasion of Normandy in northern France on June 6, 1944, known as D-Day, 15,000 Canadian troops stormed and captured Juno Beach from the German Army, a great national achievement shown in this painting by Orville Fisher. Approximately one in ten Allied soldiers on D-Day was Canadian. The Canadian Army liberated the Netherlands in 1944–۴۵ and helped force the German surrender of May 8, 1945, bringing to an end six years of war in Europe.

حمله موسوم به روز D، در تاریخ ۶ ژوئن ۱۹۴۴

به منظور رویارویی با نازیسم و فاشیسم، متفقین عملیاتی را برای باز پس گیری سرزمین های اشغال شده توسط نازی ها در اروپا انجام دادند. کانادایی ها در آزادی ایتالیا طی سال های ۱۹۴۳ – ۱۹۴۴ مشارکت داشتند. در حمله حماسی نرماندی در شمال فرانسه که در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ رخ داد و از آن با نام روز D یاد می شود، ۱۵ هزار نیروی کانادایی به سمت ساحل جنوبی یورش برده و این منطقه را از اسارت ارتش آلمان، رها کردند. این دستاورد بزرگ ملی در یک نقاشی توسط اورویل فیشر به تصویر کشیده شده است. تقریباً یکی از هر ده سرباز متفقین، کانادایی بودند. ارتش کانادا، در ادامه هلند را بین سال های ۱۹۴۴ – ۱۹۴۵ آزاد کرد و به کسانی که تسلیم آلمان شده بودند کمک کرد تا در تاریخ ۸ می ۱۹۴۵، به جنگ شش ساله پایان دهند و آزادیشان را باز پس گیرند.

در جنگ جهانی دوم، کانادایی ها ساحل جونو را فتح کردند که به عنوان بخشی از فتوحات متفقین در حمله به نرماندی شناخته می شد. (این واقعه در تاریخ ۶ ژوئن ۱۹۴۴ اتفاق افتاده است.)


The Second World War began in 1939 when AdolfHitler, the National Socialist (Nazi) dictator of Germany, invaded Poland and conquered much of Europe. Canada joined with its democratic allies in the fight to defeat tyranny by force of arms.
More than one million Canadians and Newfoundlanders (Newfoundland was a separate British entity) served in the Second World War, out of a population of 11.5 million. This was a high proportion and of these, 44,000 were killed.
The Canadians fought bravely and suffered losses in the unsuccessful defence of Hong Kong (1941) from attack by Imperial Japan, and in a failed raid on Nazi-controlled Dieppe on the coast of France (1942).
The Royal Canadian Air Force (RCAF) took part in the Battle of Britain and provided a high proportion of Commonwealth aircrew in bombers and fighter planes over Europe. Moreover, Canada contributed more to the Allied air effort than any other Commonwealth country, with over 130,000 Allied air crew trained in Canada under the British Commonwealth Air Training Plan.
The Royal Canadian Navy (RCN) saw its finest hour in the Battle of the Atlantic, protecting convoys of merchant ships against German submarines. Canada’s Merchant Navy helped to feed, clothe and resupply Britain. At the end of the Second World War, Canada had the thirdlargest navy in the world.

جنگ جهانی دوم

جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ میلادی آغاز شد؛ زمانی که ادولف هیتلر، ملی گرای سوسیالیست (نازی) دیکتاتور آلمان، به کشور لهستان حمله کرد و در پی آن نقاط زیادی از اروپا را فتح کرد. کانادا با متحدان دموکراتیک خود برای مبارزه با استبداد آلمان نازی، با تمام توان نیروی نظامی و نیروی هوایی خود به این منطقه پرواز کرد.
بیش از یک میلیون کانادایی و نیوفاندلندر (نیوفاندلند یک نهاد مجزا در بریتانیا بود) در جنگ جهانی دوم به این سلطنت خدمت کرده اند؛ این در حالی است که کل جمعیت کانادا در این برهه ۱۱٫۵ میلیون نفر بوده است. اما در این میان ۴۴۰۰۰ نفر کشته شدند.
کانادایی ها شجاعانه جنگیدند و شکست هایی را نیز متحمل شدند. دفاع ناموفق از هنگ کنگ (۱۹۴۱) که تحت حمله امپراتوری ژاپن قرار داشت و نیز حمله ای ناموفق به نازی ها برای کنترل دیئپ در ساحل فرانسه (۱۹۴۲)، از جمله خسارات وارد شده به مواضع نیروی نظامی کانادا بود.
نیروی هوایی سلطنتی کانادا (RCAF)، در نبرد بریتانیا شکل گرفت و تعداد بسیار زیادی از خدمة پرواز کشورهای مشترک المنافع، به کمک بمب افکن ها و جنگنده های خود، سراسر اروپا را در نوردیدند. در این میان، کانادا کمک بیشتری به حملات هوایی متفقین در مقایسه با سایر کشورهای مشترک المنافع انجام داد؛ بیش از ۱۳۰ هزار خدمه هوایی آموزش دیده کانادایی به متفقین و کشورهای مشترک المنافع بریتانیا خدمت کردند.
نیروی دریایی سلطنتی کانادا (RCN) بهترین دوران خود را در نبر اقیانوس اطلس سپری کرد و حفاظت از کاروان کشتی های تجاری در مقابل زیردریایی های آلمانی را برعهده گرفت. ناوگان بازرگانی نیروی دریایی کانادا به رساندن غذا، پوشاک و حمایت از بریتانیا کمک شایانی کردند. در پایان جنگ جهانی دوم، کانادا سومین نیروی دریایی بزرگ جهان را دارا بود.

In the Pacific war, Japan invaded the Aleutian Islands, attacked a lighthouse on Vancouver Island, launched fire balloons over B.C. and the Prairies, and grossly maltreated Canadian prisoners of war captured at Hong Kong. Japan surrendered on August 14, 1945—the end of four years of war in the Pacific.

در جنگ اقیانوس آرام، ژاپن حمله به جزایر الیوت را در دستور کار خود قرار داد، در این میان یک فانوس دریایی در جزیره ونکوور مورد حمله قرار گرفت؛ بدین ترتیب آتش جنگ افروخته شد و در پرایری، رفتارهای فاجعه آمیزی از طرف ژاپنی ها سر زد؛ همچنین بدرفتاری شدیدی نیز با زندانیان کانادایی باقی مانده از جنگ که در هنگ کنک اسیر شده بودند رخ داد. ژاپن در تاریخ ۱۴ آگوست ۱۹۴۵ تسلیم شد و چهار سال جنگ در اقیانوس آرام نیز به سرانجام رسید.

Regrettably, the state of war and public opinion in B.C. led to the forcible relocation of Canadians of Japanese origin by the federal government and the sale of their property without compensation. This occurred even though the military and the RCMP told Ottawa that they posed little danger to Canada. The Government of Canada apologized in 1988 for wartime wrongs and compensated the victims.

متأسفانه، وضعیت جنگی و نیز افکار عمومی در بخش هایی از کانادا منجر به جابه جایی اجباری تعدادی از کانادایی های با نژاد ژاپنی شد و دولت فدرال اقدام به فروش ملک آن ها بدون اجازه و یا پرداخت غرامت کرد. این اتفاق در حالی رخ داد که ارتش و نیروهای RCMP به دولت اتاوا تضمین دادند که آن ها خطر کمی برای کشور کانادا دارند. دولت کانادا در سال ۱۹۸۸ میلادی برای جبران اشتباهات در زمان جنگ مذکور، عذرخواهی کرد و غرامت قربانیان را پرداخت کرد.

Modern Canada


Postwar Canada enjoyed record prosperity and material progress. The world’s restrictive trading policies in the Depression era were opened up by such treaties as the General Agreement on Tariffs and Trade (GATT), now the World Trade Organization (WTO). The discovery of oil in Alberta in 1947 began Canada’s modern energy industry. In 1951, for the first time, a majority of Canadians were able to afford adequate food, shelter and clothing. Between 1945 and 1970, as Canada drew closer to the United States and other trading partners, the country enjoyed one of the strongest economies among industrialized nations. Today, Canadians enjoy one of the world’s highest standards of living—maintained by the hard work of Canadians and by trade with other nations, in particular the United States.
As prosperity grew, so did the ability to support social assistance programs. The Canada Health Act ensures common elements and a basicstandard of coverage. Unemployment insurance (now called “employment insurance”) was introduced by the federal government in 1940. Old Age Security was devised as early as 1927, and the Canada and Quebec Pension Plans in 1965. Publicly funded education is provided by the provinces and territories.

کانادای مدرن

رشد اقتصادی و تجاری

کانادا پس از جنگ، همواره پیشرفت مادی و رفاهی خوبی را تجربه کرده است. سیاست های محدودکننده جهانی در دوران رکود اقتصادی با مذاکراتی مثل «توافق نامه کلی بر روی تعرفه ها و تجارت (GATT)» بهبود یافته است؛ امروزه نیز این کشور از قوانین سازمان تجارت جهانی (WTO) پیروی می کند. پیدایش نفت در منطقه آلبرتا در سال ۱۹۴۷ میلادی نیز صنعت انرژی را در کانادای امروزی متحول کرد. در سال ۱۹۵۱ برای اولین بار، اکثریت مردم کانادا قادر به تأمین خوراک، مسکن و پوشاک مناسب برای خود بوده اند. بین سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ کانادا، خود را با آمریکا هماهنگ تر کرده و با شرکای تجاری جدید دیگری نیز وارد مذاکره شد؛ بدین ترتیب این کشور به یکی از قوی ترین اقتصادها در میان کشورهای صنعتی جهان بدل شده است. امروزه کانادا یکی از بالاترین سطوح زندگی در جهان را داراست که این، مرهون سخت کوشی مردم کانادا و همچنین تجارت با سایر ملت ها به ویژه کشور آمریکاست.
افزایش رفاه در این کشور، رونق برنامه های مربوط به حمایت اجتماعی را نیز به همراه داشته است. قانون «سلامت کانادا» استانداردهای اصلی و مسائل معمول در حوزه سلامت را پوشش می دهد. بیمه بیکاری (که امروزه به آن بیمه اشتغال می گویند) نیز نخستین بار توسط دولت فدرال و در سال ۱۹۴۰ مطرح شد. برنامه «امنیت افراد سال خورده» از سال ۱۹۲۷ شروع به کار کرده و برنامه «حقوق بازنشستگی» در کانادا و کبک از سال ۱۹۶۵ به راه افتاده است. بودجه آموزش عمومی نیز توسط هر ایالت به صورت مجزا فراهم می شود.


Like Australia, New Zealand and other countries, Canada developed its autonomy gradually with a capacity to make significant contributions internationally.
The Cold War began when several liberated countries of eastern Europe became part of a Communist bloc controlled by the Soviet Union under the dictator Josef Stalin. Canada joined with other democratic countries of the West to form the North Atlantic Treaty Organization (NATO), a military alliance, and with the United States in the North American Aerospace Defence Command (NORAD).
Canada joined international organizations such as the United Nations (UN). It participated in the UN operation defending South Korea in the Korean War (1950–۵۳), with 500 dead and 1,000 wounded. Canada has taken part in numerous UN peacekeeping missions in places as varied as Egypt, Cyprus and Haiti, as well as in other international security operations such as those in the former Yugoslavia and Afghanistan…

تعهدات بین المللی

همانند استرالیا و نیوزیلند و بسیاری از کشورهای دیگر، کانادا نیز استقلال خود را به مرور به دست آورده است و امروزه سهم عمده ای را در مراودات بین المللی دارد. جنگ سرد زمانی شروع شد که بسیاری از کشورهای لیبرال در اروپای شرقی به عنوان بخشی از بلوک کمونیستی و تحت کنترل شوروی سابق به رهبری جوزف استالن درآمدند. در این زمان کانادا به سایر کشورهای دموکرات در غرب اروپا پیوست و سازمان تجارت آتلانتیک (NATO) را شکل دادند؛ سپس فرمانی را برای اتحاد نظامی و دفاع هوافضای آمریکای شمالی (NORAD) با ایالات متحده به امضا رساند.
کانادا عضو بسیاری از سازمان های جهانی از جمله سازمان ملل (UN) است. این کشور در عملیات سازمان ملل در دفاع از کره جنوبی در جنگ کره (بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳) شرکت کرده که در این عملیات، ۵۰۰ نفر از نیروهای این کشور کشته و ۱۰۰۰ نفر دیگر مجروح شده اند. کانادا در بسیاری از مأموریت های صلح سازمان ملل از جمله در مصر، قبرس و هائیتی شرکت داشته است و در کمک رسانی کرده است.

منطقه تجاری تورنتو به عنوان پایتخت اقتصادی جهان


French-Canadian society and culture flourished in the postwar years. Quebec experienced an era of rapid change in the 1960s known as the Quiet Revolution. Many Quebecers sought to separate from Canada. In 1963 Parliament established the Royal Commission on Bilingualism and Biculturalism. This led to the Official Languages Act (1969), which guarantees French and English services in the federal government across Canada. In 1970, Canada helped found La Francophonie, an international association of French-speaking countries.
The movement for Quebec sovereignty gained strength but was defeated in a referendum in the province in 1980. After much negotiation, in 1982 the Constitution was amended without the agreement of Quebec. Though sovereignty was again defeated in a second referendum in 1995, the autonomy of Quebec within Canada remains a lively topic—part of the dynamic that continues to shape our country.

کانادا و کبک

جامعه فرانسوی – کانادایی و فرهنگ آن، در سال های بعد از جنگ شکوفا شد. کبک را به عنوان منطقه ای که از دهه ۱۹۶۰ دائماً با تغییرات همراه بوده است، می شناسیم که به این تغییرات سریع «انقلاب خاموش» می گویند. بسیاری از مردم کبک، خواهان جدایی از کانادا هستند. در سال ۱۹۶۳ پارلمان از سوی کمیسیون سلطنتی این کشور، دو فرهنگی و دوزبانی بودن کبک را مورد پذیرش قرار داد. این امر به مصوبه زبان رسمی (۱۹۶۹) منجر شده که تعهد می دهد زبان انگلیسی و فرانسوی، هر دو به عنوان زبان رسمی در دولت فدرال کانادا شناخته شوند. در سال ۱۹۷۰ میلادی، کانادا به تأسیس موسسه « La Francophone» کمک فراوانی کرد؛ این موسسه بین المللی مختص کشورهای فرانسوی زبان است. در سال های دور، جنبش هایی که به دنبال استقلال کبک انجام می شد، در حال توسعه پیشرفت بودند؛ اما رفراندومی که در سال ۱۹۸۰ برای جدایی این منطقه انجام شد، با شکست مواجه شد. بعد از مذاکرات فراوانی که در سال ۱۹۸۲ روی داد، قانون اساسی بدون موافقت کبک، اصلاح گردید. با این حال در سال ۱۹۹۵ رفراندوم مجددی برگزار شد که این بار هم شکست خورد. خودمختاری و استقلال کبک از کانادا به عنوان یکی از بحث های داغ و تأثیرگذار در کانادا مطرح است.

از چپ به راست به ترتیب، رژه کانادایی – ویتنامی ها؛ جت «سابر ۸۶ –F» مربوط به نیروی هوایی سلطنتی کانادا؛ سیرک سولیل.


As social values changed over more than 50 years, Canada became a more flexible and open society. Many took advantage of expanding secondary and postsecondary educational opportunities and a growing number of women entered the professional work force.
Most Canadians of Asian descent had in the past been denied the vote in federal and provincial elections. In 1948 the last of these, the JapaneseCanadians, gained the right to vote. Aboriginal people were granted the vote in 1960. Today every citizen over the age of 18 may vote.
Canada welcomed thousands of refugees from Communist oppression, including about 37,000 who escaped Soviet tyranny in Hungary in 1956. With the Communist victory in the Vietnam War in 1975, many Vietnamese fled, including over 50,000 who sought refuge in Canada.
The idea of multiculturalism, as a result of 19th- and 20th-century immigration, gained a new impetus. By the 1960s, one-third of Canadians had origins that were neither British nor French, and took pride in preserving their distinct culture in the Canadian fabric. Today, diversity enriches Canadians’ lives, particularly in our cities.

اجتماع تغییر یافته

ارزش های اجتماعی در این کشور طی ۵۰ سال گذشته تغییرات زیادی داشته است؛ امروزه کانادا کشوری انعطاف پذیر با اجتماعی باز است. بسیاری از مردم از مزایای فرصت های آموزشی در سطوح دبیرستان و دانشگاه بهره مند بوده و تعداد زنانی که به شغل های حرفه ای گمارده می شوند، در حال افزایش است.
در سال های دور، بسیاری از کانادایی های با اصالت آسیایی، اجازه رأی دادن در انتخابات فدرال و انتخابات ایالتی را نداشته اند. در سال ۱۹۴۸ میلادی کانادایی های با اصالت ژاپنی، اجازه رأی دادن را به دست آوردند. بومیان استرالیایی نیز از سال ۱۹۶۰ میلادی مجاز به شرکت در انتخابات شدند. امروزه هر شهروند بالای ۱۸ سال اجازه رأی دادن دارد.
کانادا میزبان هزاران پناهنده ناشی از ظلم کمونسیت ها بوده و امروزه ۳۷ هزار نفر از افرادی که در سال ۱۹۵۶ میلادی از شدت ظلم کمونیست های مجارستان فراری شده بودند را در خود جای داده است. با پیروزی کمونیست ها در جنگ ویتنام در سال ۱۹۷۵ میلادی، بسیاری از ویتنامی ها پا به فرار گذاشته و بیش از ۵۰ هزار نفر از آنان به عنوان مهاجر راهی کشور کانادا شده اند.
ایده چند فرهنگی بودن، از پیامدهای مهاجرت های قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی بوده است که جنبش جدیدی را آغاز کرد. در دهه ۱۹۶۰ میلادی، یک سوم از مردم کانادا نه اصالت انگلیسی داشتند و نه اصالت فرانسوی و طبیعتاً به اینکه در ساختار کانادا می توانستند فرهنگ مستقل خود را داشته باشند، افتخار می کردند. امروزه همین تنوع، زندگی کانادایی ها را زیبا و غنی کرده است.

کاج بزرگ اثر تام تامسون


Canadian artists have a long history of achievement in which Canadians take pride. Artists from all regions reflect and define our culture and forms of creative expression and have achieved greatness both at home and abroad.
Canadians have made significant contributions to literature in English and in French. Novelists, poets, historians, educators and musicians have had a significant cultural impact. Men and women of letters included Stephen Leacock, Louis Hémon, Sir Charles G.D. Roberts, Pauline Johnson, Émile Nelligan, Robertson Davies, Margaret Laurence and Mordecai Richler. Musicians such as Sir Ernest MacMillan and Healey Willan won renown in Canada and abroad. Writers such as Joy Kogawa, Michael Ondaatje and Rohinton Mistry have diversified Canada’s literary experience.
In the visual arts, Canada is historically perhaps best known for the Group of Seven, founded in 1920, who developed a style of painting to capture the rugged wilderness landscapes. Emily Carr painted the forests and Aboriginal artifacts of the West Coast. Les Automatistes of Quebec were pioneers of modern abstract art in the 1950s, most notably Jean-Paul Riopelle. Quebec’s Louis-Philippe Hébert was a celebrated sculptor of historical figures. Kenojuak Ashevak pioneered modern Inuit art with etchings, prints and soapstone sculptures.
Canada has a long and respected performing arts history, with a network of regional theatres and world-renowned performing arts companies. The films of Denys Arcand have been popular in Quebec and across the country, and have won international awards. Other noteworthy Canadian filmmakers include Norman Jewison and Atom Egoyan. Canadian television has had a popular following.

هنر و فرهنگ در کانادا

هنرمندان کانادا، تاریخ پرشکوهی را برای کانادا به ارمغان آورده اند که مردم این کشور به آن افتخار می کنند. هنرمندان از تمامی مناطق، فرهنگ کانادا را بازتاب داده و چه در میهن خود و چه در خارج از کشور افتخارات زیادی را کسب کرده اند.
کانادایی ها بخش های زیادی از ادبیات خود را با زنان انگلیسی و فرانسوی ساخته اند. شعرها، رمان ها، تاریخ نگاری ها، تعلیمات معلمان و آثار موسیقی دادن ها تأثیر زیادی بر فرهنگ این کشور گذاشته است. مردان و زنان زیادی از جمله استفان لیکاک، لوییس همون، سر چارلز رابرت، پولین جانسون، امیل نلیگان، رابرت دیویس، مارگارت لورنس و موردیکای ریچلر در میان مشاهیر کشور کانادا قرار دارند. موسیقی دان هایی مثل «سرارنست مک میلان» و «هیویلی ویلیام» نیز شهرت فراوانی را در سرتاسر جهان دارند. نویسندگانی مانند جوی کاگاوا، میشایل اونداتجی و راهینتون میستری نیز در زمینه ادبیات سرآمد هستند.
در زمینه هنرهای بصری نیز کانادا تاریخ سرشاری دارد؛ شاید بهترین آن ها را بتوان گروه هفت دانست که از سال ۱۹۲۰ آغاز به کار کرده و سبک نقاشی جدیدی را در زمینه «ترسیم و تجسم مناظر بکر ناهموار» به وجود آورده است. «امیلی کار» از جمله این افراد بود که به ترسیم جنگل ها و مصنوعات ساخته شده در دل طبیعت در منطقه «سواحل غربی» می پرداخت. «Les Autamasttes» در کبک نیز در هنرهای معاصر پیشرفت شگرفی داشت. او در دهه ۱۹۵۰ میلادی کار خود را آغاز کرد، اما سرآمد این سبک «ژین – پائول ریوپیلی» بود. همچنین مجسمه ساز معروف کبکی به نام «لوییس – فیلیپ هبرت» بخشی از تاریخ این کشور را شکل داده است. کونجائوک آشواک نیز در زمینه هنرهای سرخپوستان از جمله حکاکی، قلم کاری و پیکرتراشی بر روی سنگ فعالیت داشت.
کانادا تاریخ طولانی و پرافتخاری دارد، در طول تاریخ کانادا تئاترهای منطقه ای و شرکت های اجرای هنرهای نوین جهان نیز به دفعات دیده می شوند.
فیلم های «دنی آرکاند» در کبک و سایر مناطق این کشور از محبوبیت زیادی برخوردار بودند و جوایز زیادی را در سطح جهانی دریافت کردند. فیلم سازان مشهور دیگر کانادایی «نورمان جویسون» و «آتوم اگویان» نام داشتند. تلویزیون کانادا نیز امروزه بینندگان زیادی را با خود همراه کرده است.

Sports have flourished as all provinces and territories have produced amateur and professional star athletes and Olympic medal winners. Basketball was invented by Canadian James Naismith in 1891. Many major league sports boast Canadian talent and in the national sport of ice hockey, Canadian teams have dominated the world. In 1996 at the Olympic Summer Games, Donovan Bailey became a world record sprinter and double Olympic gold medallist. Chantal Petitclerc became a world champion wheelchair racer and Paralympic gold medalist. One of the greatest hockey players of all time, Wayne Gretzky, played for the Edmonton Oilers from 1979 to 1988.
In 1980, Terry Fox, a British Columbian who lost his right leg to cancer at the age of 18, began a cross-country run, the “Marathon of Hope,” to raise money for cancer research. He became a hero to Canadians. While he did not finish the run and ultimately lost his battle with cancer, his legacy continues through yearly fundraising events in his name. In 1985, fellow British Columbian Rick Hansen circled the globe in a wheelchair to raise funds for spinal cord research.
Canadian advances in science and technology are world renowned and have changed the way the world communicates and does business. Marshall McLuhan and Harold Innis were pioneer thinkers. Science and research in Canada have won international recognition and attracted world-class students, academics and entrepreneurs engaged in medical research, telecommunications and other fields. Since 1989, the Canadian Space Agency and Canadian astronauts have participated in space exploration, often using the Canadian-designed and built Canadarm. Gerhard Herzberg, a refugee from Nazi Germany, John Polanyi, Sidney Altman, Richard E. Taylor, Michael Smith and Bertram Brockhouse were Nobel Prize-winning scientists.

پس از آنکه همه ایالت ها و سایر مناطق به پرورش ورزشکاران غیرحرفه ای و ستاره های حرفه ای و برندگان مدال المپیک پرداختند، ورزش نیز در این کشور رونق گرفت. ورزش بسکتبال توسط یک شهروند کانادایی به نام جمیز نای اسمیت در سال ۱۸۹۱ میلادی اختراع شد. بسیاری از لیگ های ورزشی به استعداد کانادایی ها در ورزش هایی از جمله هاکی روی یخ اعتراف دارند؛ ورزشی که در آن تیم کانادا، جهان را تحت سلطه خود قرار داده است. در سال ۱۹۹۶ میلادی در بازی های المپیک تابستانی، داناون بیلی قهرمان دو سرعت شد و رکود جهانی را هم شکست؛ بدین ترتیب دو مدال طلای المپیک را به دست آورد. شانتال پیترکلرک نیز با صندلی چرخ دار قهرمان جهان شد و مدال طلای پارالمپیک را تصاحب کرد. یکی از بزرگ ترین بازیکنان هاکی در تمام دوران، وین گریزلی است که برای تیم «ادمونتون اویلر» بین سال های ۱۹۷۹ – ۱۹۸۸ میلادی بازی می کرد.
در سال ۱۹۸۰ میلادی، تری فاکس که یک فرد کلمبیایی – بریتانیایی بود و پای راستش را به علت ابتلا به سرطان در سن ۱۸ سالگی از دست داده بود، با شعار «ماراتن امید»، شروع به پیاده روی در سرتاسر کشور کرد تا در این مسیر به جمع آوری پول برای تحقیقات در زمینه سرطان بپردازد. او خیلی سریع به قهرمان آمریکایی ها تبدیل شد.
او سفر خود را به اتمام رساند اما در نهایت نبرد او بر سرطان شکست خورد؛ ولی او میراث خود را از طریق جذب سرمایه سالانه برای درمان سرطان، به جای گذاشت. در سال ۱۹۸۵ میلادی، یکی از اعضای بریتیش کلمبیا به نام «ریک هانس» نیز سرتاسر جهان را با صندلی چرخ دار دور زد تا به جذب سرمایه برای تحقیق و درمان بیماران قطع نخاعی کمک کند.
پیشرفت های کانادا در زمینه علم و فناوری نیز به اندازه ای بوده که به تغییر جهان کمک کرده و کسب و کار و ارتباطات را ساده تر نموده است. مارشال مک لوهان و هارولد اینیس از پیشگامان علم و پژوهشگران بارز در کانادا هستند. علم و پژوهش در کانادا اهمیت زیادی دارد و بدین ترتیب در سطح بین المللی دانشجویان ممتازی را جذب کرده است. کانادا در این سال ها کارآفرینان فعال مختلفی در زمینه تحقیقات پزشکی، ارتباطات از راه دور و زمینه های دیگر را گرد هم جمع کرده است. از سال ۱۹۸۹ میلادی، آژانس فضایی کانادا و فضانوردانی از کانادا در اکتشافات فضایی شرکت داشته اند که بسیاری از دستگاه های مورد استفاده آن ها در کانادا طراحی شده بود. در تاریخ کانادا، جرارد هرزبرگ، (یکی از پناهندگان آلمان نازی)، جان پولانی، سیدنی آلتمن، ریچارد، مایکل اسمیت و برترام برکهاوس برنده جایزه نوبل علمی شده اند.

(از چپ به راست) داناوان بیلی شانتال پبتکلرک، تری فاکس وین گریزلی
(از چپ به راست) ۱– مارک توکسبری، برنده مدال طلای المپیک و یکی از فعالان حقوق همجنس گرایان کانادایی ۲-در سال ۱۹۷۲، پل هندرسون گل پیروزی مسابقات داخلی کانادا را به ثمر رسانید. این گل به گلی که «در سراسر جهان شینده شد» نیز معروف است. از این گل هنوز هم به عنوان یک رویداد مهم در تاریخ ورزش و تاریخ فرهنگ این کشور یاد می شود. ۳– کاتریونا لو مه دوان پرچم کانادا را بعد از برنده شدن مدال طلا در اسکیت سرعت در بازی های المپیک زمستانی سال ۲۰۰۲ به دست گرفت. ۴- فوتبال در کانادا یک بازی محبوب است که البته با فوتبال آمریکایی تفاوت هایی دارد. تیم های حرفه ای در لیگ فوتبال کانادا (CFL) هرساله رقابت خود را برای قهرمانی جام «گری» انجام می دهند. این جام به یاد لرد گری، حاکم ارشد حکومت در سال ۱۹۰۹ میلادی نام گذاری شده است.


Canadians have made various discoveries and inventions.Some of the most famous are listed below.

  • Alexander Graham Bell — hit on the idea of the telephone at his summer house in Canada.
  • Joseph-Armand Bombardier — invented the snowmobile, a light-weight winter vehicle.
  • Sir Sandford Fleming — invented the worldwide system of standard time zones.
  • Matthew Evans and Henry Woodward — together invented the first electric light bulb and later sold the patent to Thomas Edison who, more famously, commercialized the light bulb.
  • Reginald Fessenden — contributed to the invention of radio, sending the first wireless voice message in the world.
  • Dr. Wilder Penfield — was a pioneering brain surgeon at McGill University in Montreal, and was known as “the greatest living Canadian.”
  • Dr. John A. Hopps — invented the first cardiac pacemaker, used today to save the lives of people with heart disorders.
  • SPAR Aerospace / National Research Council — invented the Canadarm, a robotic arm used in outer space.
  • Mike Lazaridis and Jim Balsillie — of Research in Motion (RIM) — a wireless communications company known for its most famous invention: the BlackBerry.

بزرگ ترین کشفیات و اختراعات مردم کانادا

کانادایی ها کشفیات و اختراعات زیادی را تا به امروز به ثبت رسانده اند که به برخی از آن ها در بند زیر اشاره شده است. وی ایده ی اختراع تلفن را در خانه ییلاق خود مطرح کرد.

  • جوزف آرماند: بامباردیر ماشین برف پیما (که معمولاً به جای چرخ، زنجیر دارد) را اختراع کرد که خودرویی زمستانی و سبک محسوب می شود.
  • سرساندفورد فلمینگ: سیستم منطقه ای زمانی استاندارد را به ثبت رسانید.
  • متیو ایوانز و هنری وود: این دو نفر با همکاری هم اولین لامپ برقی الکترونیکی را اختراع کرده و بعدها امتیاز آن را به توماس ادیسون واگذار کردند که بیشتر به عنوان مخترع لامپ معروف شده است.
  • رینالدفسندن: کمک به اختراع رادیو و ارسال اولین پیام صوتی بی سیم در جهان.
  • دکتر وایلدر پنفیلد: او جراح پیشگام مغز در دانشگاه مک گیل در مونترال بود و به عنوان «یکی از بزرگ ترین زندگان کانادا» از وی یاد می شود.
  • دکتر جان هوپس: اختراع اولین ضربان ساز قلب که امروزه برای نجات جان افراد مبتلا به اختلالات قلبی، کمک فراوانی کرده است.
  • سازمان هوا و فضای اسپار/ شورای ملی تحقیقات: اختراع «کانادارم» که یک بازوی روباتیک است و در فضای خارج جو زمین، کاربرد فراوانی دارد.
  • مایک لازاریس و جیم بالسیلی: پژوهش فراوان در زمینه ی حرکت (RIM) که به ایجاد شبکه ارتباطات بی سیم منجر شد. این اختراع برای مهم ترین فناوری ثبت شده توسط ایشان، یعنی برند «بلک بری» کاربرد زیادی دارد.

Want to learn more about Canada’s history? Visit a museum or national historic site!

Through artifacts, works of art, stories, images and documents, museums explore the diverse events and accomplishments that formed Canada’s history. Museums can be found in almost every city and town across Canada. National historic sites are located in all provinces and territories and include such diverse places as battlefields, archaeological sites, buildings and sacred spaces. To find a museum or national historic site in your community or region, visit the websites of the Virtual Museum of Canada and Parks Canada listed at the end of this guide.
The prosperity and diversity of our country depend on all Canadians working together to face challenges of the future. In seeking to become a citizen, you are joining a country that, with your active participation, will continue to grow and thrive.
How will you make your contribution to Canada?

آیا می خواهید اطلاعات بیشتری در مورد تاریخ کانادا کسب کنید؟ به موزه ها یا سایت های تاریخی و ملی مراجعه کنید!

از طریق آثار، کارهای هنری، داستان ها، تصاویر و اسناد مضبوط در موزه ها، می توان به کاوش در تاریخ و دوره های مختلف پرداخت و حوادث و دستاوردهایی که تاریخ کانادا را شکل داده اند بررسی کرد. موزه ها را می توان تقریباً در هر شهر یا منطقه ای در سراسر کانادا پیدا کرد. سایت های باستانی ملی نیز در تمام ایالت ها و مناطق این کشور واقع شده اند و شامل مکان های گوناگونی از جمله میدان های جنگ، سایت های باستان شناسی، ساختمان ها و فضای مقدس می شوند. برای پیدا کردن آدرس موزه ها و یا سایت های تاریخی، به وب سایت موزه مجازی کانادا و فهرست پارک های کانادا که در انتهای این کتاب راهنما آورده شده است، مراجعه کنید.
رفاه و تنوع این کشور به همت همه کانادایی ها و کار و تلاش آن ها در جهت مقابله با چالش های پیش رو حاصل شده است. در مسیر تبدیل شدن به یک شهروند کانادایی، این را بدانید که مسیر مشارکت فعال شما می بایست به رشد و رونق این کشور کمک کند.
شما چگونه سهم خود را به کانادا ادا خواهید کرد؟

How Canadians Govern Themselves

There are three key facts about Canada’s system of government: our country is a federal state, a parliamentary democracy and a constitutional monarchy.

کانادایی ها چگونه حکومت خود را اداره می کنند؟

سه نکته کلیدی در مورد سیستم دولت کانادا وجود دارد! کشور ما یک کشور فدرال، با دموکراسی پارلمانی و تحت پادشاهی مشروطه است.

(از چپ به راست) ۱ – ملکه الیزابت در افتتاحیه بیست و سومین پارلمان این کشور (۱۹۵۷ میلادی) ۲ – بارلمان هیل، در اتاوا


There are federal, provincial, territorial and municipal governments in Canada. The responsibilities of the federal and provincial governments were defined in 1867 in the British North America Act, now known as the Constitution Act, 1867.
In our federal state, the federal government takes responsibility for matters of national and international concern. These include defence, foreign policy, interprovincial trade and communications, currency, navigation, criminal law and citizenship. The provinces are responsible for municipal government, education, health, natural resources, property and civil rights, and highways. The federal government and the provinces share jurisdiction over agriculture and immigration. Federalism allows different provinces to adopt policies tailored to their own populations, and gives provinces the flexibility to experiment with new ideas and policies.
Every province has its own elected Legislative Assembly, like the House of Commons in Ottawa. The three northern territories, which have small populations, do not have the status of provinces, but their governments and assemblies carry out many of the same functions.

دولت فدرال

اداره حکومت در کانادا به صورت فدرال، ایالتی، منطقه ای و شهری است. مسئولیت های دولت فدرال و ایالتی، در سال ۱۸۶۷ میلادی، در لایحه بریتانیایی شمال آمریکا تعریف شد که به آن قانون اساسی ۱۸۶۷ هم گفته می شود.
در حکومت فدرال کانادا، دولت فدرال مسئولیت مسائل مربوط به معضلات ملی و بین المللی را برعهده دارد. این موارد عبارت اند از دفاع از کشور، سیاست خارجی، تجارت، ارتباطات میان ایالتی، ارز، ناوبری، حقوق جزا و حقوق شهروندی. ایالت نیز مسئول اداره امور شهری، آموزش، بهداشت، منابع طبیعی، اموال و حقوق مدنی و بزرگ راه هاست. دولت فدرال و بخش های ایالتی سهم مجزای خود در امور کشاورزی و مهاجرت را ایفا می کنند. فدرالیسم نیز به ایالت ها مختلف اجازه می دهد تا با اتخاذ سیاست مناسب، جمعیت خود را تنظیم کنند و بدین ترتیب به ایالت های این امکان را می دهد تا با انعطاف پذیری مناسب، به بررسی ایده ها و سیاست های جدید بپردازند.
هر ایالت، قانون پارلمانی منتخب خود را دارد؛ به طور مثال مجلس عوام در اتاوا به انجام وظایف مربوط به خود می پردازد. البته سه منطقه شمالی، (با جمعیت کمتر)، مانند دیگر مناطق، وضعیت حقوقی مستقلی ندارند، اما دولت ها و مجامع محلی در آنها، در پاره ای از اوقات، وظایف مشابهی را برعهده دارند.


In Canada’s parliamentary democracy, the people elect members to the House of Commons in Ottawa and to the provincial and territorial legislatures. These representatives are responsible for passing laws, approving and monitoring expenditures, and keeping the government accountable. Cabinet ministers are responsible to the elected representatives, which means they must retain the “confidence of the House” and have to resign if they are defeated in a non-confidence vote.
Parliament has three parts: the Sovereign (Queen or King), the Senate and the house of Commons. Provincial legislatures comprise the Lieutenant Governor and the elected Assembly.
In the federal government, the prime Minister selects the Cabinet ministers and is responsible for the operations and policy of the government. The house of Commons is the representative chamber, made up of members of Parliament elected by the people, traditionally every four years. Senators are appointed by the Governor General on the advice of the Prime Minister and serve until age 75. Both the House of Commons and the Senate consider and review bills (proposals for new laws). No bill can become law in Canada until it has been passed by both chambers and has received royal assent, granted by the Governor General on behalf of the Sovereign.

دموکراسی پارلمانی

در دموکراسی پارلمانی کانادا، این مردم هستند که اعضای مجلس عوام در اتاوا و نیز سایر اعضای ایالتی و منطقه ای را انتخاب می کنند. این نمایندگان مسئول تصویب قوانین، تصویب و نظارت بر هزینه ها و پاسخگو نگه داشتن دولت هستند. کابینه وزرا نیز مسئول رسیدگی به خواسته های نمایندگان منتخب مردم است. بدان معنی که وزرا می بایست «رأی اعتماد» خود را از نمایندگان گرفته و آن را حفظ کنند؛ در غیر این صورت اگر نمایندگان رأی اعتماد خود را از ایشان پس بگیرند، مجبور به استعفا می شوند.
پارلمان سه بخش اصلی دارد: سلطنت (ملکه یا پادشاه)، سنا و مجلس عوام. پارلمان ایالتی نیز شامل فرماندار و مجلس نمایندگان می شود.
در دولت فدرال، نخست وزیر توسط کابینه وزیران انتخاب شده و مسئول عملیاتی و سیاسی دولت محسوب می شود. مجلس عوام محل اجماع نمایندگان است؛ افرادی متشکل از اعضای پارلمانی منتخب که به طور سنتی هر چهار سال یک بار توسط مردم انتخاب می شوند. سناتورها نیز توسط فرماندار کل و به پیشنهاد نخست وزیر انتخاب شده و حداکثر تا سن ۷۵ سال مجاز به خدمت هستند. هر دو مجلس عوام و مجلس سنا نیز در بررسی لوایح (طرح های پیشنهادی برای قوانین جدید) تصمیم گیری می کنند. هیچ لایحه ای در کشور کانادا نمی تواند به اجرا در آید مگر اینکه توسط هر دو مجلس تصویب شده باشد و با تأیید فرمانداری، مورد پذیرش سلطنت نیز قرار بگیرد.


Living in a democracy, Canadian citizens have the right and the responsibility to participate in making decisions that affect them. It is important for Canadians aged 18 or more to participate in their democracy by voting in federal, provincial or territorial and municipal elections.

وضع قوانین

زندگی در یک کشور با اصول دموکراسی، باعث شده است تا شهروندان کانادایی حق مشارکت و تصمیم گیری در اموری مرتبط به خود را داشته باشند. این حق مهم برای کانادایی ها با سن ۱۸ سال یا بیشتر، با شرکت در انتخابات آزاد، ایالتی و انتخابات شهرداری، به رسمیت شناخته می شود.


As a constitutional monarchy, Canada’s head of State is a hereditary Sovereign (Queen or King), who reigns in accordance with the Constitution: the rule of law. The Sovereign is a part of Parliament, playing an important, non-partisan role as the focus of citizenship and allegiance, most visibly during royal visits to Canada. Her Majesty is a symbol of Canadian sovereignty, a guardian of constitutional freedoms, and a reflection of our history. The Royal Family’s example of lifelong service to the community is an encouragement for citizens to give their best to their country. As Head of the Commonwealth, the Sovereign links Canada to 53 other nations that cooperate to advance social, economic and cultural progress. Other constitutional monarchies include Denmark, Norway, Sweden, Australia, New Zealand, The Netherlands, Spain, Thailand, Japan, Jordan and Morocco.
There is a clear distinction in Canada between the head of state—the Sovereign—and the head of government—the Prime Minister, who actually directs the governing of the country.
The Sovereign is represented in Canada by the Governor General, who is appointed by the Sovereign on the advice of the Prime Minister, usually for five years. In each of the ten provinces, the Sovereign is represented by the lieutenant Governor, who is appointed by the Governor General on the advice of the Prime Minister, also normally for five years.
The interplay between the three branches of government—the Executive, Legislative and Judicial—which work together but also sometimes in creative tension, helps to secure the rights and freedoms of Canadians.
Each provincial and territorial government has an elected legislature where provincial and territorial laws are passed. The members of the legislature are called members of the Legislative Assembly (MLAs), members of the National Assembly (MNAs), members of the Provincial Parliament (MPPs) or members of the House of Assembly (MHAs), depending on the province or territory.
In each province, the premier has a role similar to that of the Prime Minister in the federal government, just as the Lieutenant Governor has a role similar to that of the Governor General. In the three territories, the Commissioner represents the federal government and plays a ceremonial role.

سلطنت مشروطه

به عنوان یک سلطنت مشروطه، ریاست کانادا در امور خارجه به صورت موروثی برعهده سلطنت (ملکه یا پادشاه) است که حق تصمیم گیری در تصویب موارد قوانین را دارد. سلطنت در واقع بخشی از مجلس است که نقش مهم و غیر جزئی خود را با محور شهروندی و وفاداری برعهده دارد که در زمان بازدید خانواده سلطنتی از کانادا، این امر بیشتر نمود پیدا می کند. اعلیحضرت نمادی از حاکمیت سلطنتی در کاناداست، که محافظ قانون آزاد اساسی و بازتابی از تاریخ کانادایی ها محسوب می شود.
خانواده سلطنتی، خدمات مداومی را به جامعه هدیه می کنند و شهروندان را به انجام بهترین عملکرد در قبال کشور ترغیب می کنند. همچنین سلطنت، به عنوان رئیس یک اتحاد مشترک المنافع، کانادا را به ۵۳ کشور دیگر متصل می کند تا به این ترتیب همکاری خوبی برای پیشبرد اقتصادی، اجتماعی و دانمارک، نروژ، استرالیا، نیوزیلند، هلند، اسپانیا، تایلند، ژاپن، اردن و مراکش هستند.
تفاوت و تمایز روشن و مشخصی در کانادا بین دو نفر وجود دارد: رئیس حکومت (سلطنت) و رئیس دولت (نخست وزیر) که در واقع اداره کشو را هدایت می کند.
سلطنت در کانادا توسط فرماندار کل هدایت می شود. فرماندار مستقمیا توسط سلطنت انتخاب شده و به پیشنهاد نخست وزیر به مدت پنج سال در این مسند باقی می ماند. در هر یک از ده ایالت سلطنت، یک مباشر با رأی فرماندار هم حضور دارد که توسط فرماندار کل و با پیشنهاد نخست وزیر منصوب شده و به مدت پنج سال به ایفای نقش می پردازد.
روابط بین سه شاخه دولتی (مجریه، مقننه و قضایی) که باهم کار می کنند و گاهی نیز با یکدیگر اختلاف نظر دارند، کمک می کند تا حقوق و آزادی های کانادایی حفظ شود.
هر دولت ایالتی و منطقه ای یک پارلمان منتخب نیز دارد که در آن قوانین قوه مقننه و مجلس قانون گذاری به تصویب می رسد. اعضای پارلمان (MLAS) را با توجه به اینکه در کدام ایالت یا منطقه مشغول باشند، با نام اعضای شورای ملی (MNAS)، اعضای پارلمان استانی (MPPS) و یا اعضای قوه مقننه (MHAS) می نامند.
استاندار هر ایالت نیز نقشی شبیه به نخست وزیر در دولت فدرال دارد؛ درست همان طور که مباشر فرماندار نقشی شبیه به فرماندار کل را ایفا می کند. در سه قلمرو، کمیسیونر (سرپرست) به عنوان نماینده دولت فدرال حاضر بوده و بیشتر نقش تشریفاتی را ایفا می کند.


سیستم دولتی کانادا

سیستم دولتی در کانادا را می توان به اختصار در عکس زیر مشاهده کرد.

دیوید جانسون، بیست و هشتمین فرماندار کل کنفدراسیون، همراه با نوه اش.

Federal Elections

Canadians vote in elections for the people they want to represent them in the House of Commons. In each election, voters may re-elect the same members of the House of Commons or choose new ones. Members of the House of Commons are also known as members of Parliament or MPs.

Under legislation passed by Parliament, federal elections must be held on the third Monday in October every four years following the most recent general election. The Prime Minister may ask the Governor General to call an earlier election.
Canada is divided into 308 electoral districts, also known as ridings or constituencies. An electoral district is a geographical area represented by a member of Parliament (MP). The citizens in each electoral district elect one MP who sits in the House of Commons to represent them, as well as all Canadians.
Canadian citizens who are 18 years old or older may run in a federal election. The people who run for office are called candidates. There can be many candidates in an electoral district.
The people in each electoral district vote for the candidate and political party of their choice. The candidate who receives the most votes becomes the MP for that electoral district.

انتخاب فدرال

رأی مردم کانادا در انتخابات مهم است؛ زیرا نمایندگان مردم در مجلس عوام به کمک همین آرا تعیین می شوند. در هر انتخاباتی رأی دهندگان ممکن است دوباره به همان نماینده قبلی رأی داده و یا فرد جدیدی را انتخاب کنند. اعضای مجلس عوام، به عنوان اعضای پارلمان و نمایندگان مجلس نیز شناخته می شوند.

براساس قانون مصوب مجلس، انتخابات فدرال باید در سومین دوشنبه در ماه اکتبر و هر چهار سال یک بار برگزار شود. نخست وزیر نیز این اختیار را دارد که از فرماندار کل بخواهد تا برگزاری انتخابات را زودتر از موعد انجام دهد.
کشور کانادا دارای ۳۰۸ حوزه انتخاباتی است. این مراکز در کانادا با نام رایدینگ و یا حوزه های رأی دهی نیز شناخته می شوند. حوزه انتخاباتی در واقع یک منطقه جغرافیایی است که اعضای آن توسط پارلمان (MP) مشخص شده است. شهروندان در هر منطقه انتخاباتی، یک عضو پارلمان را برمی گزینند تا در مجلس عوام به نمایندگی از آن ها از حقوقشان دفاع کند. شهروندان کانادایی که دارای سن ۱۸ سال یا بیشتر باشند می توانند در انتخابات فدرال نیز شرکت کنند. افرادی که برای این سمت نام نویسی می کنند را نامزدهای انتخاباتی می نامند. در هر منطقه ممکن است تعداد زیادی از نامزدهای انتخاباتی شرکت کرده باشند.
مردم در هر منطقه انتخاباتی، به یک نامزد مشخص رأی داده و یا به تمام اعضای یک حزب سیاسی رأی می دهند. نامزدی که بیشترین آراء را جمع آوری کند به عنوان نماینده منتخب و یا همان MP وارد مجلس می شود.

سالن مجلس عوام


One of the privileges of Canadian citizenship is the right to vote. You are eligible to vote in a federal election or cast a ballot in a federal
referendum if you are:
a Canadian citizen; and
at least 18 years old on voting day; and
on the voters’ list.
The voters’ lists used during federal elections and referendums are produced from the National Register of Electors by a neutral agency of Parliament called Elections Canada. This is a permanent database of Canadian citizens 18 years of age or older who are qualified to vote in federal elections and referendums.
Once an election has been called, Elections Canada mails a voter information card to each elector whose name is in the National Register of Electors. The card lists when and where you vote and the number to call if you require an interpreter or other special services.
Even if you choose not to be listed in the National Register of Electors or do not receive a voter information card, you can still be added to the voters’ list at any time, including on election day.
To vote either on election day or at advance polls, go to the polling station listed on your voter information card. (See voting procedures)

رأی گیری

یکی از امتیازات هر شهروند کانادایی حق رأی است. شما در کانادا این اجازه را دارید که در انتخابات فدرال شرکت کرده و یا با برگه رأی در یک همه پرسی فدرال سهیم شوید؛ البته اگر که شرایط زیر را داشته باشید:
یک شهروند کانادایی باشید.
حداقل ۱۸ سال سن، در روز رأی گیری داشته باشید.
به یکی از افراد در لیست رأی بدهید.
لیست رأی دهندگان مورد استفاده در طول انتخابات فدرال و همه پرسی ها، توسط یک سازمان بی طرف در پارلمان، تهیه می شود که به آن ستاد انتخاباتی کانادا نیز گفته می شود. این موارد شامل اطلاعات مورد نیاز شهروندان کانادایی ۱۸ سال یا بیشتر که قصد دارند در انتخابات فدرال و یا همه پرسی ها شرکت کنند نیز می شود.
هنگامی که انتخابات فرا برسد، ایمیل انتخاباتی حاوی یک کارت اطلاعاتی به رأی دهندگان ارسال می شود. این کارت اطلاعات رأی دهی، تنها برای کسانی که نامشان در لیست رأی دهندگان ملی وارد شده باشد ارسال می شود. این کار زمان و محلی که شما بایست برای رأی به آن جا مراجعه کنید را به شما می دهد تا اگر نیاز به مترجم یا خدمات و سرویس های خاص (برای رأی دادن) داشته باشید، از قبل این موارد هماهنگ شوند.
البته حتی اگر نام شما در لیست انتخاباتی نباشد و یا کارت اطلاعاتی برای رأی دادن را دریافت نکرده باشید، باز هم می توانید در هر زمانی، حتی در روز انتخابات نام نویسی کرده و بدین ترتیب رأی خود را به افراد منتخب بدهید.


Canadian law secures the right to a secret ballot. This means that no one can watch you vote and no one should look at how you voted. You may choose to discuss how you voted with others, but no one, including family members, your employer or union representative, has the right to insist that you tell them how you voted. Immediately after the polling stations close, election officers count the ballots and the results are announced on radio and television, and in the newspapers.

رأی مخفی

قانون کانادا به افراد این اجازه را می دهد که از حق رأی مخفی برخوردار باشند؛ این بدان معناست که هیچ کس نمی تواند رأی شما و یا کس دیگری را مشاهده کند و همچنین هیچ کس نباید به شما در زمان رأی دادن نگاه کند. شما می توانید در مورد نحوه رأی دادن بحث و بررسی کنید؛ اما هیچ کس، از جمله اعضای خانواده، کارفرما و یا اتحادیه های مربوطه، حق این را ندارند که به شما بگویند چگونه و یا به چه کسی رأی بدهید. بلافاصله پس از اینکه مراکز رأی دهی بسته شد، افسران انتخابات شمارش آراء را شروع کرده و در ادامه، نتایج در رادیو و تلویزیون و همچنین روزنامه ها اعلام خواهد شد.


Ordinarily, after an election, the leader of the political party with the most seats in the House of Commons is invited by the Governor General to form the government. After being appointed by the Governor General, the leader of this party becomes the Prime Minister. If the party in power holds at least half of the seats in the House of Commons, this is called a majority government. If the party in power holds less than half of the seats in the House of Commons, this is called a minority government.
The Prime Minister and the party in power run the government as long as they have the support or confidence of the majority of the MPs. When the House of Commons votes on a major issue such as the budget, this is considered a matter of confidence. If a majority of the members of the House of Commons vote against a major government decision, the party in power is defeated, which usually results in the Prime Minister asking the Governor General, on behalf of the Sovereign, to call an election.
The Prime Minister chooses the ministers of the Crown, most of them from among members of the House of Commons. Cabinet ministers are responsible for running the federal government departments. The Prime Minister and the Cabinet ministers are called the Cabinet and they make important decisions about how the country is governed. They prepare the budget and propose most new laws. Their decisions can be questioned by all members of the House of Commons.
The other parties that are not in power are known as opposition parties. The opposition party with the most members of the House of Commons is the Official Opposition or Her Majesty’s Loyal Opposition. The role of opposition parties is to peacefully oppose or try to improve government proposals. There are three major political parties currently represented in the House of Commons: the Conservative Party, the New Democratic Party, and the Liberal Party.

پس از انتخابات

به طور معمول، پس از انتخابات، رهبر حزب سیاسی ای که بیشترین کرسی را در مجلس عوام به دست آورده باشد، توسط فرماندار کل دعوت شده تا برای تشکیل دولت جدید اقدام کند. پس از اینکه وی توسط فرماندار کل منصوب شد، رهبر این حزب به عنوان نخست وزیر جدید انتخاب می شود. اگر حزب در قدرت، حداقل نیمی از کرسی های مجلس عوام را نیز به دست آورد، به اصطلاح گفته می شود که «دولت اکثریت» حاصل شده است. اگر حزب در قدرت، کمتر از نیمی از کرسی های مجلس عوام را به دست آورد، به اصطلاح گفته می شود که «دولت اقلیت» حاصل شده است.
نخست وزیر و حزب در قدرت، اداره دولت را تا زمانی که اکثریت نمایندگان مجلس رأی اعتماد خود را از آن سلب نکنند، در قدرت باقی می مانند. زمانی که مجلس عوام در مورد یک مسئله مهم مثل بودجه، تصمیمی می گیرند آن موضوع به رأی گذاشته می شود. اگر بیشتر اعضای مجلس عوام، بر خلاف تصمیمات دولت رأی بدهند، حزب در قدرت، رأی اعتماد خود را از دست می دهد که معمولاً در این شرایط نخست وزیر از فرماندار کل می خواهد که از جانب سلطنت درخواست انتخابات مجدد را بدهد.
نخست وزیر از میان اعضای سلطنتی که معمولاً عضو مجلس عوام نیز هستند، وزیران خود را انتخاب می کند. وزرای کابینه مسئول اجرای دولت فدرال در بخش های محوله هستند. نخست وزیر و وزرای کابینه در مجموع، کابینه دولت نامیده می شوند. آن ها تصمیم گیری های مهم در مورد نحوه اداره کشور را برعهده دارند. آن ها تهیه بودجه و پیشنهاد قوانین جدید را برعهده دارند. تصمیم گیری آن ها می تواند توسط تمامی نمایندگان مجلس عوام، مورد سوال قرار گیرد.
احزاب دیگر که در قدرت نیستند نیز به عنوان احزاب مخالف شناخته می شوند. حزب مخالف همراه با برخی از اعضای مجلس عوام به عنوان حزب مخالف و یا مخالفان وفادار به ملکه شناخته می شوند.
نقش احزاب مخالف این است که به صورت مسالمت آمیز مخالفت خود را اعلام کرده و یا سعی کنند که به بهبود پیشنهادهای دولت کمک کنند. سه حزب سیاسی عمده در حال حاضر در مجلس عوام عبارت اند از: حزب محافظه کار، حزب دموکراتیک جدید و حزب لیبرال.


  1. Voter information card
    Electors whose information is in the National Register of Electors will receive a voter information card. This confirms that your name is on the voters’ list and states when and where you vote.
  2. I did not get a card
    If you do not receive a voter information card, call your local elections office to ensure that you are on the voters’ list. If you do not have the number, call Elections Canada, in Ottawa, at 1-800-463-6868.
  3. Advance poll and special ballot
    If you cannot or do not wish to vote on election day, you can vote at the advance polls or by special ballot. The dates and location are on your voter information card.
  4. On election day
    Go to your polling station. The location is on your voter information card. Bring this card and proof of your identity and address to the polling station.
  5. Marking the ballot
    Mark an “X” in the circle next to the name of the candidate of your choice.
  6. Voting is secret
    Your vote is secret. You will be invited to go behind the screen to mark your ballot. Once marked, fold it and present it to the poll officials.
  7. The ballot box
    The poll official will tear off the ballot number and give your ballot back to you to deposit in the ballot box.
  8. The election results
    When the polls close, every ballot is counted and the results are made public. You can see the results on television or on the Elections Canada website (

فرایند انتخابات در طول انتخابات دوره

  1. کارت اطلاعات رأی دهندگان
    انتخاب کنندگانی که اطلاعات آن ها در لیست رأی دهندگان مجاز وجود دارد، یک کارت اطلاعات رأی دهی دریافت خواهند کرد. این کارت تأیید می کند که نام شما در لیست رأی دهندگان مجاز بوده و دقیقاً مشخص می کند که چه زمان و درکجا برای رأی دادن می بایست حاضر شوید.
  2. من کارت اطلاعاتی را دریافت نکرده ام!
    اگر شما کارت اطلاعات رأی دهندگان را دریافت نکرده باشید، می توانید به دفتر انتخاباتی محل زندگی خود مراجعه کرده و مطمئن شوید که اسم شما در لیست رأی دهندگان هست. اگر مشا تلفن این دفتر را ندارید، ابتدا به دفتر انتخاباتی کل کانادا، در اتاوا با شماره ۶۸۶۸-۴۶۳-۸۰۰-۱٫ تماس بگیرد.
  3. نظرسنجی های پیشرفته و رأی گیری
    اگر شما نمی توانید در رأی گیری شرکت کنید و یا تمایلی به این کار ندارید، می توانید در نظرسنجی های پیشرفته شرکت کرده و رأی دهی با شرایط خاص را انتخاب کنید. تاریخ و محل رأی گیری، بر روی کارت اطلاعات رأی دهندگان درج شده است.
  4. در روز انتخابات
    به مراکز رأی دهی مشخص شده مراجعه کنید. محل مربوطه، بر روی کارت اطلاعات رأی دهندگان بیان شده است. آوردن این کارت اطلاعاتی همراه با مدارک احراز هویت و آدرس محل رأی گیری برای رأی دادن الزامی است.
  5. علامت گذاری رأی
    در کنار نام نامزد منتخب خود علام «X» را بنویسید.
  6. رأی گیری مخفی
    رأی شما مخفی است. از شما خواسته می شود تا در پشت میز مربوطه رأی خود را وارد کنید تا کسی مشاهده نکند. هنگامی که رأی شما نوشته شد، برگه خود را تا زده و آن را به مسئول سرشماری بدهید.
  7. صندوق رأی
    مسئول سرشماری شماره برگه رأی را پاره کرده و سپس بخش دیگر ورقه ی رأی را به شما می دهد تا آن را به داخل صندوق رأی گیری بیاندازید.
  8. نتایج انتخابات
    هنگامی که صندوق های رأی بسته شوند، شمارش آرا آغاز شده و نتایج به صورت عمومی منتشر می شوند. شما می توانید نتایج را از تلویزیون یا در وب سایت انتخابات کانادا نیز مشاهده کنید.


Local or municipal government plays an important role in the lives of our citizens. Municipal governments usually have a council that passes laws called “by-laws” that affect only the local community. The council usually includes a mayor (or a reeve) and councillors or aldermen. Municipalities are normally responsible for urban or regional planning, streets and roads, sanitation (such as garbage removal), snow removal, firefighting, ambulance and other emergency services, recreation facilities, public transit and some local health and social services. Most major urban centres have municipal police forces.
Provincial, territorial and municipal elections are held by secret ballot, but the rules are not the same as those for federal elections. It is important to find out the rules for voting in provincial, territorial and local elections so that you can exercise your right to vote. The first Nations have band chiefs and councillors who have major responsibilities on First Nations reserves, including housing, schools and other services. There are a number of provincial, regional and national Aboriginal organizations that are a voice for First Nations, Métis and Inuit people in their relationships with the federal, provincial and territorial governments.
organizations that are a voice for First Nations, Métis and Inuit people in their relationships with the federal, provincial and territorial governments.

سایر سطوح دولتی در کانادا

دولت های محلی و یا شهری نقش مهمی در زندگی شهروندان ما ایفا می کنند. هر یکی از دولت های شهری معمولاً یک انجمن محلی دارند که قوانین را مورد بازبینی قرار می دهد؛ به این کار «BY-LAWS» گفته می شود. این موضوع تنها بر روی قوانین مربوط به جامعه محلی صادق است و شامل موارد کلان نمی شود. این انجمن های محلی معمولاً از یک شهردار، سایر نمایندگان و اعضای انجمن تشکیل شده است. شهرداری ها به طور معمول مسئول اموری در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای، خیابان ها و جاده ها، بهداشت (مانند جمع آوری زباله)، برف روبی، امور آتش نشانی، آمبولانس و سایر خدمات اضطراری، ایجاد تسهیلاتی برای تفریح، حمل و نقل عمومی و برخی دیگر از موارد مربوط به بهداشت محلی و خدمات اجتماعی هستند. اکثر شهرهای بزرگ نیز از نیروهای پلیس وابسته به شهرداری بهره مند هستند.
انتخابات ایالتی، منطقه ای و شهری با همان روند رأی گیری مخفی برگزار می شود؛ اما قوانین آن مشابه قوانین انتخابات فدرال نیست. بنابراین مهم است که با قوانین رأی گیری در انتخابات ایالتی، منطقه ای و محلی نیز آشنا شوید تا نحوه رأی دادن که حق شهروندان است را بیاموزید. سرخپوستان و بومیان کانادایی نیز از مشاوران و فرماندهانی بهره می برند که مسئولیت هایی از جمله در زمینه
مسکن، مدارس و سایر خدمات را بر عهده دارند. تعدادی از سازمان های بومی ایالتی، منطقه ای و ملی نیز در این کشور حضور داشته که از حقوق بومیان اولیه و مدرم متیس و اینویت در مجامعی مانند دولت فدرال، ایالتی و منطقه ای دفاع می کنند.


Use these pages to take notes and to study important information.

federal Government

  • Head of State:
  • The name of the representative of the
  • Queen of Canada, the Governor General, is
  • The Head of Government, the Prime Minister, is
  • The name of the political party in power is
  • The name of the Leader of the Opposition is
  • The name of the party representing Her Majesty’s Loyal Opposition is
  • The names of the other opposition parties and leaders are
  • My member of Parliament (MP) in Ottawa is
  • My federal electoral district is called

provincial Government

  • The representative of the Queen in
  • my province, the Lieutenant Governor, is
  • The Head of Government (the Premier) is
  • The name of the provincial party in power is
  • The names of the provincial opposition parties and leaders are
  • My provincial representative is

Territorial Government

  • The name of the Commissioner, who represents
  • the federal government in my territory, is
  • The name of the Premier is
  • The name of my territorial representative is

Municipal Government

  • The name of the municipality where I live is
  • The name of the head of the municipal government (mayor or reeve) is

چقدر درباره دولت می دانید؟

این صفحات برای یادداشت برداری و افزودن اطلاعات مهم و برای مطالعه شما تعبیه شده است.

دولت فدرال

  • رئیس حکومت
  • نام نماینده ملکه کانادا، فرمانده کل
  • رئیس دولت یا همان
  • نخست وزیر
  • نام حزب سیاسی که در حال حاضر قدرت را به دست دارد
  • نام رهبر حزب مخالف
  • نام گروه حزب مخالف که نماینده ملکه است
  • نام سایر حزب های مخالف و رهبران آن ها
  • نماینده من در پارلمان (MP) در شهر آتاوا
  • منطقه انتخاباتی فدرال من

دولت ایالتی

  • نماینده ملکه در ایالت یا همان مباشر فرمانده
  • رئیس دولت ایالتی (استاندارد)
  • نام حزب ایالتی در قدرت
  • نام حزب ایالتی مخالف و رهبر آن
  • نماینده ایالتی من

دولت منطقه ای

  • نام کمیسیونری که نماینده دولت در منطقه من است
  • نام استاندار
  • نام نماینده منطقه من

دولت شهری (شهرداری)

  • نام شهرداری محلی که من در آن زندگی می کنم
  • نام رئیس دولت شهری محل زندگی من (شهردار یا کلانتر)

The Justice System

The Canadian justice system guarantees everyone due process under the law. Our judicial system is founded on the presumption of innocence in criminal matters, meaning everyone is innocent until proven guilty.
Canada’s legal system is based on a heritage that includes the rule of law, freedom under the law, democratic principles and due process. Due process is the principle that the government must respect all the legal rights a person is entitled to under the law.
Canada is governed by an organized system of laws. These laws are the written rules intended to guide people in our society. They are made by elected representatives. The courts settle disputes and the police enforce the laws. The law in Canada applies to everyone, including judges, politicians and the police. Our laws are intended to provide order in society and a peaceful way to settle disputes, and to express the values and beliefs of Canadians.

سیستم عدالت قضایی (قوه قضاییه)

نظام عدالت کانادا به همه افراد این تضمین را می دهد که همه دادرسی ها تحت قانون این کشور انجام می شود. سیستم قضایی بر اصل «اثبات جرم» در مسائل جنایی تأکید دارد؛ به این معنی که همه بی گناه هستند مگر اینکه خلافش ثابت شود.
دستگاه قضایی یک میراث برای کانادایی هاست که معنای آن حاکمیت «قانون، آزادی تحت قانون، اصول دموکراتیک و روند قانونی» است. طی این روندهای قضایی، دولت می بایست به تمام حقوق افراد، با در نظر گرفتن قوانین، احترام بگذارد.
کانادا با سیستم سازمان یافته ای از قوانین اداره می شود. این قوانین به صورت مکتوب نیز در نظر گرفته شده است تا به کمک آن به هدایت مردم در جامعه پرداخته شود. این قوانین توسط نمایندگان منتخب تصویب می شوند. شوراهای حل اختلاف و پلیس نیز مسئول اجرای قوانین هستند. رعایت این قوانین در کانادا برای همه از جمله قضات، سیاستمداران و پلیس نیز ضروری است. قوانین ما بدین منظور در نظر گرفته می شود تا به صورت مسالمت آمیز به حل اختلافات و حفظ ارزش ها و اعتقادات کانادایی ها بپردازد.


The Supreme Court of Canada is our country’s highest court. The Federal Court of Canada deals with matters concerning the federal government. In most provinces there is an appeal court and a trial court, sometimes called the Court of Queen’s Bench or the Supreme Court. There are also provincial courts for lesser offences, family courts, traffic courts and small claims courts for civil cases involving small sums of money.


دیوان عالی کانادا بالاترین دادگاه در کشور ماست. دادگاه فدرال کانادا با مسائل مربوط به دولت فدرال سروکار دارد. تقریباً تمام ایالت ها دادگاه تجدیدنظر و دادگاه دادرسی نیز دارند که به آن دادگاه قضاوت ملکه و یا دیوان عالی کشور هم اطلاق می شود. همچنین در بیشتر ایالت ها شورای حل اختلاف (جهت مشکلات جزئی)، دادگاه خانواده، دادگاه امور تجاری و نیز دادگاهی برای شکایت های کوچک (که در آن به بررسی مسائل شهری و اختلافات مالی کوچک پرداخته می شود) وجود دارد.

(از چپ به راست) ۱ – صندلی هئیت داروان ۲ – پلیس اتاوا در حال کمک رسانی به یک پسر جوان در روز ملی ناوگان بومییان ۳ – زندان ها نقش اساسی در مجازات مجرمین و جلوگیری از جرم و جنایت دارند.
تصویر فوق تندیس عدالت، دادگاه های حقوقی ونکوور را نشان می دهد. این تندیس، بانوی عدالت چشم بسته ای را نشان می دهد که نماد رعایت قوانین ماست؛ این یعنی چشم خود را بر روی تمامی ملاحظات بسته و تنها حقایق را در نظر بگیرد!
تصویر سگ تربیت شده برای استنشاق صندوق خودروهای مشکوک در مرز کانادا و آمریکا


The police are there to keep people safe and to enforce the law. You can ask the police for help in all kinds of situations—if there’s been an accident, if someone has stolen something from you, if you are a victim of assault, if you see a crime taking place or if someone you know has gone missing.
There are different types of police in Canada. There are provincial police forces in Ontario and Quebec and municipal police departments in all provinces. The Royal Canadian Mounted Police (RCMP) enforce federal laws throughout Canada, and serve as the provincial police in all provinces and territories except Ontario and Quebec, as well as in some municipalities. Remember, the police are there to help you.
You can also question the police about their service or conduct if you feel you need to. Almost all police forces in Canada have a process by which you can bring your concerns to the police and seek action.


پلیس برای ایجاد امنیت مردم حضور داشته و هدف آن اجرای قانون است. شما می توانید از پلیس بخواهید تا به شما در شرایط مختف کمک کند. اگر شما تصادف کرده باشید، اگر کسی چیزی را از شما به سرقت برده باشد، اگر شما قربانی یک تجاوز باشید، اگر شما شاهد وقوع جرم و جنایت باشید و یا اگر کسی را می شناسید که برای مدتی گم شده یا در سایر موارد مشابه، می توانید از پلیس کمک بخواهید.
پلیس های مختلفی در کانادا وجود دارند. نیروهای پلیس در استان انتاریو و کبک و ادارات پلیس شهری، در تمام ایالت ها مستقر هستند. پلیس سواره ی سلطنتی کانادا (RCMP) مأمور اجرای قوانین فدرال در سراسر کاناداست و به عنوان پلیس ایالتی در تمام ایالت ها و سایر مناطق (به جز انتاریو و کبک) و همچنین در برخی از شهرداری ها خدمت رسانی می کند. به یاد داشته باشید، پلیس همه جا حضور دارد تا به شما کمک کند.
همچنین شما می توانید هر زمان که احساس نیاز کردید، از پلیس در مورد خدمات و وظایفشان سوال کنید. تقریباً تمام نیروهای پلیس در کانادا طبق دستورالعملی رفتار می کنند که طبق آن شما می توانید نگرانی های خود را به پلیس اعلام کرده و از آن ها کمک بخواهید.

GeTTiNG leGAl help

Lawyers can help you with legal problems and act for you in court. If you cannot pay for a lawyer, in most communities there are legal aid services available free of charge or at a low cost.

دریافـت کمـک های قانـونــی

وکلا می توانند شما را در حل مشکلات قانونی یاری کنند و به جای شما در دادگاه سخن بگویند. اگر شما نمی توانید هزینه وکیل را پرداخت کنید، در بیشتر مناطق می توانید از خدمات حقوقی رایگان (یا با هزینه کم) بهره مند شوید.

Canadian Symbols

Canada has many important symbols — objects, events, and people that have special meaning. Together they help explain what it means to be Canadian and express our national identity. Important Canadian symbols appear throughout this booklet.

نمـادهای کـانـادا

کانادا نمادهای مهم بسیاری دارد؛ از اشیاء و رویدادها گرفته تا مردمی که هر کدام عقبه خاصی دارند. همه این ها باهم مفهوم کانادا را بیان کرده و هویت ملی را نشان می دهند. نمادهای مهم کانادا در بخش های مختلف این کتاب بیان شده است.

تصاویر بالا از چپ به راست: گرز مجلس عوام؛ پرچم اتاوا کانادا از سال ۱۹۶۵ میلادی؛ تصاویر پایین از چپ به راست: نشان سلطنتی کانادا؛ پارلمان هنگام غروب


The Crown has been a symbol of the state in Canada for 400 years. Canada has been a constitutional monarchy in its own right since Confederation in 1867 during Queen Victoria’s reign. Queen Elizabeth II, who has been Queen of Canada since 1952, marked her Golden Jubilee in 2002, and celebrates her Diamond Jubilee (60 years as Sovereign) in 2012. The Crown is a symbol of government, including Parliament, the legislatures, the courts, police services and the Canadian Forces.

تاج کانادایی

تاج و تخت، یک نماد دولتی در کانادا طی ۴۰۰ سال گذشته بوده است. از زمان حضور کنفدراسیون در سال ۱۸۶۷ میلادی و سلطنت ملکه ویکتوریا تا به امروز، کانادا همواره یک سلطنت مشروطه بوده است. ملکه الیزابت دوم، نیز از سال ۱۹۵۲ به عنوان ملکه کانادا شناخته شده است؛ جشن طلایی ۵۰ ساله او در سال ۲۰۰۲ میلادی برگزار شد. وی جشن الماسی ۶۰ ساله خود را نیز در سال ۲۰۱۲ میلادی جشن گرفت. بدین ترتیب تاج، نمادی از مجموعه ارگان های دولت، از جمله مجلس عوام، قوه مقننه، دادگاه، نیروهای پلیس و سایر نیروهای کانادایی است.


A new Canadian flag was raised for the first time in 1965. The red-white-red pattern comes from the flag of the Royal Military College, Kingston, founded in 1876. Red and white had been colours of France and England since the Middle Ages and the national colours of Canada since 1921. The Union Jack is our official Royal Flag. The Canadian Red Ensign served as the Canadian flag for about 100 years. The provinces and territories also have flags that embody their distinct traditions.

پرچم ها در کانادا

پرچم جدید کانادا برای اولین بار در سال ۱۹۶۵ میلادی رونمایی شد که در آن الگوی قرمز – سفید – قرمز با الهام از پرچم کالج نظامی سلطنتی، کینگستون۳ مورد استفاده قرار گرفت. قرمز و سفید نمادهای فرانسه و انگلیس از قرون وسطی بوده که از سال ۱۹۲۱ میلادی به عنوان رنگ های ملی در کانادا نیز شناخته می شوند. پرچم قرمز کانادا حدود ۱۰۰ سال است که به عنوان پرچم این کشور خدمت کرده است. ایالت ها و مناطق دیگر نیز هر کدام پرچم مخصوص به خود را دارند که سنت های متمایز آن ها را ترسیم می کند.

The MAple leAf

The maple leaf is Canada’s best-known symbol. Maple leaves were adopted as a symbol by French Canadians in the 1700s, have appeared on Canadian uniforms and insignia since the 1850s, and are carved into the headstones of ourfallen soldiers buried overseas and in Canada.

برگ افرا

برگ افرا بهترین و شاخته شده ترین نماد در کاناداست. برگ افرا به عنوان نمادی فرانسوی – کانادایی در سده ۱۷۰۰ میلادی به تصویب رسید. این نماد در لباس کانادایی ها و ارتش این کشور حضور داشته و تا سال ۱۸۵۰ میلادی استفاده می شده است. این نماد بر روی سنگ قبر سربازان و آن هایی که در خارج از کشور به خاک سپرده شده اند نیز حک شده است.

The fleUR-De-lyS

It is said that the lily flower (“fleur-de-lys”) was adopted by the French king in the year 496. It became the symbol of French royalty for more than 1,000 years, including the colony of New France. Revived at Confederation, the fleur-de-lys was included in the Canadian Red Ensign. In 1948 Quebec adopted its own flag, based on the Cross and the fleur-de-lys (see p. 47).

فلور د لی

گفته می شود که نماد کل زنبق (Fleur-delys) توسط پادشاه فرانسه در سال ۴۹۶ میلادی مورد استفاده قرار گرفت. این نماد فرانسوی برای بیش از ۱۰۰۰ سال، به عنوان نماد سلطنت فرانسه در مستعمرات این دولت از جمله در فرانسه جدید استفاده می شد. با بازبینی ای که در کنفدراسیون صورت گرفت، این نماد در پرچم کانادا گنجانده شد. در سال ۱۹۴۸ میلادی، کبک پرچم خود را به تصویب رساند که؛ این نماد ترکیبی از صلیب و همین نماد فلور د لی بود.

از سمت چپ ۱-تصویر نمایش اسکادران ۴۳۱ هوایی که یکی از نمادها در کانادا محسوب می شود. ۲-پرچم قرمز کانادا به عنوان پرچم ملی این کشور که در ۱۰۰ سال گذشته خدمت کرده است و از سال ۲۰۰۵ توسط جانبازان جنگ حمل می شود.


As an expression of national pride after the First World War, Canada adopted an official coat of arms and a national motto, A mari usque ad mare, which in Latin means “from sea to sea.” The arms contain symbols of England, France, Scotland and Ireland as well as red maple leaves. Today the arms can be seen on dollar bills, government documents and public buildings.

تن پوشی از نشان ها و شعارها

به عنوان نمونه ای از غرور ملی کانادایی ها پس از جنگ جهانی اول، می توان به لباس رسمی نظامی کانادایی ها و شعار ملی اشاره کرد. شعار «A mari usque ad mare» به معنای «از دریا تا دریاست». این نشانه ها نمادهای انگلستان، فرانسه، اسکاتلند، ایرلند و برگ افرای قرمز را در کالبد خود دارند. امروز این نشان ها را می توان در اسکناس های دلار، روزنامه های دولتی و ساختمان های عمومی مشاهده کرد.

قهرمان مسابقات کانادینز مونترال استنلی در جام سال ۱۹۷۸ میلادی.


The towers, arches, sculptures and stained glass of the Parliament Buildings embody the French, English and Aboriginal traditions and the Gothic Revival architecture popular in the time of Queen Victoria. The buildings were completed in the 1860s. The Centre Block was destroyed by an accidental fire in 1916 and rebuilt in 1922. The Library is the only part of the original building remaining. The Peace Tower was completed in 1927 in memory of the First World War. The Memorial Chamber within the Tower contains the Books of Remembrance in which are written the names of soldiers, sailors and airmen who died serving Canada in wars or while on duty.
The provincial legislatures are architectural treasures. The Quebec National Assembly is built in the French Second Empire style, while the legislatures of the other provinces are Baroque, Romanesque and neoclassical, reflecting the Greco-Roman heritage of Western civilization in which democracy originated.

ساختمان های پارلمانی

برج ها، قوس ها، مجسمه ها و شیشه های رنگی در ساختمان پارلمان، تجسمی از سنت های فرانسوی، انگلیسی و بومی است. معماری گوتیک نیز از زمان ملکه ویکتوریا احیا شده و مورد استقبال قرار گرفته است. این ساختمان های پارلمانی در دهه ۱۸۶۰ میلادی کامل شدند. بعدها بلوک مرکزی به صورت تصادفی در سال ۱۹۱۶ میلادی در آتش سوخت و نابود شد. البته این ساختمان در سال ۱۹۲۲ مورد بازسازی قرار گرفت. کتابخانه این ساختمان تنها بخشی از ساختمان اصلی است که دست نخورده باقی مانده است. برج صلح نیز در سال ۱۹۲۷ میلادی و به یاد جنگ جهانی اول ساخته شد. اتاق خاطرات این برج شامل کتاب یادبودی از نام سربازان، ملوانان و خلبانانی ست که در حین خدمت به کانادا در جنگ یا در حین انجام وظیفه، جان باخته اند.
پارلمان ایالتی این کشور یکی از گنجینه های معماری آن محسوب می شود. مجلس ملی کبک نیز به سبک امپراتوری فرانسوی دوم ساخته شده است. این در حالی است که سایر ایالت ها از معماری باروک، رومی و تئوکلاسیک، بهره می برند که این ها همه در کنار هم منعکس کننده میراث رومی یونانی غرب است که در دموکراسی فعلی تبلور پیدا می کند.


Hockey is Canada’s most popular spectator sport and is considered to be the national winter sport. Ice hockey was developed in Canada in the 1800s. The National Hockey League plays for the championship Stanley Cup, donated by Lord Stanley, the Governor General, in 1892. The Clarkson Cup, established in 2005 by Adrienne Clarkson, the 26th Governor General (and the first of Asian origin), is awarded for women’s hockey. Many young Canadians play hockey at school, in a hockey league or on quiet streets—road hockey or street hockey—and are taken to the hockey rink by their parents. Canadian children have collected hockey cards for generations.
Canadian football is the second most popular sport (see page 26). Curling, an ice game introduced by Scottish pioneers, is popular. Lacrosse, an ancient sport first played by Aboriginals, is the official summer sport. Soccer has the most registered players of any game in Canada.

ورزش های محبوب

هاکی پر تماشاگرترین و محبوب ترین ورزش کاناداست و یکی از ورزش های زمستانی و ملی محسوب می شود. هاکی روی یخ در کانادا از قرن ۱۸۰۰ میلادی توسعه پیدا کرد. لیگ ملی هاکی این کشور هر ساله با نام جام استنلی برگزار می شود. جام دیگری نیز به نام جام کلارکسون، در سال ۲۰۰۵ توسط آدرین کلارکسون (بیست و ششمین فرماندار کل و اولین فرماندار کل آسیایی تبار)، شروع به فعالیت کرد. این جام در واقع همان مسابقات هاکی زنان در این کشور است. بسیاری از جوانان کانادایی بازی هاکی را در مدرسه یا کوچه و خیابان و یا لیگ های محلی یاد می گیرند؛ هاکی خیابانی و هاکی جاده ای نیز توسط پدر و مادر برگزار می شود که در این حالت از کوچه و خیابان به عنوان زمین هاکی استفاده می کنند. کودکان کانادایی نسل هاست که کارت های هاکی را جمع آوری می کنند.
فوتبال کانادایی نیز دومین ورزش محبوب این مردمان است (به صفحان قبل مراجعه کنید). بازی کرلینگ که یک بازی روی یخ محسوب می شود نیز توسط اسکاتلندی ها ابداع شده و از محبوبیت زیادی برخوردار است.
از سویی، لاکراس یک ورزش باستانی ست که اولین بار توسط بومیان معرفی شد و نوعی بازی تابستانی محسوب می شود. بیشترین تعداد بازیکن ثبت شده و رسمی را در کانادا نیز مربوط به ورزش فوتبال می دانند.

The beAVeR

The beaver was adopted centuries ago as a symbol of the Hudson’s Bay Company. It became an emblem of the St. Jean Baptiste Society, a French-Canadian patriotic association, in 1834, and was also adopted by other groups. This industrious rodent can be seen on the five-cent coin, on the coats of arms of Saskatchewan and Alberta, and of cities such as Montreal and Toronto.


بیدستر از قرن ها پیش به عنوان نمادی که توسط شرکت «هادسون بی» معرفی شده است، وارد فرهنگ کانادا شد. بیدستر، نمادی از جامعه میهن پرست فرانسوی کانادایی به رهبری «جیم بابتیست»، است که در سال ۱۸۳۴ میلادی وارد این فرهنگ شده و بعدها توسط گروه های دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفته است. تصویر این جونده پرتلاش را می توان بر روی سکه پنج سنتی مشاهده کرد. همچنین بر روی لباس نظامیان ساسکاچوان و آلبرتا و در شهرهایی مانند مونترال و تورنتو، این نماد بسیار مرسوم است.


English and French are the two official languages and are important symbols of identity. English speakers (Anglophones) and French speakers (Francophones) have lived together in partnership and creative tension for more than 300 years. you must have adequate knowledge of english or french to become a Canadian citizen. Adult applicants 55 years of age or over are exempted from this requirement.
Parliament passed the Official Languages Act in 1969.
It has three main objectives:
Establish equality between French and English in Parliament, the Government of Canada and institutions subject to the Act;
Maintain and develop official language minority communities in Canada; and
Promote equality of French and English inCanadian society.

زبان رسمی کانادایی ها

زبان انگیسی و فرانسه، دو زبان رسمی این کشور هستند و نماد اصلی هویتی نیز محسوب می شوند. انگلیسی زبانان (Anglophones) و فرانسوی زبانان (فرانسوی زبان) در کنار هم زندگی کرده و بیش از ۳۰۰ سال است که در کنار یکدیگر تلاش و تکاپو داشته اند. برای تبدیل شدن به یک شهروند کانادایی، شما باید دانش کافی از زبان انگلیسی یا فرانسه داشته باشید. متقاضیان بزرگسال با سن بیش از ۵۵ سال، از این شرط معاف هستند. پارلمان، لایحه زبان رسمی کشور را در سال ۱۹۶۹ میلادی به تصویب رساند.
این لایحه سه نکته مهم دارد:
در مجلس، برابری زبان انگلیسی و فرانسه به تصویب رسیده و دولت کانادا و نیز سایر مؤسسات می بایست این مطلب را رعایت کنند.
حفظ و توسعه زبان رسمی اقلیت ها در کانادا نیز مدنظر خواهد بود.
برابری زبان فرانسه و زبان انگلیسی در جامعه می بایست تبلیغ و ترویج شود.


O Canada was proclaimed as the national anthem in 1980. It was first sung in Québec City in 1880. French and English Canadians sing different words to the national anthem.

O Canada
O Canada! Our home and native land!
True patriot love in all thy sons command
With glowing hearts we see thee rise
The true North strong and free!
From far and wide, O Canada
We stand on guard for thee
God keep our land glorious and free!
O Canada, we stand on guard for thee
O Canada, we stand on guard for thee
Ô Canada
Ô Canada! Terre de nos aïeux,
Ton front est ceint de fleurons glorieux!
Car ton bras sait porter l’épée,
Il sait porter la croix!
Ton histoire est une épopée
Des plus brillants exploits.
Et ta valeur, de foi trempée,
Protégera nos foyers et nos droits.
Protégera nos foyers et nos droits

سرود ملی

در سال ۱۹۸۰ میلادی «اُو کانادا» به عنوان سرود ملی کشور کانادا معرفی شد. این سرود برای اولین بار در سال ۱۸۸۰ میلادی و در شهر کبک خوانده شده بود. بخش های فرانسوی و انگلیسی کانادایی این سرود دارای مضمون یکسان ولی کلمات متفاوت است. ترجمه متن انگلیسی سرود ملی کانادا:

ای کانادا
خانه ما و سرزمین مادری
عشق واقعی میهن نهفته در قلب فرزندان توست.
با قلبی درخشتان می بینیم ظهور تو را
ای شمال واقعی، قدرتمند و آزاد
هر جایی از این سرزمین
ای کانادا، ما برای نگهبانی از تو ایستاده ایم.
خدا سرزمین ما را سربلند و ازاد نگاه دراد
ای کانادا، ما برای نگهبانی از تو ایستاده ایم.
ای کانادا، ما برای نگهبانی از تو ایستاده ایم.
ترجمه متن فرانسوی سرود ملی کانادا
ای کانادا
سرزمین نیاکان ما،
پیشانی تو با تاج گلی از گل های باشکوه تزئین شده است
همان گونه که بازوی تو آماده گرفتن شمشیر است،
به همان گونه نیز آماده حمل صلیب است
تاریخ تو حماسه ای است
از هوشمندانه ترین بهره برداری ها.
شجاعت تو که در ایمان پرورده شده است،
از خانه ها و حقوق ما حمایت می کند.
از خانه ها و حقوق ما حمایت می کند.


The Royal Anthem of Canada, “God Save the Queen (or King),” can be played or sung on any occasion when Canadians wish to honour the Sovereign.

God Save the Queen
God save our gracious Queen!
Long live our noble Queen!
God save the Queen!
Send her victorious,
Happy and glorious,
Long to reign over us,
God save the Queen!
Dieu protège la Reine

Dieu protège la Reine!
De sa main souveraine!
Vive la Reine!
Qu’un règne glorieux,
Long et victorieux,
Rende son peuple heureux,
Vive la Reine!

سرود سلطنتی

سرود سلطنتی کانادا، با نام «خدا ملکه (یا پادشاه) را حفظ کند» را می توان در هر مناسبتی شنید که در آن کانادایی ها برای سلطنت پادشاهی خود جشن گرفته و به آن افتخار می کنند. متن این سرود به شرح زیر است:

خداوند ملکه باوقار ما را حفظ کند
خداوند عمر طولانی به این ملکه ارجمند عطا فرماید
خدا ملکه را حفظ کند
او را پیروز و فاتح بدارد،
شاد و پرشکوه
زنده باشد تا به ما سلطنت کند،
خدا ملکه را زنده نگه دارد

پیانیست جاز اسکار پیترسون (سمت چپ) در حال دریافت مدال کانادا از دست رولند میچنر بیستمین فرماندار کل (سمت راست)، در سال ۱۹۷۳ میلادی. در وسط تصویر نیز نورا میچنر ایستاده است و قاب عکس پشت سر آن ها تصویر مسی، هجدهمین فرماندار کل را نشان می دهد.


All countries have ways to recognize outstanding citizens. Official awards are called honours, consisting of orders, decorations and medals. After using British honours for many years,Canada started its own honours system with the Order of Canada in 1967, the centennial of Confederation.
If you know of fellow citizens who you think are worthy of recognition, you are welcome to nominate them. Information on nominations for many of these honours can be found at here.

مدال کانادا و سایر القاب افتخاری

همه کشورها راه هایی را برای به رسمیت شناختن شهروندان برجسته خود دارند. جوایز رسمی را مدال افتخار می نامند؛ این جوایز شامل مدال ها، روبان یا نوار افتخار و نشان هاست. در ابتدا از افتخارات بریتانیا برای سال های متمادی استفاده می شد، اما کانادا سیستم افتخارات خود را در سال ۱۹۶۷ میلادی مجزا کرد؛ این اتفاق در صدمین سالگرد تشکیل کنفدراسیون رُخ داد.
اگر شما نیز هم وطنی را می شناسید که فکر می کنید لایق قدردانی است، بسیار خوب است که آن ها را معرفی کنید. اطلاعات مربوط به نحوه نامزدی و انتخاب افراد شایسته مدال افتخار را می توان در وب سایت زیر پیدا کرد:

(از چپ به راست) ۱-سرهنگ الکساندر رابرتزدان، ۲-سیمن ویلیام هال ۳-سرتیپ پل تریکویت، ۴- گروهبان ارتقاء یافته فلیپ کونوال


The Victoria Cross (V.C.) is the highest honour available to Canadians and is awarded for the most conspicuous bravery, a daring or pre-eminent act of valour or self-sacrifice, or extreme devotion to duty in the presence of the enemy. The V.C. has been awarded to 96 Canadians since 1854, including:

  • Then Lieutenant Alexander Roberts Dunn, born in present-day Toronto, served in the British Army in the Charge of the Light Brigade at Balaclava (1854) in the Crimean War, and was the first Canadian to be awarded the Victoria Cross.
  • Able Seaman William Hall of Horton, Nova Scotia, whose parents were American slaves, was the first black man to be awarded the V.C. for his role in the Siege of Lucknow during the Indian Rebellion of 1857.
  • Corporal Filip Konowal, born in Ukraine, showed exceptional courage in the Battle of Hill 70 in 1917, and became the first member of the Canadian Corps not born in the British Empire to be awarded the V.C.
  • Flying ace Captain Billy Bishop, born in Owen Sound, Ontario, earned the V.C. in the Royal Flying Corps during the First World War, and was later an honorary Air Marshal of the Royal Canadian Air Force.
  • Captain Paul Triquet of Cabano, Quebec, earned the V.C. leading his men and a handful of tanks in the attack on Casa Berardi in Italy in 1943 during the Second World War, and was later a Brigadier.
  • Lieutenant Robert Hampton Gray, a navy pilot born in Trail, B.C., was killed while bombing and sinking a Japanese warship in August 1945, a few days before the end of the Second World War, and was the last Canadian to receive the V.C. to date.

صلیب ویکتوریا

(.V.C) بالاترین افتخار موجود در کاناداست که در قبال شجاعت های مشهود، جسارت، عمل برجسته و دلیرانه، از خود گذشتگی و یا هنگام فداکاری محرز در انجام وظیفه و همچنین فداکاری در جنگ مقابل دشمن، به فرد اهدا می شود. از سال ۱۸۵۴ میلادی تاکنون ۹۶ کانادایی متفخر به دریافت این جایزه شده اند، از جمله این افراد می توان به قهرمانان زیر اشاره کرد:

  • ستوان الکساندر رابرتز دادن، متولد شده در تورونتوی جدید که در ارتش بریتانیا و در یورش تیپ نور مربوط به نبرد بالاکاوا (در جنگ کریمه ۱۸۵۴ میلادی) خدمت کرده است؛ او اولین کانادایی است که مفتخر به دریافت صلیب ویکتوریا شد.
  • ابل سیمن ویلیام از نوا اسکوشیا که پدر و مادر وی از بردگان آمریکایی بوده و اولین مرد سیاه پوستی است که صلیب ویکتوریا به وی اهدا شده است. این افتخار به جهت نقش او در محاصره لکنو۱ در زمان شورش سرخپوستان در ۱۸۵۷ میلادی نصیب او شد.
  • سرجوخه فیلیپ کنوال، متولد اوکراین که شجاعت استثنایی خود را در نبرد هیل ۷۰ و در سال ۱۹۱۷ میلادی به نمایش گذاشت؛ او اولین سرجوخه ای بود که در امپراتوری بریتانیا متولد نشده و صلیب ویکتوریا به وی اهدا شد.
  • کاپیتان پرواز آس بیلی بیشاپ که در اوون سوند، انتاریو، به دنیا آمده و صلیب ویکتوریا را به دلیل پروازهایش در طول جنگ جهانی اول به دست آورد؛ بعدها نیز به عنوان کادری از نیروی هوایی سلطنتی کانادا مشغول به خدمت شد.
  • کاپیتان پل تریکویت از کابانا در کبک که صلیب ویکتوریا را به دلیل شجاعت در جنگ و رهبری تعداد انگشت شماری از تانک ها در حمله به کاسا براردی (در ایتالیا سال ۱۹۴۳ میلادی) حین جنگ جهانی دوم به دست آورد و بعدا نیز به درجه سرتیپی رسید.
  • ستوان رابرت همپتون گری که خلبانی از نیروی دریایی بود و پس از بمباران و غرق کردن یک کشتی جنگی ژاپنی در آگوست ۱۹۴۵ میلادی، (چند روز قل از پایان جنگ جهانی دوم) جان باخت؛ او آخرین فرد کانادایی است که تا به امروز موفق به دریافت صلیب ویکتوریا شده است.
(از چپ به راست). ۱- کاپیتان پرواز آس بیلی بیشاپ ۲- ستوان رابرت همپتون گری


تعطیلات رسمی ملی و سایر تاریخ های مهم در کانادا

Canada’s Economy


Canada has always been a trading nation and commerce remains the engine of economic growth. As Canadians, we could not maintain our standard of living without engaging in trade with other nations.
In 1988, Canada enacted free trade with the United States. Mexico became a partner in 1994 in the broader North American Free Trade Agreement (NAFTA), with over 444 million people and over $1 trillion in merchandise trade in 2008.
Today, Canada has one of the ten largest economies in the world and is part of the G8 group of leading industrialized countries with the United States, Germany, the United Kingdom, Italy, France, Japan and Russia.

اقتصاد کانادا

تجارت کشور

کانادا همواره یک کشور با تجارت و بازرگانی قوی بوده است و این امر را موتور رشد اقتصادی خود می داند. به عنوان یک کانادایی، ما نمی توانیم استانداردهای زندگی خود را بدون در نظر داشتن تجارت با سایر کشورها به دست آوریم.
در سال ۱۹۸۸ میلادی، کانادا با ایالات متحده وارد تجارت آزاد شد. کشور مکزیک نیز با بیش از ۴۴ میلیون نفر جمعیت و بیش از ۱ تریلیون دلار تجارت کالا (در سال ۲۰۰۸ میلادی)، خود را از سال ۱۹۹۴ میلادی وارد توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) کرد.
امروزه کانادا یکی از ده اقتصاد برتر جهان بوده و به عنوان یکی از اعضای G8 شناخته می شود. این گروه از کشورهای صنعتی پیشرفته شامل آمریکا، آلمان، انگلستان، ایتالیا، فرانسه، ژاپن، روسیه و کانادا می شوند.

تصویر از کامیون حاوی الوار
(از چپ به راست) ۱ – حک های برداشت نفت در جنوب آلبرتا ۲ – خرچنگ آتلانتیکی ۳ – برق آبی درمسیر رودخانه ساگونایی، کبک.


  • ThRee MAiN TypeS Of iNDUSTRieS:
  • Service industries provide thousands of different jobs in areas like transportation, education, health care, construction, banking, communications, retail services, tourism and government. More than 75% of working Canadians now have jobs in service industries.
  • Manufacturing industries make products to sell in Canada and around the world. Manufactured products include paper, high technology equipment, aerospace technology, automobiles, machinery, food, clothing and many other goods. Our largest international trading partner is the United States.
  • Natural resources industries include forestry, fishing, agriculture, mining and energy. These industries have played an important part in the country’s history and development. Today, the economy of many areas of the country still depends on developing natural resources, and a large percentage of Canada’s exports are natural resources commodities.

Canada enjoys close relations with the United States and each is the other’s largest trading partner. Over three-quarters of Canadian exports are destined for the U.S.A. In fact we have the biggest bilateral trading relationship in the world. Integrated Canada-U.S.A. supply chains compete with the rest of the world. Canada exports billions of dollars worth of energy products, industrial goods, machinery, equipment, automotive, agricultural, fishing and forestry products, and consumer goods every year. Millions of Canadians and Americans cross every year and in safety what is traditionally known as “the world’s longest undefended border.” At Blaine in the State of Washington, the Peace Arch, inscribed with the words “children of a common mother” and “brethren dwelling together in unity,” symbolizes our close ties and common interests.

اقتصاد کانادا از سه اقتصاد اصلی تشکیل شده است:

  • خدمات صنعتی: کا هزاران نفر را در مشاغل مختلف به کار گرفته است؛ از جمله در حمل و نقل، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، ساخت و ساز، بانکداری، ارتباطات، خدمات خرده فروشی، گردشگری و کارهای دولتی. بیشتر از ۷۵ درصد از کانادایی ها در حال حاضر در صنایع خدماتی شاغل هستند.
  • صنایع تولیدی: محصولاتی را برای فروش در کانادا و سراسر جهان تولید می کند. محصولات تولیدی از قبیل کاغذ، تجهیزاتی با تکنولوژی بالا، تکنولوژی هوا فضا، خودرو، ماشین آلات، مواد غذایی، لباس و بسیاری از کالاهای دیگر در این گروه قرار می گیرند. بزرگ ترین شریک تجاری بین المللی ما در این زمینه ایالات متحده است.
  • صنایع مرتبط با منابع طبیعی: این دسته شامل جنگل داری، ماهیگیری، کشاورزی، معدن و انرژی است. این صنایع نقش مهمی را در تاریخ و توسعه کشور ایفا کرده اند. امروزه، اقتصاد بسیاری از مناطق کشور هنوز هم به توسعه منابع طبیعی وابسته است و درصد زیادی از صادرات کانادا مربوط به کالاهای منابع طبیعی است.

کانادا از روابط نزدیک با ایالات متحده برخوردار است و این دو بزرگ ترین شریک تجاری همدیگر محسوب می شوند. بیش از سه چهارم صادرات کانادا برای صادرات، به ایالات متحده طراحی شده اند. در واقع این کشور بزرگ ترین تجارت دو جانبه جهان را دارد. زنجیره تأمین کالا در کانادا – ایالات متحده می تواند به تنهایی با بقیه جهان به رقابت بپردازد.
کانادا صادراتی به ارزش چند میلیارد دلار از محصولات انرژی، محصولات صنعتی، ماشین آلات، تجهیزات، خودرو، کشاورزی، ماهیگیری و محصولات جنگل داری و کالاهای مصرفی را به صورت سالانه انجام می دهد. میلیون ها نفر از کانادایی ها و آمریکایی ها هر ساله در کمال امنیت از مرز بین دو کشور عبور می کنند و به همین دلیل است که از دیرباز به این مرز «طولانی ترین مرز بی دفاع در جهان» اطلاق می شود. در طاق صلح بلین که در ایالت واشنگتن قرار دارد، عبارت زیر حکاکی شده است که نمادی از رابطه نزدیک و علایق مشترک دو کشور دارد: «فرزندان یک مادر مشترک» و «برادران ساکن با هم در یک واحد»

از چپ به راست: مونتاژ خودرو در اوکویل اونتاریو – بندر ونکوور
از چپ به راست: آزمایشگاه تحقیقاتی – شرکت بلک بری
انگور الماسی شراب از منطقه نیاگارا، اونتاریو

Canada’s Regions

Canada is the second largest country on earth—۱۰ million square kilometres. Three oceans line Canada’s frontiers: the Pacific Ocean in the west, the Atlantic Ocean in the east, and the Arctic Ocean to the north. Along the southern edge of Canada lies the Canada-United States boundary. Both Canada and the U.S.A. are committed to a safe, secure and efficient frontier.

مناطق مختلف کانادا

کانادا دومین کشور بزرگ بر روی کره زمین با وسعت ۱۰ میلیون کیلومترمربع است. سه اقیانوس مرزهای کانادا را تشکیل می دهند: اقیانوس آرام در غرب، اقیانوس اطلس در شرق و اقیانوس منجمد شمالی در شمال. در امتداد لبه جنوبی کانادا نیز مرز کانادا با ایالات متحده به چشم می خورد. کانادا و ایالات متحده هر دو به حفظ مرز امن، مطمئن و کارآمد متعهد شده اند.

The Regions of Canada

Canada includes many different geographical areas and five distinct regions.
The Atlantic Provinces
Central Canada
The Prairie Provinces
The West Coast
The Northern Territories

مناطق کانادا

کانادا از تعداد زیادی ناحیه با جغرافیای متفاوت و پنج منطقه مجزا تشکیل شده است.
ایالت های اقیانوس اطلس
کانادای مرکزی
ایالت های دشت خیز (پرایری۳)
ساحلی غربی
ساحل غربی
سرزمین های شمالی

The National Capital

Ottawa, located on the Ottawa River, was chosenas the capital in 1857 by Queen Victoria, the great-great-grandmother of Queen Elizabeth II. Today it is Canada’s fourth largest metropolitan area. The National Capital Region, 4,700 square kilometres surrounding Ottawa, preserves and enhances the area’s built heritage and natural environment.

سرمایه های ملی

در سال ۱۸۵۷ میلادی اتاوا، واقع در رودخانه اتاوا، توسط ملکه ویکتوریا به عنوان پایتخت کشور برگزیده شد؛ کسی که مادر بزرگ مادر بزرگ ملکه الیزابت دوم بوده است، اتاوا امروزه چهارمین منطقه شهری بزرگ کاناداست. پایتخت ملی کشور، ۴۷۰۰ کیلومترمربع وسعت داشته و از منابع طبیعی و ساختمان های زیبای فراوانی حفاظت می کند.

provinces and Territories

Canada has ten provinces and three territories. Each province and territory has its own capital city. You should know the capital of your province or territory as well as that of Canada.

استان ها و مناطق

کانادا دارای ده ایالت و سه منطقه است که هر ایالت و منطقه، مرکز مختص به خود را دارد. شما باید مرکز ایالت و منطقه خود را نیز مانند نام پایتخت کانادا بدانید.


Canada has a population of about 34 million people. While the majority live in cities, Canadians also live in small towns, rural areas and everywhere in between.


کانادا دارای جمعیت حدود ۳۴ میلیون نفر است. هرچند اکثریت این جمعیت در شهرها زندگی می کنند، اما کانادایی هایی نیز در شهرهای کوچک، مناطق روستایی و در همه جای این کشور ساکن هستند.

(از بالا به پایین) ۱- کانال رایدیو اتاوا که یک آبراه نظامی بوده و در حال حاضر یک جاذبه توریستی و تفریحگاه زمستانی محسوب می شود ۲- پارک ملی بنف، آلبرتا.
بندر یارو پگی، نوا اسکوشیا


Atlantic Canada’s coasts and natural resources, including fishing, farming, forestry and mining, have made these provinces an important part of Canada’s history and development. The Atlantic Ocean brings cool winters and cool humid summers.

ایالت های آتلانیتک

سواحل آتلانیتک کانادا و منابع طبیعی آن، از جمله ماهیگیری، کشاورزی، جنگگلداری و معادن باعث شده که این ایالت ها به عنوان بخش مهمی از تاریخ و پیشرفت کانادا محسوب شوند. اقیانوس اطلس زمستان سرد و تابستان های خنک مرطوبی دارد.

Newfoundland and labrador

Newfoundland and Labrador is the most easterly point in North America and has its own time zone. In addition to its natural beauty, the province has a unique heritage linked to the sea. The oldest colony of the British Empire and a strategic prize in Canada’s early history, the province has long been known for its fisheries, coastal fishing villages and distinct culture. Today off-shore oil and gas extraction contributes a substantial part of the economy. Labrador also has immense hydro-electric resources.

نیوفاندلند ولابرادور

نیوفاندلند و لابرادور، شرقی ترین نقطه در شمال قاره ی آمریکاست و منطقه زمانی متفاوتی نیز دارد. علاوه بر زیبایی های طبیعی آن، این استان دارای یک میراث منحصربه فرد یعنی ارتباط با دریاست. این ایالت قدیمی ترین مستعمره امپراتوری بریتانیا و یک غنیمت استراتژیک از تاریخ اولیه کاناداست! این ایالت از دیرباز به واسطه ماهی گیری و نیز روستاهای ماهی گیری ساحلی و فرهنگ متمایز، شناخته شده است. امروزه نفت و گاز ساحلی این منطقه نیز بخش قابل توجهی از اقتصاد را شکل می دهد. همچنین لابرادور دارای منابع برق – آبی بسیار زیادی نیز هست

prince edward island

Prince Edward Island (P.E.I.) is the smallest province, known for its beaches, red soil and agriculture, especially potatoes. P.E.I. is the birthplace of Confederation, connected to mainland Canada by one of the longest continuous multispan bridges in the world, the Confederation Bridge. Anne of Green Gables, set in P.E.I. by Lucy Maud Montgomery, is a much-loved story about the adventures of a little red-headed orphan girl.

جزیره پرنس ادوارد

جزیره پرنس ادوارد (P.E.I) کوچک ترین ایالت کاناداست که بیشتر برای سواحلش معروف شده است. خاک سرخ و کشاورزی، به خصوص کشت سیب زمینی نیز در این ایالت رایج است. P.E.I زادگاه کنفدراسیون بوده و توسط یکی از طولانی ترین پل های معلق جهان، به نام پل کنفدراسیون به سرزمین اصلی کانادا متصل است. داستان «آنشرلی در گرین گیبلز»، درباره همین ایالت P.E.I. است که توسط لوسی مود مونتگمری، نوشته شده است؛ یک داستان بسیار دوست داشتنی در مورد ماجراهای یک دختر کوچک یتیم با موهای قرمز است که نامش آنشرلی است.

Nova Scotia

Nova Scotia is the most populous Atlantic Province, with a rich history as the gateway to Canada. Known for the world’s highest tides in the Bay of Fundy, the province’s identity is linked to shipbuilding, fisheries and shipping. As Canada’s largest east coast port, deep-water and ice-free, the capital, Halifax, has played an important role in Atlantic trade and defence and is home to Canada’s largest naval base. Nova Scotia has a long history of coal mining, forestry and agriculture. Today there is also off-shore oil and gas exploration. The province’s Celtic and Gaelic traditions sustain a vibrant culture. Nova Scotia is home to over 700 annual festivals, including the spectacular military tattoo in Halifax.


ایالت نوا اسکوشیا پرجمعیت ترین ایالت در حوزه اقیانوس اطلس است. این ایالت با تاریخ غنی اش دروازه ورود به کانادا محسوب می شود. این ایالت به داشتن بالاترین جزر و مد جهان در خلیج فاندی معروف است. هویت این استان به کشتی سازی، شیلات و حمل و نقل مرتبط گره خورده است. به عنوان بزرگ ترین بندر کانادا در ساحل شرقی، این منطقه به آب عمیق و یخچال های آزاد نیز دسترسی دارد. پاتیخت این ایالت هالیفاکس بوده که نقش مهمی در تجارت و دفاع از میهن ایفا کرده است و به علاوه بزرگ ترین پایگاه دریایی کانادا هم هست. این استان دارای سابقه ای طولانی در معادن زغال سنگ، جنگلداری و کشاورزی است. امروزه خارج از مناطق ساحلی این ایالت نیز نفت و گاز یافت می شود. سنت های سلتیک و اسکاتلندی این ایالت، فرهنگ پرجنب وجوشی را به وجود آورده است. نوا اسکوشیا میزبان بیش از ۷۰۰ جشنواره سالانه، از جمله جشنواره شکوهمند خال کوبی های نظامی در هالیفاکس است.

New brunswick

Situated in the Appalachian Range, the province was founded by the United Empire Loyalists and has the second largest river system on North America’s Atlantic coastline, the St. John River system. Forestry, agriculture, fisheries, mining, food processing and tourism are the principal industries. Saint John is the largest city, port and manufacturing centre; Moncton is the principal Francophone Acadian centre; and Fredericton, the historic capital. New Brunswick is the only officially bilingual province, and about one-third of the population lives and works in French. The province’s pioneer Loyalist and French cultural heritage and history come alive in street festivals and traditional music.


این ایالت در محدوده آپالاچی واقع شده است. این ایالت توسط وفاداران به امپراتوری متحده تأسیس شده و دارای دومین سیستم بزرگ رودخانه ای (سیستم رودخانه سنت جان) در خط ساحلی اقیانوس اطلس در شمال آمریکاست. جنگل داری، کشاورزی، شیلات، معدن، فرآوری مواد غذایی و گردشگری صنایع اصلی این ایالت هستند. سنت جان بزرگ ترین شهر این ایالت بوده و بندر و مرکز تولید آن هم هست. مانکتون مرکز اصلی فرانسوی زبان های آکادین است. فردریکتون نیز پایتخت تاریخی نیوبرانزویک به شمار می رود. این ایالت تنها مکانی ست که به صورت همزمان از دو زبان در آن استفاده می شود. حدود یک سوم از جمعیت آن به زبان فرانسوی صحبت می کنند. وفاداری شدید ایالتی و میراث فرهنگی فرانسوی در فستیوال های خیابانی و موسیقی سنتی این مردم به چشم می خورد.


More than half the people in Canada live in cities and towns near the Great Lakes and the St. Lawrence River in southern Quebec and Ontario, known as Central Canada and the industrial and manufacturing heartland. Southern Ontario and Quebec have cold winters and warm humid summers. Together, Ontario and Quebec produce more than three-quarters of all Canadian manufactured goods.

کانادای مرکزی

بیش از نیمی از مردم کانادا در شهرستان ها و شهرهای نزدیک به دریاچه های بزرگ و رودخانه سنت لارنس در جنوب کبک و انتاریو زندگی می کنند. این مناطق به عنوان کانادای مرکزی و قلب صنعتی کشور محسوب می شود. جنوب انتاریو و کبک دارای زمستان های سرد و تابستان های گرم و مرطوب است. انتاریو و کبک روی هم رفته تولید بیش از سه چهارم از کالاهای کانادا را برعهده دارند.


Nearly eight million people live in Quebec, the vast majority along or near the St. Lawrence River. More than three-quarters speak French as their first language. The resources of the Canadian Shield have helped Quebec to develop important industries, including forestry, energy and mining. Quebec is Canada’s main producer of pulp and paper. The province’s huge supply of fresh water has made it Canada’s largest pharmaceuticals and aeronautics. Quebec films, music, literary works and food have international stature, especially in La Francophonie, an association of French-speaking nations. Montreal, Canada’s second largest city and the second largest mainly French-speaking city in the world after Paris, is famous for its cultural diversity.


نزدیک به هشت میلیون نفر در کبک زندگی می کنند؛ اکثریت قریب به اتفاق این جمعیت، نزدیکی رودخانه سنت لارنس را برای زندگی برگزیده اند. بیش از سه چهارم آن ها زبان فرانسوی را به عنوان زبان اول خود می دانند. حضور منابع کلیدی کانادا در کبک به توسعه صنایع مهم، از جمله جنگل داری، انرژی و معدن این ایالت کمک فراوانی کرده است. کبک تولید کننده اصلی کانادا در زمینه کاغذ و خمیر کاغذ است. این ایالت دارای منبع عظیم آب شیرین و بزرگ ترین تولید کننده کانادا در حوزه نیروهای برق آبی است. ساکنان کبک در صنایع حیاتی همچون صنایع داروسازی و صنایع هوانوردی بسیار پیشرو هستند. کبک در زمینه فیلم، موسیقی، آثار ادبی و مواد غذایی حرف هایی در سطح بین المللی برای گرفتن دارد؛ به طور خاص موسسه Ia francophone که انجمنی برای فرانسوی زبانان است، خدمات زیادی را در زمینه هنر ارائه می کند. مونترال، دومین شهر بزرگ در کانادا و دومین شهر بزرگ فرانسوی زبان در جهان پس از پاریس است که به دلیل تنوع فرهنگی بی نظیر خود معروف شده است.


At more than 12 million, the people of Ontario make up more than one-third of Canadians. The large and culturally diverse population, natural resources and strategic location contribute to a vital economy. Toronto is the largest city in Canada and the country’s main financial centre. Many people work in the service or manufacturing industries, which produce a large percentage of Canada’s exports. The Niagara region is known for its vineyards, wines and fruit crops. Ontario farmers raise dairy and beef cattle, poultry, and vegetable and grain crops. Founded by United Empire Loyalists, Ontario also has the largest Frenchspeaking population outside of Quebec, with a proud history of preserving their language and culture. There are five Great Lakes located between Ontario and the United States: Lake Ontario, Lake Erie, Lake Huron, Lake Michigan (in the U.S.A.) and Lake Superior, the largest freshwater lake in the world.


بیش از ۱۲ میلیون نفر، در انتاریو زندگی می کنند؛ این عدد بیش از یک سوم جمعیت کانادایی ها را شامل می شود. جمعیت بزرگ و با تنوع عظیم فرهنگی، منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک به اقتصاد حیاتی این شهر کمک می کند.
تورنتو بزرگ ترین شهر در کانادا و مهم ترین مرکز مالی کشور است. بسیاری از مردم در زمینه خدمات و یا تولید صنعتی مشغول به کار هستند که در مجموع به تولید درصد زیادی از صادرات کانادا منجر می شود. منطقه نیاگارا به تاکستان های خود معروف است که در تولید شراب و محصولات دیگری (برپایه میوه) کمک می کند. کشاورزان انتاریو به پرورش حیوانات اهلی و تولید گوشت، لبنیات، طیور، سبزیجات، دانه های روغنی و محصولات دیگر می پردازند. این ایالت توسط وفاداران امپراتوری متحده تأسیس شد. انتاریو همچنین دارای بیشترین تعداد افراد فرانسوی زبان بعد از کبک است که این افراد هم با افتخار برای حفظ زبان و فرهنگ خود می کوشند. پنج دریاچه بزرگ که در بین انتاریو و ایالات متحده واقع شده اند: دریاچه انتاریو، دریاچه ایری، دریاچه هرن، دریاچه میشیگان (در ایالات متحده) و دریاچه سوپریور که بزرگ ترین دریاچه با آب شیرین در جهان است.

The pRAiRie pROViNCeS

Manitoba, Saskatchewan and Alberta are the Prairie Provinces, rich in energy resources and some of the most fertile farmland in the world. The region is mostly dry, with cold winters and hot summers.

ایالت های پرایری

مانتیوبا، ساسکاچوان و آلبرتا ایالت های پرایری را تشکیل می دهند که سرشار از منابع انرژی و بخشی از حاصل خیزترین زمین های کشاورزی در جهان هستند. این منطقه عمدتاً خشک، با زمستان های سرد و تابستان های گرم است.


Manitoba’s economy is based on agriculture, mining and hydro-electric power generation. The province’s most populous city is Winnipeg, whose Exchange District includes the most famous street intersection in Canada, Portage and Main. Winnipeg’s French Quarter, St. Boniface, has Western Canada’s largest Francophone community at 45,000. Manitoba is also an important centre of Ukrainian culture, with 14% reporting Ukrainian origins, and the largest Aboriginal population of any province, at over 15%.


اقتصاد مانتیوبا بر پایه کشاورزی، معدن و تولید نیروهای برق آبی متمرکز است. پرجمعیت ترین شهر در این ایالت وینیپگ نام دارد که بیشترین تجارت و مبادلات خیابانی در کانادا را می توان در این منطقه شاهد بود. حمل و نقل و لوله کشی های عظیم، محله فرانسوی وینیپگ، مهمانخانه و رستوان ها در کنار هم، بزرگ ترین جامعه فرانسوی زبان در غرب کانادا را با بیش از ۴۵ هزار نفر جمعیت تشکیل می دهد. منیتوبا یک مرکز مهم با فرهنگ اوکراینی است؛ ۱۴ % جمعیت این منطقه اصالت اوکراینی دارند و بزرگ ترین جمعیت بومی (در میان ایالت ها) با بیش از ۱۵ % از جمعیت کل بومیان را دارند.


Saskatchewan, once known as the “breadbasket of the world” and the “wheat province,” has 40% of the arable land in Canada and is the country’s largest producer of grains and oilseeds. It also boasts the world’s richest deposits of uranium and potash, used in fertilizer, and produces oil and natural gas. Regina, the capital, is home to the training academy of the Royal Canadian Mounted Police. Saskatoon, the largest city, is the headquarters of the mining industry and an important educational, research and technology centre.


ساسکاچوان، به نام «سبد نان جهان» و نیز «ایالت گندم» معروف است. این ایالت دارای ۴۰ % از زمین های زراعی در کل کانادا و بزرگ ترین تولید کننده غلات و دانه های روغنی در کشور است. این ایالت بیشترین ذخایر اورانیوم و پتاس در جهان داراست و منابع نفت و گاز طبیعی فراوانی دارد. رجینا، پایتخت این ایالت، محل آموزش پلیس سواره نظام سلطنتی کاناداست. ساسکاچوان، بزرگ ترین شهرستان این ایالت، پایگاه اصلی صنعت و معدن این کشور و نیز یک مرکز آموزشی در زمینه تحقیقات و فناوری است.


Alberta is the most populous Prairie province. The province, and the world-famous Lake Louise in the Rocky Mountains, were both named after Princess Louise Caroline Alberta, fourth daughter of Queen Victoria. Alberta has five national parks, including Banff National Park, established in 1885. The rugged Badlands house some of the world’s richest deposits of prehistoric fossils and dinosaur finds. Alberta is the largest producer of oil and gas, and the oil sands in the north are being developed as a major energy source. Alberta is also renowned for agriculture, especially for the vast cattle ranches that make Canada one of the world’s major beef producers.


آلبرتا پرجمعیت ترین ایالت در منطقه دشت خیز پرایری است. این ایالت و دریاچه مشهور آن یعنی لوئیس که در کوه های راکی قرار دارد، هر دو به یادبود شاهزاده خانم، لوئیس کارولین آلبرتاف، چهارمین دختر ملکه ویکتوریا نام گذاری شده اند. آلبرتا دارای پنج پارک ملی، از جمله پارک ملی بنف، (تأسیس در سال ۱۸۸۵ میلادی) است. مناطق صعب العبور کوهستانی ناهموار، محل اکتشاف بسیاری از سرمایه های مدفون تاریخ جهان از جمله فسیل های ماقبل تاریخ و بازمانده دایناسورهاست. آلبرتا بزرگ ترین تولید کننده نفت و گاز در این کشور است و ماسه های نفتی در شمال آن نیز به عنوان یک منبع انرژی محسوب می شوند. آلبرتا همچنین به خاطر کشاورزی و گاورداری ها مشهور است. کانادا از تولیدکنندگان عمده گوشت گاو در جهان محسوب می شود.


British Columbia is known for its majestic mountains and as Canada’s Pacific gateway. The Port of Vancouver, Canada’s largest and busiest, handles billions of dollars in goods traded around the world. Warm airstreams from the Pacific Ocean give the B.C. coast a temperate climate.

ساحل غربی

بریتیش کلمبیا بیشتر به خاطر کوه ها و به عنوان دروازه صلح کانادا شناخته می شود. بندر ونکوور، بزرگ ترین و شلوغ ترین بندر کاناداست که میلیاردها دلار از کالاهای جهان در اطراف آن معامله می شوند. جریان آب و هوای گرم از اقیانوس آرام باعث شده است تا این منطقه دارای آب و هوای معتدل باشد.

british Columbia

British Columbia (B.C.), on the Pacific coast, is Canada’s westernmost province, with a population of four million. The Port of Vancouver is our gateway to the Asia-Pacific. About one-half of all the goods produced in B.C. are forestry products, including lumber, newsprint, and pulp and paper products—the most valuable forestry industry in Canada. B.C. is also known for mining, fishing, and the fruit orchards and wine industry of the Okanagan Valley. B.C. has the most extensive park system in Canada, with approximately 600 provincial parks. The province’s large Asian communities have made Chinese and Punjabi the most spoken languages in the cities after English. The capital, Victoria, is a tourist centre and headquarters of the navy’s Pacific fleet.

بریتیش کلمبیا

بریتیش کلمبیا (به اختصار B.C.)، در ساحل اقیانوس آرام واقع شده و یکی از ایالت های غربی کاناداست؛ این منطقه جمعیت چهار میلیون نفری دارد. بندر ونکوور دروازه ارتباط ما با آسیا و اقیانوس آرام است. حدود نیمی از تمام کالاهای تولید شده در بریتیش کلمبیا را محصولات جنگلی تشکیل می دهد؛ محصولاتی از جمله چوب، کاغذ، کاغذ کاهی، خمیر سلولوزی و سایر محصولات وابسته به کاغذ.
بریتیش کلمبیا برای استخراج معادن، ماهی گیری، باغ های میوه و صنعت شراب، خود (در دره اوکاناگان) شناخته شده است. بریتیش کلمبیا وسیع ترین سیستم پارکی در کانادا را با حدود ۶۰۰ پارک ایالتی دارد. جوامع آسیایی بزرگی نیز در این ایالت به چشم می خورند که اغلب بعد از زبان انگلیسی به زبان چینی و پنجابی صحبت می کنند. پایتخت این ایالت ویکتوریاست که به یک مرکز توریستی و مقر ناوگان نیروی دریایی اقیانوس آرام بدل شده است.


The Northwest Territories, Nunavut and Yukon contain one-third of Canada’s land mass but have a population of only 100,000. There are gold, lead, copper, diamond and zinc mines. Oil and gas deposits are being developed. The North is often referred to as the “Land of the Midnight Sun” because at the height of summer, daylight can last up to 24 hours. In winter, the sun disappears and darkness sets in for three months. The Northern territories have long cold winters and short cool summers. Much of the North is made up of tundra, the vast rocky Arctic plain. Because of the cold Arctic climate, there are no trees on the tundra and the soil is permanently frozen. Some continue to earn a living by hunting, fishing and trapping. Inuit art is sold throughout Canada and around the world.

سرزمین های شمالی

سرزمین های شمال غربی، نوتاووت و یوکان در مجموع یک سوم از وسعت کانادا را تشکیل داده ولی تنها، جمعیت ۱۰۰ هزار نفری در این ناحیه زندگی می کنند. طلا، سرب، مس، الماس و روی از جمله معادن موجود در این منطقه هستند. در این منطقه ذخایر نفت و گاز در حال توسعه روزافزون هستند. شمال با نام «سرزمین آفتاب نیمه شب» هم شناخته می شود؛ در این منطقه، در اوج تابستان، نور آفتاب تا ساعت ۲۴ نیمه شب قابل مشاهده است. در فصل زمستان، خورشید ناپدید شده و تاریکی حدود سه ماه برهمه جا چیره می شود. سرزمین شمالی دارای زمستان های سرد و طولانی و تابستان های خنک کوتاه است. بخش عمده ای از سرزمین های شمالی سرشار از تندراها است؛ سرزمین هایی پهناور پوشیده شده با یخچال های صعب العبور. از آنجا که آب و هوای سدر قطبی در شمال مشاهده می شود، لذا در تندراها هیچ درختی وجود ندارد و خاک نیز همیشه منجمد است. برخی همچنان در این منطقه زندگی می کنند و به کارهایی از جمله شکار، ماهی گیری و تله گذاری برای شکارهایشان مشغول اند. صنایع دستی اینویت در سراسر کانادا و سراسر جهان فروخته می شوند.


Thousands of miners came to the Yukon during the Gold Rush of the 1890s, as celebrated in the poetry of Robert W. Service. Mining remains a significant part of the economy. The White Pass and Yukon Railway opened from Skagway in neighbouring Alaska to the territorial capital, Whitehorse, in 1900 and provides a spectacular tourist excursion across precipitous passes and bridges. Yukon holds the record for the coldest temperature ever recorded in Canada (-63°C).


هزاران نفر از کارگران معدن در دوره ای به نام «یورش طلا» در دهه ۱۸۹۰ میلادی به یوکان آمدند. این موضوع در شعر رابرت دبلیوسروایس نیز مورد اشاره قرار گرفته است. هنوز هم معادن بخش قابل توجهی از اقتصاد هستند. مسیر سفید و راه آهن یوکان، منطقه اسکاگوی در آلاسکا تا اراضی داخلی را به یکدیگر متصل کرده است. اسب سفید نیز در سال ۱۹۰۰ افتتاح شد و گردشگری و بازدید از مناطق دیدنی و جذاب این منطقه را فراهم می کند. یوکان رکورد سردترین دما در تاریخ کانادا را نیز ثبت کرده است (منفی ۶۳ درجه سانتی گراد).

کوه لوگان، واقع در یوکان، بلندترین کوه در کاناداست. این نام به افتخار سر ویلیام لوگان زمین شناس مشهور (متولد سال ۱۷۹۸ میلادی در مونترال) انتخاب شده است. پدر و مادر او از مهاجران اسکاتلندی بودند. لوگان سازمان زمین شناسی کانادا را طی سال های ۱۸۴۲ – ۱۸۶۹ میلادی تأسیس کرد و بدین لحاظ یکی از بزرگ ترین دانشمندان کانادا محسوب می شود.

Northwest Territories

The Northwest Territories (N.W.T.) were originally made up in 1870 from Rupert’s Land and the NorthWestern Territory. The capital, Yellowknife (population 20,000), is called the “diamond capital of North America.” More than half the population is Aboriginal (Dene, Inuit and Métis). The Mackenzie River, at 4,200 kilometres, is the second-longest river system in North America after the Mississippi and drains an area of 1.8 million square kilometres.

سرزمین های شمال غربی

سرزمین های شمال غربی (N.W.T) در واقع در سال ۱۸۷۰ میلادی از زمین های روپرت و قلمروی شمال غرب تشکیل شد. پایتخت این منطقه یلونایف (با جمعیت بیست هزار نفری) است و به «پاتیخت الماس شمال آمریکا» معروف است. بیش از نیمی از جمعیت آن را نیز بومیان (با قومیت دنه، اینویت و متیس) تشکیل می دهند. رودخانه مکنزی با طول ۴۲۰۰ کلیومتر، دومین و طولانی ترین رودخانه در شمال آمریکا پس از می سی سی پی است و به فضایی به وسعت ۸/۱ میلیون کیلومتر مربع آب رسانی می کند.


Nunavut, meaning “our land” in Inuktitut, was established in 1999 from the eastern part of the Northwest Territories, including all of the former District of Keewatin. The capital is Iqaluit, formerly Frobisher Bay, named after the English explorer Martin Frobisher, who penetrated the uncharted Arctic for Queen Elizabeth I in 1576. The 19-member Legislative Assembly chooses a premier and ministers by consensus. The population is about 85% Inuit, and Inuktitut is an official language and the first language in schools.


نوناووت، به معنی «سرزمین ما» در زبان اینکتیتوت است. این سرزمین در سال ۱۹۹۹ میلادی از بخش شرقی سرزمین های شمال غربی از جمله منطقه سابق کوینتاون جدا شد. پایتخت این ایالت، ایکالویت است که قبلاً به نام خلیج فروبیشر معروف بود. این خلیج به یاد کاوشگر انگلیسی به نام مارتین فروبیشر نام گذاری شد که از جانب ملکه الیزابت اول در سال ۱۵۷۶ میلادی برای اولین بار به مناطق قطب شمال رفته و نقشه آن را ترسیم کرده است. پارلمان ۱۹ نفره، نخست وزیر و وزرا را با اجماع انتخاب می کند. حدود ۸۵ % از جمعیت این منطقه را مردمان اینویت تشکیل داده و زبان رسمی آن ها اینکتیتوت است که در مدارس نیز از به عنوان زبان اول استفاده می شود.

The Canadian Rangers

Canada’s vast North brings security and sovereignty challenges. Dealing with harsh weather conditions in an isolated region, the Canadian Rangers, part of the Canadian Forces Reserves (militia), play a key role. Drawing on indigenous knowledge and experience, the Rangers travel by snowmobile in the winter and all-terrain vehicles in the summer from Resolute to the Magnetic North Pole, and keep the flag flying in Canada’s Arctic.

رنجرهای کانادایی

قریب به اتفاق نواحی شمال کانادا با چالش های امنیتی و سلطنتی روبه رو هستند. برخورد با شرایط آب و هوایی سخت در منطقه ای دور افتاده، باعث شده است که برخی از رنجرهای کانادایی در قالب نیروهای نیابتی کانادایی (شبه نظامیان)، در این منطقه نقش کلیدی را ایفا کنند. با در نظر داشتن دانش و تجربه بومی، رنجرها اغلب از اسنوموبایل ها (اتومبیل های برفی) در زمستان و وسایل نقلیه بومی در تابستان استفاده می کنند. بدین ترتیب آن ها در همه جا حتی در قطب شمال نیز پرچم کانادا را بر افراشته نگه می دارند.

چپ به راست) ۱- یک پسر اینویتی در سانیکیلواک، نوناووت، در حال استفاده از یک تفنگ ساچمه ای برای شکار پرندگان ۲- کاری بو (گوزن) که شکار محبوب این منطقه و نمادی از شمال کاناداست.

Study Questions

One of the basic requirements of citizenship is to demonstrate that you have adequate knowledge of Canada. The citizenship test is used to assess your knowledge of Canada and the rights and responsibilities of being a citizen in Canada.
All the citizenship test questions are based on information provided in this study guide. You will be asked about facts and ideas presented in the guide.

The questions below are similar to the questions that are found on the citizenship test. Use these questions to prepare for your test. All the answers can be found in this study guide.

سوالات آزمون

یکی از نیازهای اساسی در پذیرش شما جهت شهروندی، این است که ثابت کنید دانش کافی از کانادا را دارید. آزمون شهروندی برای ارزیابی دانش شما از کانادا و حقوق و مسئولیت های یک شهروند در کانادا برگزار می شود.همه سوالات آزمون شهروندی براساس اطلاعات ارائه شده در این کتاب راهنما خواهد بود. از شما درخواست می شود که حقایق و ایده های ارائه شده در این کتاب راهنما را به خوبی مطالعه کرده و به سوالات پاسخ دهید.

سوالات زیر نمونه ای از سوالات مورد استفاده در آزمون شهروندی است. استفاده از این پرسش ها برای آمادگی در آزمون به شما کمک خواهد کرد. پاسخ به هه این سوالات را می توان در این کتاب راهنما جست وجو کرد.

What are three responsibilities of citizenship?

  • a) Being loyal to Canada, recycling newspapers, serving in the navy, army or air force.
  • b) Obeying the law, taking responsibility for oneself and one’s family, serving on a jury.
  • c) Learning both official languages, voting in elections, belonging to a union.
  • d) Buying Canadian products, owning your own business, using less water.

سه مورد از مسئولیت های شهروندی در کدام گزینه آمده است؟

  • الف) به کانادا وفادار باشیم، روزنامه ها را بازیافت کنیم و به نیروی دریایی، ارتش و یا نیروهای هوایی خدمت کنیم.
  • ب) اطلاع از قانون، برعهده گرفتن مسئولیت خود و خانواده، حضور در دادگاه در صورت نیاز.
  • ج) یادگیری هر دو زبان رسمی، شرکت در انتخابات، عضویت در یک اتحادیه.
  • د) خرید محصولات کانادایی، داشتن کسب وکار شخصی، استفاده از آب کمتر.

What is the meaning of the Remembrance Day poppy?

  • a) To remember our Sovereign, Queen Elizabeth II.
  • b) To celebrate Confederation.
  • c) To honour prime ministers who have died.
  • d) To remember the sacrifice of Canadians who have served or died in wars up to the present day.

معنی روز یابود کوکنار چیست؟

  • الف) باید این را به یاد داشته باشید پادشاه ما، ملکه الیزابت دوم است.
  • ب) برای جشن گرفتن کنفدراسیون.
  • ج) به افتخار نخست وزیری که فوت کرده است.
  • د) به خاطر داشتن قرباینان کانادایی که در جنگ های انجام شده تا به امروز خدمت کرده و برخی از آن ها نیز جان خانه اند.

how are members of parliament chosen?

  • a) They are appointed by the United Nations.
  • b) They are chosen by the provincial premiers.
  • c) They are elected by voters in their local constituency (riding).
  • d) They are elected by landowners and police chiefs.

چگونه اعضای پارلمان انتخاب می شوند؟

  • لف) آن ها توسط سازمان ملل متحد منصوب می شوند.
  • ب) آن ها توسط فرماندار استان انتخاب می شوند.
  • ج) آن ها توسط رأی دهندگان در حوزه های محلی خود (حوزه انتخابی) انتخاب می شوند.
  • د) آن ها توسط زمین داران و رئیس پلیس انتخاب می شوند.


  • Name two key documents that contain our rights and freedoms.
  • Identify four (4) rights that Canadians enjoy.
  • Name four (4) fundamental freedoms that Canadians enjoy.
  • What is meant by the equality of women and men?
  • What are some examples of taking responsibility for yourself and your family?
  • Who were the founding peoples of Canada?
  • Who are the Métis?
  • What does the word “Inuit” mean?
  • What is meant by the term “responsible government”?
  • Who was Sir Louis-Hippolyte La Fontaine?
  • What did the Canadian Pacific Railway symbolize?
  • What does Confederation mean?
  • What is the significance of the discovery of insulin by Sir Frederick Banting and Charles Best?
  • What does it mean to say that Canada is a constitutional monarchy?
  • What are the three branches of government?
  • What is the difference between the role of the Queen and that of the Prime Minister?
  • What is the highest honour that Canadians can receive?
  • When you go to vote on election day, what do you do?
  • Who is entitled to vote in Canadian federal elections?
  • In Canada, are you obliged to tell other people how you voted?
  • After an election, which party forms the government?
  • Who is your member of Parliament?
  • What are the three levels of government?
  • What is the role of the courts in Canada?
  • In Canada, are you allowed to question the police about their service or conduct?
  • Name two Canadian symbols.
  • What provinces are referred to as the Atlantic Provinces?
  • What is the capital of the province or territory that you live in?

نمونه های دیگری از سوالات آزمون

  • نام دو سند و مدرک که حاوی حقوق و آزادی های ما هستند را بگویید.
  • بیان چهار مورد از حقوق هر شهروند کانادایی.
  • نام چهار مورد از آزادی های اساسی هر شهروند کانادایی.
  • معنای برابری زنان و مردان چیست.
  • چند نمونه از برعهده گرفتن مسئولیت خود و خانواده را نام ببرید.
  • نخسین مردم پیدا شده در کانادا چه کسانی بودند؟
  • متیس چه کسانی هستند؟
  • معنی کلمه «اینویت» چیست؟
  • معنای اصطلاح «دولت مسئول» چیست؟
  • سرلویی هیپولیت لافتونتن چه کسی بود؟
  • راه آهن کانادا به اقیانوس آرام مظهر چیست؟
  • معنی کنفدراسیون چیست؟
  • اهمیت کشف انسولین توسط سر فردریک بانتین و چارلز بست در چیست؟
  • اینکه می گویند که کانادا یک سلطنت مشروطه است به چه معناست؟
  • سه شاخه دولت چیست؟
  • چه تفاوتی بنی نقش ملکه و نخست وزیر وجود دارد؟
  • بالاترین نشان افتخاری که کانادایی ها می توانند دریافت کنند چیست؟
  • برای رأی دادن در روز انتخابات، چه کار باید بکنید؟
  • چه کسانی می توانند در انتخابات فدرال کانادا شرکت کرده و رأی بدهند؟
  • آیا در کانادا، شما ملزم هستید که به افراد دیگر رأی خود را اعلام کنید؟
  • پس از انتخابات، کدام حزب دولت را تشکیل می دهد؟
  • نماینده شما در پارلمان چه کسی است؟
  • سه سطح دولتی را نام ببرید؟
  • نقش دادگاه در کانادا چیست؟
  • آیا در کانادا، شما مجاز هستید که از پلیس در مورد خدمات و یا وظایف آن ها سوال کنید؟
  • نام دو نماد کانادایی را بیان کنید؟
  • چه ایالت هایی به عنوان ایالت های آتلانتیک شناخته می شود؟
  • پایتخت ایالت و یا منطقه ای که شما در آن زندگی می کنید، کجاست؟

For More Informatio

Canadian Citizenship

Obtain citizenship application information and take advantage of the many resources that are available.
By telephone
Call Centre Number For all areas within Canada, call (toll-free).
Visit the Citizenship and Immigration website at Discover Canada can be downloaded from this website.
Citizenship classes
Contact schools and colleges in your area.
Go to your local library or community centre.
Contact local settlement agencies or ethnocultural associations.

کسب اطلاعات بیشتر

شهروندی کانادا

  • اطلاعات درخواست شهروندی را مرور کرده و همچنین از بسیاری از منابعی که در دسترس شما هستند بهره مند شوید.
  • شرکت در کلاس های شهروندی
  • تماس با مدارس و کالج های موجود در منطقه خود
  • مراجعه به کتابخانه و یا مراکز اجتماعی در محله خود
  • تماس با سازمان های استقرار محلی و یا انجمن های قومی – فرهنگی


Ask a librarian to help you find books and videos about Canada. You could begin by asking for these books:

The Canada Yearbook
(published by Statistics Canada)
Canada: A Portrait
(published by Statistics Canada)
How Canadians Govern Themselves
(written by Eugene Forsey. It can be found
online at the Library of Parliament at
The Canadian Encyclopedia
(including The Youth Encyclopedia of Canada)
The Story of Canada
(written by Janet Lunn and Christopher Moore,
published by Lester Publishing Ltd.)
Symbols of Canada
(published by Canadian Heritage)
A Crown of Maples
(published by Canadian Heritage)
Canada: A People’s History
(Canadian Broadcasting Corporation)
Canada’s History
(published by Canada’s National History
Kayak: Canada’s History Magazine for Kids
(published by Canada’s National History Society)


از کتابدار کتابخانه بخواهید تا در پیدا کردن مطالب موجود در کتاب و ویدئوهایی در مورد کانادا، به شما کمک کند. شما می توانید برای شروع کتاب های پایین را درخواست دهید.

The Canada Yearbook
(published by Statistics Canada)
Canada: A Portrait
(published by Statistics Canada)
How Canadians Govern Themselves
(written by Eugene Forsey. It can be found
online at the Library of Parliament at
The Canadian Encyclopedia
(including The Youth Encyclopedia of Canada)
The Story of Canada
(written by Janet Lunn and Christopher Moore,
published by Lester Publishing Ltd.)
Symbols of Canada
(published by Canadian Heritage)
A Crown of Maples
(published by Canadian Heritage)
Canada: A People’s History
(Canadian Broadcasting Corporation)
Canada’s History
(published by Canada’s National History
Kayak: Canada’s History Magazine for Kids
(published by Canada’s National History


You can obtain information about Canada by telephone or on the Internet:

– TTY (toll-free)
The Government of Canada website contains information about many government programs
and services. It can be found at

برنامه ها و خدمات فدرالی

شما می توانید اطلاعاتی را در مورد کانادا از طریق تلفن یا اینترنت نیز به دست آورید:

موارد ذکر شده…
دولت کانادا وب سایتی را طراحی کرده که شامل اطلاعاتی در مورد بسیاری از برنامه ها و خدمات دولتی است. شما می توانید این اطلاعات را در آدرس زیر مشاهده کنید:

Other websites of interest that provide information on topics found in this guide

About Canada
The Crown and the Governor General
Canadian Heritage
Atlas of Canada
Teachers and Youth Corner
Parks Canada
Institute for Canadian Citizenship
The Historica-Dominion Institute
The Canadian Experience—A Civic Literacy Project for the New Mainstream
Canadian history
Canadian Confederation index-e.html
Confederation for Kids kids/index-e.html
First Among Equals: The Prime Minister in Canadian Life and Politics
Virtual Museum of Canada
Canadian War Museum
Canadian Black History
Military history and Remembrance
A Day of Remembrance
Heroes and Poppies –An Introduction to RemembranceAvailable in hard copy version only. Order at:
Canada Remembers
Historical booklets
Parliament of Canada
I Can Vote!
Canada’s System of Justice
Geography Quizzes
for a “Greener” Canada
Sustainable Development
Being Energy Efficient
Getting involved
Volunteer Canada
Volunteer Opportunities Related to the
Travel in Canada
Newfoundland and Labrador
Prince Edward Island
Nova Scotia
New Brunswick
British Columbia
Northwest Territories
Yukon Territory

وب سایت های دیگری که در ارائه اطلاعات با موضوعات مختلف (بیان شده در این راهنما) به شما کمک خواهند کرد به شرح زیر است:

درمورد کانادا
سلطنت و فرمانداری کل:
میراث کانادایی:
اطلس کانادا:
آموزش و پرورش و جوانان:
پارک های کانادا:
موسسات شهروندی در کانادا:
موسسات تاریخی – سلطنتی:
تجربه کانادایی/ پروژه سوادآموزی به افراد با معلولیت ذهنی:
درباره تاریخ کانادا
کنفدراسیون کانادا:
کندراسیون کودکان:
برای اولین بار: نخست وزیر در زندگی و سیاست کانادایی:
موزه مجازی کانادا:
موزه جنگ کانادا:
عقبه تاریخ کانادا: museum/main.asp
درباره تاریخ نظامی و یادبود
روز یادبود:
قهرمانان و کوکنار – مقدمه ای بریادمان:
Available in hard copy version only. Order at:
یادمان کانادا:
کتابچه های تاریخی:
درباره دولت کانادا
پارلمان کانادا:
من می توانم رأی بدهم:

درباره جغرافیای کانادا
دانستی های جغرافیایی:
کانادا برای تازه ورادان
توسعه پایدار:
کارآمد بودن:
درباره خدمات اجتماعی کانادا
داوطبین کانادا:
داوطلبین فرصت های مربوط به محیط زیست:
سفر به کانادا
نیوفاندلند و لابرادرو:
جزیره پرنس ادوارد:
نوا اسکوشیا:
بریتیش کلمبیا:
سرزمین های شمال غربی:

پل کنفدراسیون که ایالات نیوبرانزویک را به جزیره پرنس ادوارد متصل می کند. در حدود ۱۳ کیلومتر پل است که طولانی ترین پل عبوری از روی آب در جهان محسوب می شود و در زمستان ها نیز این آب یخ می بندد.



  • Canada’s National History Society
  • Fédération des communautés francophones
  • et acadienne du Canada (FCFA)
  • The Historica-Dominion Institute
  • Institute for Canadian Citizenship

تشکر و قدردانی

سازمان ها

  • انجمن تاریخ ملی کانادا
  • فدراسیون جوامع فرانسوی زبان و سایر همکاران در کانادا (FCFA)
  • موسسه تاریخی – سلطنتی
  • موسسه شهروندی کانادا



Dr. Janet Ajzenstat
Mr. Curtis Barlow
Dr. Randy Boyagoda
Mr. Marc Chalifoux
General John de Chastelain
The Rt. Hon. Adrienne Clarkson
Mr. Andrew Cohen
Mr. Alex Colville
Ms. Ann Dadson
Dr. Xavier Gélinas
Dr. Jack Granatstein
Mr. Rudyard Griffiths
Dr. Lynda Haverstock
Dr. Peter Henshaw
Dr. D. Michael Jackson
Senator Serge Joyal
Dr. Margaret MacMillan
Dr. Christopher McCreery
Mr. James Marsh
Fr. Jacques Monet, SJ
Dr. Jim Miller
Ms. Deborah Morrison
Dr. Desmond Morton
Mr. Bernard Pothier
Mr. Colin Robertson
Dr. John Ralston Saul

Memorable Quotes

نقل قول های به یادماندنی

For here [in Canada],
I want the marble to remain the marble;
the granite to remain the granite;
the oak to remain the oak;
and out of these elements,
I would build a nation great
among the nations of the world.

Sir Wilfrid Laurier
7th Prime Minister of Canada
July 11, 1896 – October 6, 1911

برای اینجا [یعنی کانادا]، من می خواهم ممر
کماکان مرمر باقی بماند، گرانیت کماکان
گرانیت باشد، بلوط همواره بلوط باشد، و
جدای از این عناصر، من می خواستم یک
ملت بزرگ بسازم که در میان ملت جهان
بزرگ باقی بماند.

سرویلفرد لوریر
هفتمین نخست وزیر کانادا
۱۱ جولای ۱۸۹۶ الی ۶ اکتبر ۱۹۱۱

I am a Canadian, a free Canadian,
free to speak without fear, free to worship in my own way,
free to stand for what I think right,
free to oppose what I believe wrong,
or free to choose those who shall govern my country.
This heritage of freedom I pledge to uphold
for myself and all mankind.

John Diefenbaker
13th Prime Minister of Canada
June 21, 1957 – April 22, 1963

من از کانادا هستم، یک کانادایی آزاد،
آزاد در صحبت بدون ترس، آزاد عبادت به دین خودم،
آزاد به حمایت از آنچه من فکر می کنم حق است.،
آزاد به مخالفت با آنچه به اعتقاد من اشتباه است،
و نیز آزاد به انتخاب اینکه چه کسی باید در کشور من
حکومت کند. این میراث آزادی است.
من تعهد به حمایت از این آزادی برای خود و برای بشریت دارم.»

جان دیفن بیکر
سیزدهیم نخست وزیر کانادا
۲۱ ژوئن ۱۹۵۷ الی ۲۲ آوریل ۱۹۶۳

تیم کانادا پس از دریافت مدل طلای هاکی مردان در بازی های المپیک زمستانی ۲۰۱۰ در ونکوور